تبليغاتX
آفتاب مهربانی
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم...

اين بچه‏های کوچولو چقدر جذاب هستند!

اين کوچولوها رو ببينيد، خيلی زيبا هستند:


































آيا می توانيد تصور کنيد چقدر کار برای ساخت اين کوچولوها انجام شده است؟

اينها همه شيرينی هستند! و از ترکيب بادام، سفيده تخم مرغ و شکر درست شده اند.

ghatar.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
در زير عكسهاي جالبي از مهراب فاطمي ( قويترين مرد ايران ) رو تقديم
 
 شما مي كنم
 
mehrab-fatemi.jpg


مهراب فاطمي: از سال 74 تا 76 كشتي مي گرفتم. با منصور برزگر هم تمرين مي كردم. اما فقط يكي دو سال طول كشيد. آن سال ها برادر بزرگترم مهدي رفت سمت پاورليفتينگ. من را هم برد طرف پاورليفتينگ. تا اين كه سال 77 شدم قهرمان ايران. ركورد آسيا را هم زدم. بعد هم كه زيرنويس تلويزيون زدند كساني كه قدرت خوبي دارند مي توانند در مسابقات قوي ترين مردان ايران شركت كنند.
همان مسابقاتي كه در سالن بانوان ورزشگاه آزادي بود؟
آره. بعد از اين كه زيرنويس را ديدم به مهدي گفتم و دوتايي رفتيم ثبت نام كنيم. آن جا پرسيدند شما چه ورزشي مي كنيد، ما هم گفتيم پاورليفتينگ. بعدها فهميديم كه قوي ترين مردان دنيا هم پاورليفتينگ كار مي كنند.

 

 
 
mehrab-fatemi1.jpg
 
 
mehrab-fatemi2.jpg
 
 
mehrab-fatemi3.jpg
 
 
mehrab-fatemi4.jpg


مهراب ،مهدي،حسين سه برادر قهرمان كه هميشه و همه جا با هم هستند و راز موفقيت شان را با هم بودن مي دانند.

 
 
mehrab-fatemi5.jpg
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 6:16 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
Nokia has just released three new hand-sets to its N-series range in Open Studios located in Berlin, Germany. One that particularly stands out is the N93 camcorder phone, featuring a bit more than just your average 5 second video recorder on your typical mobile phone. The Nokia N93 features a 3.2 Megapixel camera, included with Carl Zeiss optics, recording at 30 frames per second capturing DVD like quality.

 
Mr_Bab3p@yahoo.com

 
Mr_Bab3p@yahoo.com
Mr_Bab3p@yahoo.com
The Nokia N93 provides a 3x optical zoom lens with video stabilization and high definition display, with a picture so visually enhanced it can even be played in your living room TV with wide-screen playback.آ  The N93 records video in MPEG-4 with digital stabilization to avoid a shaky picture, and records audio in high quality stereo sound.آ  The N93 active toolbar allows users to see details such as balance, exposure, with dedicated keys for shutter, zoom and flash keys.آ 
The N93 also contains an internal hardrive of 50 MB but can be further expanded with 2 GB miniSD cards allowing up to 90 minutes of high quality DVD picture or 2500 premium photos.آ 
Videos and photos can be fully edited using with Adobe Premiere Elements 2.0 and can be uploaded and uncompressed through e-mail or Bluetooth.آ Video data can be sent to your TV either through an included wire, or even wirelessly through an intergrated WLAN and UpnP.آ Among other things the Nokia N93 allows users to surf the web, has a built in FM radio tuner, digital music player, and even hands-free video calls.آ The Nokia N93 runs on S60 3rd Edition software on Symbian OS, and will be available this July for around $682.00.
 

 

 
Specifications
Mode
Dual mode WCDMA/GSM and triband GSM (EDGE/GSM 900/1800/1900 + WCDMA 2100 MHz networks)
OS
Symbian S60 3rd edition
Dimensions
118.2آ xآ 55.5 xآ 28.2 mm
Battery Type
Lithium Polymer battery BP-6M 1100mAh
Battery Life
Up to 300 mins talktime, up to 240 hours standby time
Weight
180آ grams

 

 

 

 

 

 
Display
2.4" 2,62,000 colors, TFT (320آ x 240)
External Display
1.1" 65k colors, TFT (128 x 36)
Expansion Slot
microSD
Built-in Memory
50MB
Camera
3.2آ Megapixel Carl Zeiss Vario-Tessar lens w/flash
Connectivity
GPRS, WiFi, EDGE, Bluetooth, Infrared, Java, MMS, SMS, USB, WAP, Push to talk, TV Out
Others
64 polyphonic, Stereo FM Radio, Music Player, MPEG Video Recording, 3x Optical Camera Zoom, Sub Camera, Nokia XpressPrint, Nokia Web Browser with Minimapآ  
Product Homepage
nseries.com
 
Sales Package Contents
  • Nokia N93
  • 128 MB miniSD card MU-17 (may be different depends on country)
  • Nokia Battery BP-6M
  • Nokia Stereo Headset HS-23
  • Nokia Travel Charger AC-4
  • Nokia Charger Adapter CA-44
  • Nokia Connectivity Cable CA-53
  • Nokia Video Connectivity Cable CA-64U
  • Protective Pouch CP-83
  • Wrist Strap CP-84
  • DVD-ROM with PC software - (containing Nokia PC Suite, Lifeblog, Adobe Photoshop Album Starter Edition
  • , Adobe Premiere Elements 2.0, Home Media Server software)
  • User guide, Quick Start guide, Get Connected guide and Add-on Application guide
  •  
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
     
  • Mr_Bab3p@yahoo.com
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
 
 
 
 
طناب
 

داستان درباره يک کوهنورد است که مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود.
او پس از سالها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز کرد
 ولي از آنجا که افتخار کار را فقط براي خود مي خواست،
 تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود.
 
شب بلندي هاي کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. و ابر روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود.
 
 

همانطور که از کوه بالا مي رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پايش ليز خورد،و
در حالي که به سرعت سقوط مي کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط
لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن
به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت.
 
 
همچنان سقوط مي کرد و در آن لحظات ترس عظيم، همه ي رويدادهاي
خوب و بد زندگي به يادش آمد.
 
اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است.
ناگهان احساس کرد
 که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود
 و فقط طناب او را نگه داشته بود.
و در اين لحظه ي سکون برايش چاره اي نمانده جز آن که فرياد بکشد:
" خدايا کمکم کن"
 
 
ناگهان صدايي پر طنين که از آسمان شنيده مي شد، جواب داد:
" از من چه مي خواهي؟ " 
 
 

اي خدا نجاتم بده!
 

- واقعاً باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟
- البته که باور دارم.
- اگر باور داري، طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن!
 
يک لحظه سکوت!!  و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو
 به طناب بچسبد... 
گروه نجات مي گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند.
بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود.
او فقط يک متر با زمين فاصله داشت!
و شما؟
چه قدر به طنابتان وابسته ايد؟
ايا حاضريد آن را رها کنيد؟
در مورد خداوند هرگز يک چيز را فراموش نکنيد.
هرگز نبايد بگوييد او شما را فراموش کرده.
يا تنها گذاشته است.
هرگز فکر نکيند که او مراقب شما نيست.
به ياد داشته باشيد که او همواره شما را
 با دست راست خود نگه داشته است
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 3:44 بعد از ظهر  توسط افشین | 

يادته اولين ديدار
اولين بوسه
يادته؟
اولين باري كه همديگه رو بغل كرديم و بوسيديم
به هم قول داديم مال هم باشيم
به هم دروغ نگيم
چه خوبه ديدنت چه خوبه موندنت چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
چه قدر سخته آدم كسي رو كه همه عشقش شده.همه ي وجودش شده
هر چند وقت يه بار ببينه
خوش به حال اونايي كه عاشقن و هميشه كنار هم هستن
خوش به حال اونايي كه مي دونن يه روز به هم ميرسن
خوش به حال اونايي كه فرصت هاي زيادي براي زندگي دارن
خوش به حال اونايي كه اول راه هستن
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم بمونم منتظر تا برگردي پيشم
اگر چه بوسه ي اونروزمون گناه به شمار ميرفت
ولي براي من مقدس بود
يه جور تجديد ميثاق بود
اون چيزي كه به بوسه طعم لذت مي بخشه گره خوردن نفسهاي دوتا
عاشقه
يه فضاي مشترك
يه فضاي كوچيك
تو رو تو كدوم ترانه؟ تو كدوم شعر جستجو كرد؟
تو رو تا كي از خدا خواست؟داشتنت رو آرزو كرد؟
كاش ميشد دائم تو رو ديد
به هم قول داديم هميشه به ياد هم باشيم .براي هم باشيم
به هم قول داديم پشت محكمي براي هم باشيم
تكيه گاه دله هم
به هم قول داديم مثل آينه باشيم صافِ صاف كه بشه زشتي ها وزيباييها
رو توي دل هم ببينيم
قسم خورديم كه به جز هم به كسي ديگه ايي پناه نبريم
تصميم گرفتيم همديگه رو كامل كنيم
به هم ديگه آرامش هديه كنيم
از خدا خواستيم
ما هميشه از خدا خواستيم توي اين عشق كمكمون كنه
از خدا خواستيم اگه توي اين راه گناهي كرديم فقط بزاره رو حسابِ عشقمون
خيلي چيزاي ديگه رو به زبون نياورديم و به هم گفتيم
خانه ام وقتی می آيی تمامش مال تو
هرچه دارم غير تنهايي تمامش مال تو
صد دوبيتي ، صد غزل دارم و حتي يک بغل
شعرهاي خوب نيمايي تمامش مال تو
بيکران بند اقيانوس اي آرام دل
اي پري خوب دريايي تمامش مال تو
عشق من عشق زميني نيست باور کن عزيز
عشقم اين عشق اهورايي تمامش مال تو
بازهم بيت بد پايان شعرم مال من
شعرهاي خوب بالايي تمامش مال تو
كاش مي دونستيم تا چه حد به قول يي كه به هم داديم پايبند بوديم
 
تقديم به همه ي عاشق ها
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
 مصاحبه با محسن چاووشی
 
 
000186.jpg
 
داريوش مهرجويي ترجيح داده براي فيلم جديدش علي سنتوري از آهنگ هاي او استفاده كند. اين براي محسن چاووشي كه دارد اولين آلبوم رسمي اش را آماده مي كند يك فرصت استثنايي است
گفتند خودت را برسان انقلاب رفتم ديدم يك نفر با عينك آفتابي، مشغول
امضا دادن است و او را آقاي چاووشي صدا مي زنند
 
با محسن چاووشي از دفتر آفاق فيلم بيرون آمديم تا او به سوپر ماركت كوچه بغلي برود و ما از او خداحافظي كنيم. محسن كه رفت داخل سوپر ماركت، از سه نفر جواني كه كنار در ايستاده بودند، پرسيديم محسن چاووشي را مي شناسيد. هر سه مي شناختندش و ترانه هايش را دنبال مي كردند. اما او از جلويشان رد شده بود و هيچ كدام از سه جوان، نفهميده بودند كه خواننده مورد علاقه  شان همين جوان سياهپوشي است كه هر روز از سوپر ماركت محله خريد مي كند. براي پي بردن به خاص بودن موقعيت، جاي محسن چاووشي را با بنيامين يا رضا صادقي عوض كنيد و عكس العمل جوان ها را پيش بيني كنيد. زندگي با شهرت يا بي شهرت؟ او را همة شهر مي شناسند اما در روزگار انفجار اطلاعات و ارتباطات، هيچ كس او را به جا نمي آورد. موقعيت عجيبي است!
امروز حتي ترانة محسن چاووشي هم از تلويزيون پخش شده، با موفق  ترين كارگردان سينماي ايران همكاري كرده، اما هنوز... او را بايد مرد نامرئي موسيقي ايران محسوب كرد.

اين روزها، با علي سنتوري نامت در اكثر روزنامه ها و نشريات ديده مي شود.
همكاري خوبي بود. پسر برادر شريفي نيا تماس گرفت و گفت حاضري در اين پروژه همكاري كني؟ قرار ملاقاتي با مهرجويي داشتم و بعد از آن با محمدرضا شريفي نيا صحبت كردم و فيلم نامه را گرفتم كه بخوانم.

فيلم نامه براي چي؟
براي اين كه با توجه به حال و هواي فيلم نامه، ترانه و آهنگ كار را بسازيم.
پس كار ساخت آهنگ كاملا با خودت بوده؟
بله. با همكار قديمي ام، امير ارجيني شروع به كار كرديم و ترانه  هايي براي علي سنتوري سروده شد و آهنگ ها هم ساخته شد. همة امور را در اختيار ما قرار دادند. امير ارجيني مثل هميشه، سنگ تمام گذاشت.
و سنتور ماجرا؟
اساسا فيلم بر محوريت يك سنتور نواز است، پس طبيعي است كه سنتور يك ركن اساسي در تنظيم ترانه هاي فيلم خواهد بود. به همين دليل اردوان كامكار كه سنتورنواز درجه يكي است، وارد كار شد و با همكاري او، كارها انجام شد.
آهنگ ها، تلفيقي اند؟
موزيك پاپ است اما با پس زمينه سنتور.
براي من تجسم بهرام رادان كه با صداي تو بخواند، مشكل بود. خيلي هاي ديگر هم همين عقيده را داشتند.
اگر حرف زدن معمولي من و بهرام را مقايسه كني، مي بيني كه خيلي شبيه هم است.
البته كساني كه سر ضبط صحنه كنسرت علي سنتوري بودند، مي گويند صدايت خيلي خوب روي صورت بهرام رادان مي نشيند.
من شب فيلم برداري كنسرت ها سر صحنه نبودم و نمي دانم چطور شده، اما شنيدم كه همه راضي بودند.
با خود رادان هم دربارة ترانه ها صحبت كردي؟
بله. چند بار با هم حرف زديم. برايم جالب بود كه بهرام همه كارهاي من را داشت و مي گفت كه خيلي زياد، ترانه هاي من را گوش مي كند.
نكته جالبي كه درباره ترانه هاي فيلم مهرجويي شنيده مي شد، اين بود كه انگار همه محسن چاووشي را مي شناسند. اين، خودش يك نوع به رسميت شناختن موسيقي محسن چاووشي است كه هنوز آلبوم اش از كانال رسمي بيرون نيامده؟
نمي دانم چه بگويم. اما به خود آقاي مهرجويي هم گفتم كه من هنوز به طور رسمي موفق نشده ام آلبومي منتشر كنم. اما گفتند كه ما ترتيب همه كارها را داده  ايم. شريفي نيا مي گفت مهرجويي خودش مجوز است.
مهرجويي را به عنوان كارگردان روشنفكر سينماي ايران مي شناسند. خيلي جالب است كه تو را پسنديده و به عنوان خواننده اش انتخاب كرده. به نظر خودت در موسيقي تو چه ديده كه اين انتخاب را كرده؟
اين را بايد از خود آقاي مهرجويي بپرسيد
بهرام رادان، بازيگر نقش علي سنتوري در آخرين فيلم مهرجويي، خودش از طرفداران محسن چاووشي است. اين طور كه مي گويند صداي چاووشي روي تصوير رادان به خوبي مَچ شده و طبيعي از آب درآمده. آهنگ ها را چاووشي و گروهش ساخته اند و اردوان كامكار نقش اصلي را در انتقال تكنيك هاي سنتورنوازي به هر دوي آن ها داشته

آيا كار با مهرجويي باعث شده تغييري در نوع كارت ايجاد شود؟
به هر حال نوع موسيقي با بافت فيلم بايد همخوان مي شد. در تنظيم آهنگ از سازهاي سنتي، بيشتر استفاده شد. علاوه بر آن، اساسا كارهاي من از شروع كار تا الان تفاوت زيادي كرده، هم از جنبه كلام و هم ملودي و تنظيم. آهنگ سنگ صبور در فيلم علي سنتوري آخرين كار واقعي من است كه كاملا از آن راضي ام.
اين موضوع قابل لمس است. از نفرين به لنگه كفش رسيده اي.
اگر مي توانستم، نفرين را از كارنامه ام پاك مي كردم. دوست ندارم سياه بخوانم. ترانه را مردم جدي اش كردند وگرنه مي شود با نگاه طنز با آن روبه رو شد. مگر مي شود يك عاشق به معشوق اش بگويد: خدا الهي بزنه تو كمرت! من ديگر كار سياه نمي خوانم. ايدئولوژي ام تغيير كرده. احساس مي كنم راهم را پيدا كرده ام.
نسبت به آلبوم اولت كفتر چاهي الان چه احساسي داري؟
كليت كار را الان نمي پذيرم. اگر قرار بود الان كارم را شروع كنم، هيچ وقت با آن شعرها كارم را شروع نخواهم كرد. الان شعر براي من يك ركن اساسي است. به جز ترانه حميد مصدق و كفتر چاهي نسبت به بقيه آهنگ  ها، تعلق خاطري ندارم.
يكي از بهترين ملودي ها و تنظيم هاي تو در تمام كارهايت را در ترانة مرگ حميد مصدق مي بينيم. در حالي كه اساسا ملودي گذاشتن روي اشعار او كار سختي است.
كتاب ده منظومه را مي خواندم كه مجموعه اي از اشعار شاعران بزرگ شعر نو بود. از اين ترانه خيلي خوشم آمد، ملودي گذاشتن روي اين شعر هم خيلي سخت بود. ميزان اش خراب مي شد. يك جاهايي را هم به زور شعر را داخل ملودي جا داديم ولي من هم از كليت كار راضي بودم.
اما آن چه شنيده ايد، ماكت كار بوده. تنظيم اصلي متفاوت بود كه هيچ كس آن را نشنيده است. تنظيمي كه قرار بود به ارشاد ارائه شود اما متاسفانه با پخش اينترنتي كپي سازان، همة زحمات ما بر باد رفت.

و آلبوم خودكشي ممنوع ؟
من آلبومي را كه به عنوان لنگه كفش بين مردم پخش شده، قبل از خودكشي ممنوع كار كردم. در طول سال هاي فعاليتم، اين آهنگ ها را ساخته بودم كه باز به عنوان آلبوم مستقل پخش شد. به نوع آهنگ ها اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه ملودي ها و تنظيم ها، از خانواده متفاوتي اند و با هم مچ نيستند. يعني به عنوان يك آلبوم در امتداد هم نيستند.
به هر حال، همه بعد از كفتر چاهي ، آلبوم خودكشي ممنوع را شنيدند. جوري كه تمام اتومبيل ها و پاساژها و مغازه هاي CD فروشي، آهنگ هايش را پخش مي كردند.
ترانه خودكشي ممنوع را بهاره مكرم سروده كه خيلي ها فكر مي كنند ترانه مكرم، خواهر بزرگترش كه شاعر معروف تري است، شعر آن را گفته. جوان ها كمي كم حوصله شده اند و با يك مشكل كوچك به سمت كارهاي غيرعقلاني مي روند. به همين دليل، اين آهنگ را ساختم و خواندم. اميدوار بودم بتوانم از كانال رسمي، آن را به گوش هموطنانم برسانم اما متأسفانه باز هم كساني كه آيندة حرفه اي يك موزيسين برايشان اهميتي ندارد، همه چيز را خراب كردند.
000195.jpg
 

درآمدتان از اين آلبوم هايي كه از شما منتشر شده، چقدر بوده است؟
صفر.
واقعا؟
باور كنيد. من يك ريال هم از طريق آلبوم هايم درآمد نداشته ام.
پس با چه انگيزه و اميدي، دوباره دست به كار مي شويد؟
آهنگ  هايي كه در لنگه كفش مي شنويد، مجوز گرفته بودند. اما با پخش اين آهنگ ها از كانال هاي غيررسمي، تمام وقت و انرژي كه براي اين كارها گذاشته بودم، به هدر رفت. من به اميد گرفتن مجوز و پخش رسمي آلبوم هايم كار مي كنم اما نمي دانم چگونه بعضي از اين دوست نماها، اين قدر با من دشمني مي كنند.
اما ديدي كه وجود دارد اين است كه در واقع پخش كارهاي تو، با اجازه خودت انجام مي شود و يك نوع سرمايه گذاري براي آلبوم هاي آينده ات است. يك جور كسب محبوبيت و شهرت.
 

آخر، اين ديد اشتباه است و تناقض دارد. يعني اگر آلبوم ها، به صورت رسمي منتشر مي شدند، موفق نمي شدند؟
پس چطور آهنگ هايت به همين راحتي در دسترس قرار مي گيرد؟
خيلي عجيب است. بعضي از اين وبلاگ ها، ماكت ها را به دست آورده اند و حتي اين قدر حرفه اي اند كه تنظيم ها را عوض كرده اند و با تنظيم جديد، آهنگ ها را تبليغ مي كنند.
اگر درآمدي نداري چطور پول شعر و تنظيم مي دهي؟
جز يكي دو مورد پول ترانه و تنظيم نداده ام. دوستان به خاطر علاقه و عشق به كار با من همكاري كرده اند. اما اگر موفقيتي به دست بياوريم، دوستانم را فراموش نمي كنم و خوبي هايشان را جبران مي كنم.
در وبلاگ ها هم، از تو، يكي دو عكس بيشتر پخش نشده. براي مصاحبه هايت هم عكس نمي گيري. اين يك ژست نيست؟
نه اصلا. با پخش عكس ها، باز هم آلبوم هاي جديدي با ليبل جديد، منتشر مي شود. اين مسأله دردسر بزرگي براي من به وجود آورده و باعث شده نتوانم به عنوان يك موزيسين رسمي، كار كنم.
در كليپ آهنگي هم كه به صورت شعرك با مهدي مقدم و فرزاد فرزين خوانده اي،تصوير مبهمي ازت ديده مي شود.
اصلا در جريان ساخت كليپ نبودم. بچه  ها سفارش ساخت آهنگي به من دادند و من آن را ساختم و قسمت اولش را خواندم. اما خودشان آهنگ را تغيير داده بودند و بخش هاي بعد را ميكس كرده بودند. تا حالا در هيچ كليپي حاضر نشده ام. چند روز پيش در فروشگاه غيرمجاز فروش CD در خروجي يك مترو، ديدم آگهي كليپ هاي محسن چاووشي به شيشه مغازه چسبانده شده. به سمتش نرفتم. چند روز بعد يكي از دوستانم با فروشنده  همان مغازه صحبت كرده بود و گفته بود كه چاووشي اصلا كليپي ندارد، اين را از كجا آورده اي؟ فروشنده به دوستم گفته بود: برو آقا، كاسبي ما را خراب نكن. به شما هيچ ربطي ندارد كه از كجا آمده.
داخل CD چه بود؟
بعضي از آهنگ هاي مرا يك كارگردان آماتور، با يك شخصيت خيالي به صورت كليپ درآورده و به خورد خلق الله داده.
يكي از مضرات نبودن عكس از شما هم همين مسأله است ديگر.
باور مي كنيد تا حالا چند تا محسن چاووشي تقلبي گرفته ايم؟ چند روز پيش، منزل بودم كه دوستم زنگ زد و گفت خودت را سريع برسان به انقلاب. رفتم ديدم يك نفر، با عينك آفتابي، مشغول امضا دادن به مردم است و همه او را آقاي چاووشي صدا مي زنند. دور و برش حسابي شلوغ بود.
 

ازش امضا نگرفتيد؟
خجالت كشيدم بروم سمتش.
در نهايت اين سوءاستفاده ها به ضرر خودت تمام مي شود ديگر.
به اسم محسن چاووشي كلي كارها مي كنند و دودش به چشم من بينوا مي رود
شايد داشتن يك وب سايت رسمي، خيلي از اين مشكلات را حل كند.
در فكرش هستم. به زودي اين كار را مي كنم. اما خود تريبون داشتن هم مشكلات خودش را دارد. يك وبلاگ داشتم كه شده بود محل نزاع طرفداران خواننده  هاي مختلف.
 
000249.jpg
 

مي رسيم به پديده قميشي  ايزم و شباهت صداي چند نفر از خوانندگان داخلي به او.
شايد در آلبوم اول صدايم كمي شبيه قميشي بود، اما بعد از آن، آگاهانه، نوع صدايم را تغيير دادم تا شائبه تقليد به ذهن كسي نيايد. خود ايشان هم گفته كه صداي چاووشي با صداي من فرق دارد. او نگاه مثبتي به كار من داشته و اين مسأله براي من خوشايند است.
اما يكي از خواننده  هاي داخلي كه سعي زيادي براي شبيه خواني دارد، در آلبوم جديدش حتي از صدايي شبيه صداي يك خوانندة دسته سوم لس آنجلسي استفاده كرده تا حال و هواي كارش با نمونه اصلي شبيه شود.
به هر حال اين مسائل هم وجود دارد.
پس از يك دوره همكاري با رضا فؤاديان، تنظيم كننده سابق ات، ظاهرا با تنظيم كننده جديدي كار مي كني؟
با شهاب اكبري كار مي كنم كه فضاي متفاوتي را در كارهايم به وجود آورده است. اگر خدا بخواهد و موفق شوم براي آلبوم جديدم مجوز بگيرم، يك كار متفاوت و جديد از من مي شنويد كه مطمئنا موفق خواهد بود.
سازبندي ات عوض شده؟
بله. از سازهاي سنتي، استفاده بسيار خوبي كرده ايم و فضاي مدرن را با سازهاي ايراني تركيب كرده ايم. از تار و سه تار و كمانچه و قيچك در كنار سازهاي الكترونيك استفاده كرده ايم و حاصل كار، مرا راضي كرده است.
اين روزها براي كسي هم آهنگ مي سازي؟
براي يك خواننده جديد به نام محمد جاسمي كه خواهرزاده جلال محمديان خواننده مردان خدا است. او يك پرده بالاتر از تمام كساني مي خواند كه مي شناسيد. آلبوم او بازار را تكان مي دهد. اطمينان دارم.
ظاهرا بعد از كار موفق علي سنتوري ، پيشنهاداتي براي فيلم هاي سينمايي ديگري هم به تو شده.
پيشنهاد بوده. اما قطعي نشده.
موسيقي مورد علاقة خودت چيست؟
راك. اگر موفق شوم يكي دو آلبوم موفق به بازار ارائه كنم، آن وقت كاري را كه خودم مي خواهم، انجام مي دهم و يكي دو تا آهنگ راك واقعي را به مردم هديه مي كنم. كارهاي كلايدرمن را هم دوست دارم.

حالا وقتي به كارهاي گذشته ات نگاه مي كني، دوست داري كدام كارهايت را پاك كني؟
دوست ندارم منفي بخوانم. دوست ندارم در ترانه كلمه اي مثل مي كشمت بياورم. خواندن اين چند آهنگ اشتباه محض بود. ساده بودم و گول خوردم. اصلا به آن چه مي خواندم اعتقاد نداشتم و اشتباه كردم. من صدايم تلخ است اما سياه نمي خوانم. فقط شعرهاي اجتماعي و عاشقانه مي خوانم. ديگر اشتباه نمي كنم.
ولي حتي باز هم خوانده اي: فكر نكنم بشه با صد تا دريا‎/ اين همه نفرتو بشوري از من
ولي شايد با صد و يك دريا بشود. تازه گفته ام فكر نكنم و اصلا قطعيتي ندارد.
آهــنگ امــام رضا (ع) هــم از تو در تلويزيون پخش شد. بعضي ها مي گويند اين آهنگ هاي مذهبي را براي كسب مجوز مي خواني؟
نه به خدا. من با تمام اعتقادم و با تمام عشق و علاقه ام، اين آهنگ ها را اجرا كرده ام. آهنگ راه كربلا را هم به عشق امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) كه ارادت قلبي زيادي به ايشان دارم، اجرا كردم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:42 بعد از ظهر  توسط افشین | 
نازنين بنيادی، چهره ای جديد
 
 در صنعت سينمای هاليوود
 
Image and video hosting by
 TinyPic
 
نازنين بنيادی چهره جديدی در صنعت سينمای هاليووده از نوع جوون پسند و هنريش! ولی وقتی که تو يکی از ويديوهای افشين بازی کرد توجه ايرانی ها بهش جلب شد، از جمله ما! فرصتی شد که روز تولدش ( اول تير) باهاش آشنا بشيم و به قول معروف شمعهاشو دسته جمعی فوت کنيم
بهزاد: نازنين، اولاً تولدت مبارک.
نازنين: مرسی قربانتان برم.
نمی خوام ببپرسم چند ساله ميشی، بهتره نپرسم.
خانم ها اصولا سنشون رو نميگن ولی می تونم بگم که اصولا نقش های جوونتر از سن اصلی ام رو بازی می کنم.
در هاليوود چه نقش هايی بهت ميدن؟
متاسفانه با چيزهايی که تازگی در دنيا پيش آمده، به آدم های اهل خاورميانه بيشتر نقش های تروريستی می دن. البته به نظر من يه هنر پيشه بايد همه نقش ها رو بتونه خوب بازی کنه. ولی برای اول کار، آدم بايد فقط مواظب باشه که ديدی که مردم از فرهنگ ايرانی دارن يک ديد مثبت باشه. در حال حاضر هاليوود خيلی نقش های منفی از آدم های خاور ميانه نشون ميده و برای من اين خيلی مهمه که مردم دنيا مخصوصا در باره ايران ديد خوبی داشته باشن.
خوب از نقش هايی که در حال حاضر بازی می کنی چند نمونه برای ما بگو.
فيلم "گيم فيس" را که تازه تمام کردم فيلم هاليووديه. "گيم فيس" يک فيلم کمديه و من نقش زنی رو دارم که از عشق بيزار شدم و اجازه نميدم که نه خودم عاشق کسی بشم و نه کسی عاشق من بشه
Image and video hosting by TinyPic
 
خوب ديگران هم آرزو دارن بتونن برن سينما و خيلی جالبه که تو تونستی به عنوان يه دختر خارجی در اين صنعت آمريکايی راه پيدا کنی، خوب با اينکه در آمريکا بزرگ شدی و با فرهنگ اين کشور خوب آشنايی داری، اين کار خيلی مشکله، تازه در چند فيلم هم بازی کردی. جريان چطور بوده که وارد اين کار شدی؟
راستش واقعا شانس آوردم. دور و برم آدم های مثبت بودن که خيلی به من کمک کردن و ديگه اينکه در هاليوود خيلی راحت بود که به آدم بگن نميشه، سعی خودت رو بکن ولی اميدی نداشته باش. ولی تنها چيزی که ما داريم اميده. بدون اميد و تلاش واقعا آدم به هيچ جای نمی رسه و من تا جاييکه می تونم واقعا سخت کار می کنم و نصيحت هايی که تا به حال به من شده، واقعا نصيحت های خوب و مثبت بوده. و همونطور که گفتم مهمترين چيز اينه که دور و بر آدم مردم خوب و مثبت باشه.
ولی خوب چطور آشنا داشتی که بتونه تو رو معرفی کنه و اون چيزی که جرقه زد چی بود؟
چيزی که جرقه زد، در اصل راستش را بخواهيد، استاد هنر پيشگی ام بود. او در دهه هفتاد در هاليوود کارش رو شروع کرد و اونقدر هنر پيشه ماهريه که وقتی من آموزش رو با اون شروع کردم، واقعا چيزهای زيادی در مورد هنر پيشگی ياد گرفتم. انقدر چيزهای مختلف به من ياد داد که وقتی که به مصاحبه رفتم اصلا احساس ترس و نگرانی نمی کردم. به راحتی می تونم بگم کسی که می خواد هنر پيشه بشه و موفق باشه، مهمترين چيز اينه که يک استاد خوب داشته باشه.
Image and video hosting by TinyPic
 
نازنين آيا فيلم های "گيم فيس" و "دی سنيچ" بيرون آمده يا اينکه بيرون مياد؟
گيم فيس تا ماه ژنويه بيرون مياد و وارد فيستيوال سان دنس ميشه.
شب افتتاح هم لباسهای قشنگ می پوشی تا روی فرش قرمز راه بری.
اميدوارم، خيلی خوشحال ميشم که بتونم به عنوان يک جوون ايرانی روی فرش قرمز راه برم
برای کسانيکه دوست دارن ترو ببينن می تونن روی بعضی از ماهواره ها ببينن چونکه در ويديوی "بيخيال" افشين هم بازی کردی.
بله يک نقش داشتم در ويديوی افشين جان. افشين واقعا يکی از ماهرترين خوانندهای ايرانی است و افتخارم بود با اون کار کنم. اتفاقا از اون ويديو در دنيا از جمله در ايران و دوبی چندين طرفدار پيدا کردم. من واقعاً از همه ممنونم که اينقدر از من حمايت می کنن.
فکر می کنم در اين ويديو تو نقش اصلی با افشين رو بازی می کنی
آری توی ويديوی بيخيال، افشين جان تو گوشم ميخونه.
نازنين جان تو هم در هاليوود بازی می کنی هم در ويديو؟
اصولا من ويديو بازی نمی کنم ولی اون ويديو يک کار تک بود و فکر نکنم که تو هيچ ويديو کليپ ديگه ای بازی کنم، چه ايرانی چه خارجی.
Image and video hosting by TinyPic
 
 
توی ويدئوی خواننده های ديگه ای هم بودی؟
نه. تصميم دارم فقط کار سينمايی رو ادامه بدم.
مثل اينکه به موسيقی نه تنها علاقه داری، خودت هم ساز ميزنی، درسته؟
بله. پيانو و ويلن می زنم. من عاشق موسيقی هستم. از بچگی پدرم به من می گفت "نازنين جان، برای همه پيانو بزن."
در عين حال مثل اينکه توی دانشگاه تحقيقاتی هم در زمينه سرطان کردی؟
بله. قبل از هنرپيشگی تصميم داشتم به دانشگاه پزشکی برم به همين خاطر يک مقدار تحقيق در زمينه سرطان انجام دادم.
نقشه ات برای روز تولدت چيه؟
هنوز نقشه ای ندارم! ولی اميدوارم دوستام برام نقشه ای داشته باشن!
 آهنگی که باهاش می رقصی چيه؟
آهنگ "بی خيال" از افشين ولی خوب من همه نوع موسيقی رو دوست دارم
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط افشین | 

 
گفت‌وگو با بنيامين بهادرى

دنيا مثل شماها نداره
 
 

 

 

اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل است كه هيچ‌كس فكر نمى‌كند توان عاشق شدن داشته‌باشد و حالا هم كه عاشق شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى‌كنند. آن آدم ديگر يك سال و ده ماه و دو روز است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى‌خواهد بگويد دوستت دارم، زبانش مى‌گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم‌هاى عجيب و غريبى كه ترحم برانگيز هستند و خيلى‌ها با آنها در ترانه‌هاى بنيامين هم‌ذات پندارى مى‌كنند. در صدايى كه انگار مرثيه گويى مى‌كند و نوحه مى‌خواند، همچنان كه پيش از اين خوانده بود: بوى سيب و حرم حبيب و... پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ در ماه‌هاى محرم و صفر بر شيشه ويترين‌ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى‌كند و چهره خواننده با «محاسنش» صدايى را يادآورى مى‌كند كه مناسب نوحه‌خوانى است: بوى ياس و حرم عباس و...
آلبوم او با نام ۸۵ يك باره مجوز مى‌گيرد و به‌صورت وسيع تكثير، پخش و خريده مى‌شود. انتشار ناگهانى آن، فروش بالايش، پخش سريعش و همه‌گير شدنش خيلى‌ها را شوكه مى‌كند. بنيامين بهادرى چهره موسيقى پاپ ايران در سال ۱۳۸۵ مى‌شود، با آلبوم ۸۵. آهنگ‌هاى او را حتى اگر نخواهى بشنوى، به گوشت مى‌رسد. در مغازه‌اى، كافه‌اى نه چندان دنج، ماشينى كه با سرعت مى‌رود يا در ورزشگاه‌آزادى بعد از قهرمانى استقلال در پنجمين دوره ليگ برتر. ديگر نمى‌شود او را ناديده گرفت. از بنيامين بهادرى مى‌خواهيم براى گفت‌وگو به روزنامه شرق بيايد. او مى‌آيد به همراه محسن رجب‌پور تهيه‌كننده‌اش، مدير شركت ترانه‌شرقى و اين‌بار چهره او را متفاوت از پوسترهايش مى‌بينيم. با صورتى اصلاح شده، موهاى مدل‌آناناسى، اهل خيابان جيحون تهران، ۲۳ساله، جوان و خجالتى. چهره او حتى متفاوت از عكس‌هايى است كه براى اين گفت‌وگو در روزنامه منتشر مى‌شود.
محسن رجب‌پور علاوه بر تهيه آلبوم ،۸۵ تهيه‌كننده تمام كنسرت‌ها و آلبوم‌هاى گروه آريان هم هست. براى انتشار اين كار در اسفند سال گذشته يك جلسه مطبوعاتى ترتيب داد كه بيشتر به يك مهمانى و ضيافت ناهار مى‌مانست و خبرنگارانى كه در آن جلسه حضور داشتند، بيشتر از اينكه براى گرفتن پاسخ سئوالات خود آمده‌باشند، وظيفه داشتند از خود پذيرايى كنند.

انتشار ناگهانى آلبوم ۸۵ خيلى‌ها را شوكه كرد. در شرايطى كه بسيارى از شركت‌هاى توليدكننده موسيقى پاپ براى گرفتن مجوز با مشكل روبه‌رو هستند، اين آلبوم چطور توانست منتشر شود؟

رجب‌پور: توليدات موسيقى پاپ از نيمه دوم سال ۸۴ متوقف شد. به اين دليل كه هنوز چارچوب توليد اين نوع محصولات در دولت جديد دقيقاً مشخص نشده‌است. بنابراين ما هم توليدات خود را متوقف كرده‌ايم. آلبوم ۸۵ اما قصه‌اش چيز ديگرى است. مراحل انتخاب شعر و ملودى اين آلبوم به سال ۸۳ برمى‌گردد و در چند ماه اول سال ۸۴ تكليف قطعات مشخص شد و چند ماه بعد براى دريافت مجوز به وزارت ارشاد رفت اما تا اسفندماه سال قبل در ارشاد ماند و بعد مجوز گرفت. اين طور نبود كه ما اثر را به وزارت ارشاد بفرستيم و بلافاصله مجوز بگيرد.
اين اثر چند قطعه ديگر داشت كه در آخرين لحظه توسط خودمان حذف شد و به يك قطعه هم وزارت ارشاد مجوز نداد. البته بعد از روى كار آمدن دولت جديد هيچ مديرى در دفتر موسيقى وزارت ارشاد تغيير نكرد و من فكر نمى‌كنم در مديران تغيير ديدگاهى به وجود آمده‌باشد. همزمان با انتشار آلبوم بنيامين چند كار ديگر هم به بازار آمد، اما چون اين آثار كمتر از بنيامين فروختند، خبر انتشارشان به گوش كسى نرسيد.


بنيامين بهادرى قرار بود آهنگساز آلبوم ۸۵ باشد. او روى ترانه‌هاى فريد احمدى- ترانه سراى اين مجموعه- ملودى ساخت و بعد نيما وارسته قطعات را تنظيم كرد و...

رجب‌پور: اجازه بدهيد اين سئوال را من به جاى بنيامين جواب دهم. بعد از اينكه بنيامين ملودى «خاطره‌ها» (دنيا ديگه مثل تو نداره) را مى‌سازد پروژه در ذهنش عملياتى مى‌شود. او شاعر و آهنگساز است و قبلاً براى خواننده‌هاى ديگر ترانه گفته. بنيامين را به استوديو برديم تا طريقه خواندن اين قطعه را به خواننده‌اى كه براى اين كار در نظر گرفته بوديم، ياد دهد. او روى موزيك بدون كلام خيلى ناشيانه و ابتدايى خواند تا خواننده روى اين الگو تمرين كند و ما از اين اتفاق ساده به اين نتيجه رسيديم كه صداى آقاى بنيامين بهادرى صداى خوبى است و در مملكت ما اين نوع صدا را دوست دارند، اگر دوست نداشتند شادمهر و فريدون اين همه طرفدار پيدا نمى‌كردند. حتى افغانى‌ها، پاكستانى‌ها و تاجيكستانى‌ها اين صدا را دوست دارند، بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه بنيامين مى‌تواند بخواند.
قبلاً چه كسى قرار بود بخواند؟

رجب‌پور: چهار پنج نفر تست دادند. كسانى مثل آقاى بهنام عظيم شاهى يا سوژه‌هاى جديد من كه حالا براى خودشان آلبوم دارند.


آقاى بنيامين صداى شما براى نوحه‌خوانى مناسب است همچنان كه قبلاً يك كار نوحه هم خوانده‌ايد. كسى به شما نگفته كه كارهاى بعديتان تحت‌الشعاع همان كار نوحه قرار گرفته است؟

بنيامين: نه

رجب‌پور: چرا من شنيده‌ام، دو علت مى‌تواند داشته باشد. يكى اينكه اولين كارى كه از ايشان منتشر شد، نوحه است...


اما آقاى بنيامين، شما قبلاً انتساب اين كار را به خود تكذيب كرده‌بوديد.

رجب‌پور: بله چون اين كار متعلق به بنيامين نيست.

بنيامين: آن آلبوم با صداى من بود اما متعلق به من نبود.

رجب‌پور: بله آقاى بنيامين بهادرى شاعر و آهنگساز است و آهنگسازى آن كار را كرده بود و فريد احمدى هم شعرش را گفته‌بود، بنيامين ماكت اين كار را كه با نام «ماه مهربان» منتشر شد، در استوديوى ناشر خواند و آن مجموعه براى تمرين به خواننده سپرده شد. شركت اين كار را ضبط كرد و به ارشاد فرستاد اما ارشاد به صداى كار ايراد گرفت و آن را رد كرد اما بعد از چند ماه به دليلى غيرمعلوم اين اثر با صداى بنيامين منتشر شد.


حتى راديو هم آن را پخش كرد.

رجب‌پور: بله تعجب ما هم از همين است.
 

آقاى بنيامين، شايد اين آهنگ، كارهاى ديگر شما را تحت‌الشعاع قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين مى‌آيد.

بنيامين: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب آقاى رجب‌پور هم گفتند، اين نوع صداها، در اين ملودى‌ها مى‌نشينند و با آن شعرها تركيب مى‌شود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مى‌رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجب‌پور: ببينيد، جوابش اين است كه خواننده اگر براى ايرانى‌ها از يك نتى پايين‌تر بخواند، صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ عروسى بخواند، مى‌گويند نوحه مى‌خواند.
بنابراين بنيامين نخواسته نوحهخوانى كند. ريتم بعضى از آهنگ‌هاى او چيزى متضاد اين را مى‌گويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه ديگرى داشته، اما كم‌كم اين وجهه تغيير كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن بعضى از قطعات آلبوم ۸۵.


قبلاً مى‌گفتند كه شما آهنگ «خاطره‌ها» را براى امام زمان خوانده‌ايد.

بنيامين: اين‌كه شما مى‌گوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق خيلى فرامرز است و چه بهتر كه اين كار عاشقانه را هر‌كس به عشق خود نسبت مى‌دهد.

 
مى‌دانيد كه درباره كارهاى عاشقانه ديگر چنين شايعه‌اى وجود ندارد.

بنيامين:
اين اثر وقتى منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در يك مجموعه در نظر گرفتند و شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد شد.
 

 خودتان هيچ جا عنوان نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خوانده‌ايد يا نه؟

بنيامين: نه
 
او تا قبل از انتشار اين اثر از ميزان موفقيت آن خبر نداشت. البته ناشر به او اميدوارى‌هايى داده بود. اما بعد كه آدم‌هاى عجيب و غريب اين آلبوم در صداى بنيامين حيات پيدا كردند و جوان‌ترها زير لب زمزمه‌اش كردند خواننده از موفقيت آلبوم مطمئن شد و توانست با اعتمادبه‌نفس بيشترى بگويد كه سبكى كه در ۸۵ ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده از ابزار مدرن.»
او قبل از اين به گفته خود براى برنامه‌هاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى مى‌كرده است و «رنگين‌كمان» اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد احمدى به صورت كاست منتشر شد.
 
 اگر خودتان ترانه‌سرا هستيد، چرا تمام شعرها را از فريد احمدى مى‌گيريد؟

بنيامين:
ترانه‌سرايى تمركز زيادى مى‌خواهد در حالى كه خيلى از كسانى كه اين كار را انجام مى‌دهند، خيلى راحت و ساده از كنارش مى‌گذرند.
 

شما براى گفتن شعر تمركز نداريد؟

بنيامين: نه، حس مى‌كنم ندارم. چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر ايده‌اى به ذهنم بيايد مى‌گويم و او در ترانه‌اش منتقل مى‌كند. پس نگران ترانه نيستم و تمام وقت و انرژى‌ام را روى آهنگسازى مى‌گذارم.

 
پس خودتان چطور ترانه‌سرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در كارهايتان براى كودكان از ترانه‌ هاى خود استفاده نكرده‌ايد؟

رجب‌پور:
البته بنيامين براى چند كار شاخص كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفته‌است.

 
كدام كارها؟

بنيامين: اسم نياوريم بهتر است.
 

چرا نخواستيد در اين مجموعه از هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده كنيد؟

بنيامين:
ما به يك ايده آل فكر مى‌كرديم. البته مواردى بوده كه من ايده‌اى داشته‌ام، ترانه‌اى گفته‌ام و فريد احمدى آن ايده را نگه‌داشته و ترانه را تغيير داده‌است. من دستپخت او را دوست دارم و به او اعتماد كرده‌ام.
 

پس ترانه‌هاى ايشان بهتر است.

بنيامين:
صددرصد. ما در كار تعارف نداريم.

آهنگ «خاطره‌ها» يا «آدم‌آهنى» بيشتر از آهنگ‌هاى ديگر شنيده مى‌شوند. چون احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيده‌شدن با ولوم بلند دارند.

رجب‌پور: بگذاريد من بگويم. يكى از خوبى‌هاى آلبوم اين است كه كسى را نديده‌ام كه چند قطعه آن را از خواننده‌هاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را بيشتر شنيده‌ايد به دليل انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصت‌هاى مختلف ساخته شده‌است. يعنى راننده در ماشينى كه ۱۰۰ كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طى‌كند، بايد بتواند با همه قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى نمى‌شود از كل مجموعه استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مى‌شنويد. در نظرسنجى‌هايمان مردم با قطعه «من امشب مى‌ميرم» بيشترين ارتباط را برقرار كرده‌اند و براى جوان‌هاى ۱۷ ، ۱۸ ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بوده‌است.
اما من مى‌خواهم چيز ديگرى بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى مملكت وجود دارد و به ازاى هر يك اثر اصل، ۱۰ كپى فروخته مى‌شود، اين اثر توانسته به گوش يك‌هفتم زنده‌هاى مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مى‌شود حتماً پتانسيلى در كل مجموعه وجود داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمى‌تواند اين همه مخاطب ميليونى داشته‌باشد.

بنيامين:
بله من هم حرف‌هاى آقاى رجب‌پور را تاييد مى‌كنم.


كسانى كه با كارهاى شما ارتباط برقرار نكرده‌اند عقيده دارند آثار شما و ترانه‌هاى اين مجموعه بيمار است. به درد لحظاتى مى‌خورد كه آدم‌ها در شرايط عادى و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ «آدم‌آهنى».

بنيامين:
يعنى به شرايط غيرعادى آنها كمك مى‌كند؟

بله.

بنيامين: فكر نمى‌كنم اين‌طور باشد.

رجب‌پور: آدم‌هايى كه شما مى‌گوييد از موزيك‌هاى خاص با ريتم‌هايى كه مدام تكرار مى‌شوند استفاده مى‌كنند و به تنها چيزى كه اهميت نمى‌دهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ فقط سه دقيقه است.

 
«۸۵» را جوان‌هاى زير ۲۰ سال بيشتر دوست دارند. شعرهايش را، ريتم تند بعضى از قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با اين اثر رقابت كند. ديگر از آن هياهو و جنجال‌هاى موسيقى پاپ خبرى نيست. خوانندگانى كه هر كدام يادآور يك صداى قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.

رجب‌پور:
اما همان روزهايى كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لس‌آنجلسى هم بيرون آمد و ما افتخار مى‌كنيم كه كارى توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لس‌آنجلسى بهتر است و ديگر آثار لس‌آنجلسى كه همزمان با «۸۵» وارد بازار غيرقانونى ايران شدند، در مقابل اين كار حرفى براى گفتن نداشتند. ما مى‌دانيم كه هيچ‌وقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابى را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمى‌توانيم با آنها به زبان ۵۰۰ سال پيش صحبت كنيم.

 
كدام‌يك از آدم‌هاى شركت ترانه‌شرقى موفق‌تر هستند، آريان يا بنيامين. دوره كدام‌يك زودتر سر مى‌رسد؟

رجب‌پور:
من براى آدم‌هايم دوره نمى‌گذارم.

 
پس چرا تب آريان در اين يكى دو سال از بين رفته‌است؟

رجب‌پور:
اين‌طور نيست، سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديده‌شد ترتيب‌داديم اما متاسفانه بنا به دلايلى كه هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما ۲۰۰ ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالى، اعضاى آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم مى‌گويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسى هر‌كس خودى نشان‌بدهد، گوشت قربانى است. من نخواستم آريان گوشت قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليت‌هاى زيادى داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى ارگان‌هاى مختلف برنامه اجرا مى‌كرد. امسال هم خبرهاى بيشترى از آ ريان خواهيد شنيد.

 
آقاى بنيامين، يكى از خصوصيات اين نوع كارها زود كهنه شدن آن است. هر موزيك تازه‌اى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس مى‌زند. براى آن موقع چه كار مى‌خواهيد بكنيد؟

بنيامين:
الان زود است كه به سئوال شما جواب بدهم.


يعنى برنامه‌اى نداريد كه همچنان مطرح بمانيد؟

فكر مى‌كنم بايد اتفاق بهترى بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن را در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد سبك كار خود را هم عوض كنيم.

 
چه چيزهايى براى تغيير قالب تعيين كننده‌است؟

فضاى جامعه خيلى تعيين كننده است. دكور كار ما بايد متناسب با اين فضا و جذاب باشد.

 
به اين فكر نكرده‌ايد كه بعداً ممكن است از وارد‌شدن به دنياى موسيقى مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد ندارد، در حالى كه مى‌توانستيد كارهاى ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب زود گذر است.

بنيامين:
تا موقعى كه خوب هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به طور طبيعى حذف مى‌شوم. فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر نمى‌كنم.

رجب‌پور: ببينيد آرتيست بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را نمى‌توانيد دو روز با يك لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.

 
براى مردم چهره خواننده موسيقى پاپ خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه داريد؟

رجب‌پور:
بله همين الان هم يك كار جديد دارم كه دنبال خواننده‌اش مى‌گردم. البته خواننده‌اى داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردم‌پسندى ندارد. گذشته از اينكه الان ديگر نمى‌توان كارى را بدون كليپ عرضه كرد.

 
اگر محسن رجب‌پور نبود، بنيامين بدون اينكه منتظر تائيد حرف‌هاى خودش از جانب او باشد، شايد چيزهاى ديگر هم مى‌گفت.
بنيامين مى‌گويد بزرگترين تفريح‌اش كتاب است. در دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مى‌خواند و به كتاب‌هاى ادبيات و شعر روز دنيا علاقه‌مند است و همه‌شان را مى‌خواند، همه‌شان را مى‌خواند؟
اعضاى تحريريه به او براى موفقيت آلبومش تبريك مى‌گويند. بنيامين وقتى مى‌خواهد برود، برمى‌گردد و مى‌گويد: دنيا مثل شماها نداره.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط افشین | 

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس،متن نامه 17 صفحه‌اي رييس جمهور ايران به رييس جمهور آمريكا بدين شرح است:

 

آقاي جورج بوش
رييس جمهور ايالات متحده آمريكا

مدتي در اين انديشه بودم چگونه مي توان تناقضات غير قابل انكار موجود در صحنه بين المللي را كه مدام مورد بحث محافل مردمي بخصوص مجامع سياسي و دانشجويي است توجيه كرد . سئوالات زيادي در اين مورد بي جواب مانده است لذا تصميم گرفتم شمه اي از اين تناقضات و سئوالات را مطرح كنم ، شايد فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد .
آيا مي شود ؛ پيرو حضرت مسيح (ع) پيامبر بزرگ الهي بود ، خود را متعهد به حقوق بشر دانست ، ليبراليسم را الگوي تمدني معرفي كرد، با گسترش سلاحهاي
هسته اي و كشتار جمعي اعلام مخالفت نمود، مبارزه با تروريسم را شعار خود قرار داد ، و در نهايت ؛براي تشكيل جامعه واحــد جهاني تلاش كرد . جـامعه اي كه قرار است حضرت مسيح (ع) و صالحان زمين در آن حكومت كنند .
اما در عين حال ؛ كشورها مورد تعرض قرار گيرند . جان و حيثيت و هستي افراد از ارزش ساقط شود و مثلا فقط با احتمال حضور چند مجرم در يك روستا ، يا شهر و يا كاروان ، تمام آن روستا يا شهر و يا كاروان به آتش كشيده شود . يا بــا احتمال وجود سلاحهاي كشتـار جمعي در يك كشور ، آن كشور تصرف شود . حدود صد هزار نفر از جمعيت آن كشته شوند ، منابع آب و كشاورزي و صنعت آن منهدم گردد و نزديك به 000/180 نفر نيروي نظامي در آن مستقر گردد.

حريم مقدس خانه هاي شهروندان شكسته گرددو شايد بيش از 50 سال يك كشور به عقب برگردانده شود . با چه هزينه اي ؟ با صرف صدها ميليارد دلار از خزانه يك كشور و بعضي كشورهاي ديگر و با اعزام دهها هزار از جوانان به عنوان سربازان نيروي مهاجم ، قرار دادن آنان در معرض كشتار و دور كردن آنان از خانواده هاي خود ، آلوده كردن دست آنان به خون ديگران و اعمال فشارهاي روحي و رواني به آنان به نحوي كه هر روز تعدادي از آنان خودكشي كنند و وقتي به كشور خود برمي گردند رنجور و افسرده باشند و با امراض گوناگون سر و كار داشته باشند . تعدادي نيز كشته شده و جنازه هاي آنان تحويل خانواده هاي آنان گردد.
به بهانه وجود سلاحهاي كشتار جمعي اين تراژدي بزرگ براي مردم كشور اشغال شده و مردم كشور اشغال كننده اتفاق مي افتد ، بعد معلوم مي شود سلاح كشتار جمعي وجود نداشته است .
البته صدام يك ديكتـاتور جنايتكار بود . اما قصد از جنگ نه سرنگوني او بلكه حذف سلاحهاي كشتار جمعي اعلام شده بود . صدام در اين مسير سرنگون شد و مردم منطقه از اين سرنگوني ابراز رضايت كردند . صدام در تمام طول جنگ تحميلي عليه ايران مورد حمايت غرب بود .

آقاي رئيس جمهور

شايــد بدانيد من يك معلم هستـم . دانشجويان مي پرسنــد اين اقدامات را چگونه مي توان با ارزشهاي صدر اين كلام من جمله تعهد به آئين حضرت مسيح (ع) پيامبر صلح و رحمت تطبيق داد ؟

متهماني در گوانتانامو در بند هستنـد كه محاكمه نمي شوند . به وكيل دسترسي ندارند . خانواده هاي آنان نمي توانند آنان را ببيننـد و در خارج از كشور خـــــود نگهداري مي شوند و هيچ نظارت بين المللي بر آنان نيست . معلوم نيست اينها زنداني هستند . اسير جنگي اند ، متهم اند و يا محكوم ؟
بازرسان اتحاديــه اروپايي تاييـد كرده اند كه زندانهاي مخفي در اروپا هم وجود دارد . من نتوانستم ربودن افراد و نگه داشتن آنان را در زندانهاي مخفي با هيچيك از نظامهاي قضايي دنيا تطبيق دهم و نفهميدم كه اين اقدامات با كداميك از ارزشهاي صدر اين مقال تطابق دارد . با تعليمـات حضرت مسيح (ع) يا حقوق بشر يا ارزشهاي ليبراليسم .
جوانان ، دانشجويان و مردم در مورد پديده اسرائيل سئوالات زيادي دارند . حتما بعضي از آنها را شنيده ايد .
در طول تاريخ كشورهاي زيادي اشغال شده اند اما از پديده هاي نوظهور عصر ما ، تاسيس يك كشور جديد با مردماني جديد است .
دانشجويان مي گويند 60 سال پيش چنين كشوري وجود نداشت . اسناد و كره جغرافيايي قديمي را نشان مي دهند و مي گويند هر چه جستجو مي كنيم كشوري به نام اسرائيل نمي بينيم .
مجبورم آنان را راهنمايي كنم تاريخ جنگ جهاني اول و دوم را مطالعه كنند. يكبار يكي از دانشجويان گفت در طول جنگ جهاني دوم كه دهها ميليون نفر در آن كشته شدند ، اخبار جنگ به سرعت از جانب متخاصمين منتشر مي شد و هر كدام پيروزي هاي خود و شكستهاي طرف مقابل را اعلام مي كردند. بعد از جنگ ادعا شد كه شش ميليون يهودي كشتــه شده اند . شش ميليون نفر كه با حداقل دو ميليون خــانواده نسبت داشتـه اند .
فرض كنيم اين خبر صحيح باشد آيا نتيجه منطقي آن مي تواند تاسيس كشور اسرائيل در منطقه خاورميانه و يا حمايت از آن باشد ؟ اين پديده چگونه تحليل و تفسير مي شود ؟

آقاي رئيس جمهور

حتما مي دانيد اسرائيل با چه هزينه ها و پيامدهايي تاسيس شد :

- با كشته شدن هزاران نفر
- با آواره شدن چند ميليون نفر از بوميان منطقه
- با تخريب صدها هزار هكتار از مزارع و باغات زيتون و با تخريب شهرها و آباديها
اين تراژدي منحصر به زمان تاسيس نيست ، متاسفانه 60 سال است كه ادامه دارد .

رژيمي تاسيس شده است كه حتي به بچه ها رحم نمي كند ، خانه ها را بر سر مردم خراب مي كند ، برنامه ترور شخصيتهاي فلسطيني را از قبل اعلام مي كند و هزاران فلسطيني را در زندانهـا نگهداري مي كنـد . چنين پديـده اي در قرون اخير كم نظير يـا بي نظير است .
سئوال بـزرگ ديگر بسياري از مردم اين است كه چرا چنين رژيمي مورد حمايت است ؟
آيا حمــايت از چنيــن رژيمي حمايت از تعليمات حضرت مسيح (ع) يا حضرت موسي (ع) و يا منطبق بر ارزشهاي ليبراليستي است .
و آيا واگذار نمودن حق تعيين سرنوشت تمام سرزمين فلسطين به صاحبان اصلي آن كه در داخل و خارج فلسطين هستند ، اعم از مسلمانان و يهوديان و مسيحيان ، با اصول دموكراسي و حقوق بشر و تعليمات انبياء منافات دارد ؟
اگر منافات ندارد چرا با همه پرسي مخالفت مي شود ؟
دولت فلسطيني اخيراً با انتخاب مردم فلسطين روي كا ر آمد . همه ناظران بيطرف تاييد مي كنند اين دولت منتخب مردم است . با ناباوري دولت منتخب را تحت فشار قرار دادند و به او گفته شد بايد رژيم اسرائيل را به رسميت بشناسد و دست از مقاومت بردارد و برنامه هاي دولت قبل را تعقيب نمايد .
اگر دولت فعلي فلسطيني چنين سياستهايي را از قبل اعلام كرده بود آيا مردم فلسطين آن را انتخاب مي كردند . آيا اين نوع موضعگيري در مقابل دولت فلسطيني قابل تطبيق با ارزشهاي پيش گفته است ؟ همچنين مردم مي پرسند چرا هر قطعنامه اي كه در شوراي امنيت عليه رژيم صهيونيستي مطرح مي گــردد وتو مي شود ؟

آقاي رئيس جمهور

مي دانيد با مردم زندگي مي كنم و دائم با آنان در تماس هستم بسياري از مردم خاورميانه به نحوي با من تماس مي گيرند . آنان اينگونه سياستهاي چندگانه را با هيچ منطقي سازگار نمي دانند.
شواهد نشان مي دهد عموم مردم منطقه ، هر روز نسبت به سياستهاي اعمال شده عصباني تر مي شوند .
قصد من طرح سئوالات فراوان نيست امــا مي خواهم به چند نكته ديگر هم اشاره كنم .
چرا در منطقه خاورميانه هر پيشرفتي در علم و فن آوري ، تهديدي عليه رژيم صهيونيستي تعبير و تبليغ مي شود ؟ آيا تلاش علمي و تحقيقاتي از حقوق اوليه ملتها نيست ؟
شما احتمالا با تاريخ آشنايي داريد . غير از قرون وسطي در چه مقطع تاريخي و در كجاي عالم پيشرفت علمي و فني يك جرم تلقي شده است ؟ آيا فرض احتمال استفاده از علوم در مقــاصد نظامي مي تواند دليلي بر مخالفت با علم و فن بــاشد . اگر چنين نتيجه گيري صحيح باشد پس بايد با همه علوم مخالفت شود ، حتي با فيزيك ، شيمي ، رياضيات ، علوم پزشكي ، مهندسي و ...
در قضيه عراق دروغي گفته شد . نتيجه آن چه بود ؟ من ترديدي ندارم كه در تمام جوامع بشري دروغ امر ناپسندي است و جنابعالي هم دوست نداريد كسي به شما دروغ بگويد.

آقاي رئيس جمهور

آيا ملتهاي مختلف در امريكاي لاتين حق دارند بپرسند چرا با حكومتهاي منتخب آنان در اين قاره مخالفت و در مقابل از كودتاگران حمايت مي شود. چرا سايه تهديد دائمي بالاي سر آنان است ؟
مردم افريقا مردمي پرتلاش ، خلاق و با استعداد هستند . آنان مي توانند نقش مهم و ارزنده اي در تامين نيازها و پيشرفت مادي و معنوي جامعه بشري ايفا كنند . فقر و تنگدستي در بخش بزرگي از افريقا مانع چنين نقشي است . آيا آنان حق دارند بپرسند
چرا ثروت عظيم و معادن آنان به يغما برده مي شود در حاليكه خود آنان بيش از ديگران نيازمند آن هستند .

آيا چنين اقداماتي با تعليمات حضرت مسيح و با حقوق بشر منطبق است ؟

ملت شجاع و مومن ايران هم سئوالات زيادي دارند . از جمله ؛ انجام كودتاي 28 مرداد در پنجاه و دو سال پيش و سرنگوني دولت قانوني وقت ، مقابله با انقلاب اسلامي و تبديل سفارت به ستاد حمايت از مخالفين جمهوري اسلامي مستند به هزاران برگ سند ، حمايت از صدام در جنگ عليه ايران ، سرنگون كردن هواپيماي مسافربري ايران ، توقيف اموال ملت ايران ، تهديدات روز افزون و ابراز ناراحتي و عصبانيت از پيشرفت علمي و هسته اي ملت ايران ، در حالي كه تمام ايرانيان به خاطر پيشرفت كشورشان شادند و جشن و سرور برپا كردنــد ، و موارد متعددي از ايـن دست كه از شرح آن در اين نامه مي گذرم .

آقاي رئيس جمهور

واقعه 11 سپتامبر واقعه هولناكي بود . كشتن بيگناهان در همه جاي دنيا تاسف بار و دردناك است . دولت ما همان موقع با اعلام تنفر از مسببين چنين وقايعي به بازماندگان حادثه تسليت گفت و اظهار همدردي كرد.
همه دولتها موظفند از جان و مال و آبروي شهروندان خود محافظت كنند . آن طور كه گفته مي شود دولت شما برخوردار از سيستم هاي امنيتي و حفاظتي و اطلاعاتي گسترده اي است . حتـي مخالفين خود را در خارج از مـرزها شكـــار مي كند . عمليات 11 سپتامبر عمليات ساده اي نبود . آيا طراحي و اجراي عمليات بدون هماهنگي با سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي و يـا نفوذ گستـــرده در آن مـي توانست امكان پذير باشد ؟ البته اين يك احتمال عقلايي است . چرا ابعاد اين موضوع تا كنون مخفي مانده است ؟ چرا توضيح داده نمي شود چه كساني در اين حادثه كوتاهي كرده اند ؟ و چــرا مسببين و مقصرين معرفي و محــاكمه نمـي شوند؟

آقاي رئيس جمهور

از وظايف همه دولتها ايجاد امنيت و آرامش براي شهروندان است . مردم كشور شما و كشورهاي همجوارِ نقاطِ بحراني جهان چندين سال است احساس امنيت رواني ندارند.

بعد از حادثه سپتامبر به جاي التيام رواني و آلام آسيب ديدگان و شهروندان امريكايي كه به شدت تحت تاثير حادثه بودند ، برخي رسانه هاي غربي جو ناامني را دامن زدند و بطور مداوم از احتمال حملات تروريستي سخن گفتند و مردم را در ترس و وحشت نگه داشتند . آيا اين خدمت به مردم امريكاست ؟ آيا خسارت ناشي از ترس و وحشت قابل محاسبه است ؟
تصور كنيد ، شهروندان امريكايي در همه جا احتمال حمله را مي دادند . در خيابانها ، درمحل كار و د رخانه احساس ناامني مي كردند . اين وضعيت را چه كسي مي پسندد؟ چرا رسانــه ها به جاي القاي آرامش و امنيت ، نا امني را القا مي كردند.
برخي معتقدند اين تبليغات براي زمينه سازي و توجيه حمله به افغانستان بوده است . در همينجا بايد اشاره اي به رسانه ها بشود.
در منشورهاي رسانه اي ، اطلاع رساني درست و حفظ امانت در انتشار خبر ، يك اصل انساني و پذيرفته شده است . مايلــم تاسف عميق خود را از عدم تعهد برخي رسانه هاي غربي به چنين اصلي اعلام كنم . بهانه اصلي در حمله به عراق وجود سلاحهاي كشتار جمعي بود . آن قدر اين موضوع تكرار شد تا مردم باور كنند و زمينه حمله به عراق نيز فراهم شود .

آيا در فضاي ساختگي و دروغ ، حقيقت گم نمي شود؟ و آيا گم شدن حقيقت با معيارهاي پيش گفته سازگار است ؟و آيا حقيقت ، نزد خدا هم گم مي شود ؟

آقاي رئيس جمهور

در همه كشورها مردم هستند كه هزينه دولتها را مي پردازند تا دولتها به آنان خدمت كنند .
سئوال اين است كه صدها ميليارد دلار هزينه هاي ساليانه لشكر كشي به عراق چه دست آوردي براي مردم داشته است ؟
جنابعالي اطلاع داريد در بعضي از ايـالات كشور شما مردم در فقر و تنگدستي هستند . هزاران نفر بي خانمان زندگي مي كنند . بيكاري معضل بزرگي است و اين مشكلات كم و بيش در ساير كشورها هم هست . آيا در چنين شرايطي آن حجم عظيم لشكر كشي و آن هزينه هاي هنگفت از خزانه مردم توجيه پذير است و با اصول پيش گفته تطابق دارد ؟

آقاي رئيس جمهور

آنچه گفتـه شد بخشي از دردهاي امروز مردم جهان ، منطقه ما و مردم شماست . اما كلام اصلي من كه شما حداقل بخشي از آن را تصديق خواهيد كرد اين است كه :
حاكمان دوران معيني دارند و پايدار نيستند ، اما نام و ياد آنان درتاريخ خواهد ماند و در آينده هاي نزديك و دور دائم در معرض قضاوت خواهند بود.
مردم خواهند گفت ، در دوران ما چه گذشته است . آيا براي مردم امنيت ، رفاه و آسايش آورده ايم يا نا امني و بيكاري .
آيا مي خواستيم عدالت بر پا كنيم يا فقط از گروههاي خاصي حمايت كرديم و به قيمت فقر و تنگدستي عده زيادي از مردم ، عده اندكي را به ثروت و مقام رسانديم و رضايت آنان را بر رضايت خدا و مردم ترجيح داديم .
آيا ا زحقوق مردم و محرومين دفاع كرديم يا آنانرا ناديده گرفتيم .
آيا ازحقوق انسانها در سراسر جهان دفاع كرديم يا اينكه با تحميل جنگ و دخالتهاي غير قانوني در امور كشورها و با ايجاد زندانهاي مخوف عده اي را به بند كشيديم .
آيا امنيت و صلح را براي جهان رقم زديم يا سايه تهديد و زور را در جهان گسترانيديم .
آيـا به ملت خود و ساير مردم جهان راست گفتيم يا اينكه حقايق را وارونه جلوه داديم . آيا طرفـدار مردم بوديم يا طرفدار اشغالگران و ستمگران . آيا درحكومت ما منطق ، عقل ، اخلاق ، صلح ، عمل به تعهدات ، گسترش عدالت ، خدمت به مردم ، رفاه و پيشرفت ، حفظ كـــرامت انساني مورد توجه بود يا زور اسلحـه ، تهديد ، نــاامني ، بـي توجهي به مردم ، عقب انداختن پيشرفت و تعالي ملتها و پايمال كردن حقوق انسانها .

و بالاخره خواهند گفت آيا به آنچه سوگند ياد كرديم ، در خدمت به مردم كه وظيفه و تعهد اصلي ماست و به آئين پيامبران پايبند بوديم يا خير؟

آقاي رئيس جمهور

تا كي جهان مي تواند چنين وضعيتي را تحمل كند . با اين روند ، جهان به چه سمتي خواهد رفت ؟
- تـا كي مردم جهان بايد خســارت تصميمات نادرست برخي حاكمان را بدهند ؟
- تا كي بايد سايه نا امني ناشي از انباشت سلاحهاي كشتار جمعي بر مردم جهان سايه افكند ؟
- تا كــي بايد خون كودكان و زنـان و مردان بر سنـگ فرش خيابانها و كوچه ها بريزد و خانه هاي مردم بر سر آنان خراب شود ؟
آيا جنابعالي از وضعيت امروز جهان راضي هستيد ؟و آيا فكر مي كنيد سياستهاي جاري مي تواند ادامه يابد؟
آيا اگر به جاي صدها ميليارد دلار مخارج امنيتي ، نظامي و لشگر كشي اين ارقام صرف سرمايه گذاري و كمك به كشورهاي ضعيف ، توسعه بهداشت و مبارزه با امراض مختلف ، آموزش و بالا بردن توانمنديهاي فكري و جسمي ، كمك به آسيب ديدگان ناشي از بلاياي طبيعي ، ايجــاد اشتغال و توليد ، آباداني و رفع فقر و محروميت ، و صرف ايجاد صلـح ، رفع اختلافات بين كشورها ، خاموش كــردن جنگهاي قومي و نژادي و ... مي شد ، امروز جهان در چه موقعيتي بود ؟ و آيا دولت و مردم شما نيز احساس غرور و سربلندي نمي كردند؟
آيا موقعيت سياسي و اقتصادي دولت شما و مردم مستحكمتر نبود؟
با كمال تاسف مي گويم آيا نفرت فزاينده امروز مردم جهان نسبت به دولت امريكا وجود داشت ؟
آقاي رئيس جمهور قصد آزردن خاطر كسي را ندارم .
آيا اگر امروز حضرت ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، اسماعيل ، يوسف و يا حضرت عيسي (عليهم السلام ) حضور داشتند در مورد اين رفتارها چه قضاوتي داشتند؟ آيا در جهان موعود كه عدالت سرتاسر آن را فراخواهد گرفت و حضرت عيسي مسيـح (ع) حضور خواهنـد يافت به ما نقشي خواهنـد داد ؟ و آيا ما را خواهند پذيرفت ؟

سئوال كليدي من اين است ؛ آيا راه بهتري براي تعامل با ملتها و جهان وجود ندارد ؟
امــروز در جهان صدهــا ميليون نفر مسيحي و صدها ميليون نفر مسلمان و ميليون ها نفر پيرو آئين حضرت موسي (ع) هستند . همه اديان الهي در يك كلام شريك هستند و آن كلمه توحيد است ، يعني اعتقاد به خداي يگانه اي كه جز او خدايي در جهان نيست .
قرآن كــريم بر اين كلام مشتـــرك تاكيد دارد و همــه پيروان اديان الهي را دعوت مي كند و مي فرمايد :

" بگو اي اهل كتاب بيائيد به سوي كلمه اي كه پذيرفته ما و شماست . آنكه جز خداي را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيم و بعضي از ما بعض ديگر را سواي خدا به پرستش و ربوبيت نگيرد" (قرآن مجيد - سوره آل عمران آيه 63)

آقاي رئيس جمهور

بر اساس كلام الهي همه ما به پرستش خداي يگانه و تبعيت از رسولان الهي دعوت شده ايم .
(( پرستش خداونديكه فوق همه قدرتهاي عالم است و بر هر كاري تواناست. )) ((خداوندي كه داناي پنهان و آشكار و گذشته و آينده است و ميداند در قلب بندگانش چه مي گذرد و اعمال آنانرا ثبت مي كند.))
((خداوندي كه مالك آسمان ها و زمين است و همه عالم عرصه پادشاهي اوست.))
((تدبيـر همه عالم به دست اوست و به بندگان وعده مغفرت و بخشش گناهــان مـي دهد .)) ، ((او يار مظلومان و دشمن ستمگران است.)) ، ((رحمن و رحيم است. )) ، ((پشتيبان مومنان است و آنانرا از ظلمت به نور هدايت مي كند.)) ، ((ناظر اعمال بندگان است. )) ، ((بندگان را به ايمان و عمل صالح دعوت مي كند و از آنان مي خواهد كه در مسير حق قدم بردارند و دراين مسير استوار باشند. )) ، ((بندگان را به اطاعت رسولانش دعوت مي كند و بر اعمال آنان شاهد و ناظر است)) و ((پايان بــد را متعلق به كسـاني مي داند كه فقط حيات اين جهاني را انتخاب كنند و از امر او سرپيچي كنند و به بندگان او ظلم روا دارند .))
((و پايان نيكو و بهشت جاويد را از آن بندگاني مي داند كه از عظمت و مقام او بترسند و از هواي نفس خويش پيروي نكنند. ))

ما معتقديم بازگشت به آئين انبياء الهي تنها راه سعادت و نجات است . شنيده ام جنابعالي به آئين مسيح (ع) گرايش داريد و به وعده الهي حكومت صالحان در زمين اعتقاد داريد .
ما نيز حضرت عيسي مسيح (ع) را از پيامبران بزرگ الهي مي دانيم كه در قرآن بارها از ايشان تجليــل شده است و اين كلام از حضرت مسيح (ع) نقل شده است :

" و ان الله ربي و ربكم فـاعبدوه هـذا صراط مستقيم " پــروردگار من و شما الله است . پس او را بپرستيد و صــراط مستقيم الهي همين است . (قرآن مجيد - سوره مريم آيه 36 )بندگي و اطاعت خداوند شعار همه پيامبران الهي است .
خداي همه مردمان در اروپا ، آسيا ، افريقا ، امريكا و اقيانوسيه و همه عالم يكي است او خدايي است كه هدايت و عزت همه بندگان خود را مي خواهد و به انسانها كرامت بخشيده است .
و در كلام الهي است كه ((خداوند قادر متعال پيامبران را با معجزات و نشانه هاي آشكار براي هدايت مردم فرستاده تا آيات الهي را به آنان نشان دهند و آنان را از گناه و آلودگيها پاك كنند. و كتاب و ميزان را فرستاد تا مردم عدالت را بر پا كنند و از طغيانگران بپرهيزند . ))
همه اين آيات به نحوي در كتاب مقدس نيز آمده است .

پيامبران الهي وعده داده اند كه :

روزي بر پا خواهد شد كه همه انسانها در پيشگاه خداوند متعال حاضر خواهند شد تا به اعمال آنان رسيدگي شود . نيكوكاران به بهشت رهنمون خواهند شد و بدكاران به عذاب الهي دچار مي شوند . فكر مي كنم هر دوي ما به چنين روزي اعتقاد داريم . اما
محاسبه اعمال حاكمان آسان نخواهد بود . زيرا ما بايد پاسخگوي ملت خود و همه كساني باشيم كه اعمال ما به نحوي در زندگي آنان موثر بوده است .
پيامبران ، صلح و آرامش را بر پايه خداپرستي و عدالت و حفظ كرامت انساني براي همه بشريت خواسته اند .
آيا اگر همه ما به اين مباني ، يعني توحيد و خداپرستي ، عدالت و حفظ كرامت و عزت انساني و اعتقاد به روز واپسين معتقد و متعهد شويم ، نمي توان بر مشكلات امروز جهان كه نتيجه دوري از اطاعت خداوند و آئين پيامبران است فائق شد و بهتر و زيبا تر نقش آفريني كرد؟
آيا اعتقاد به اين مبـاني ، صلح و دوستي و عدالت را گسترش نمي دهد و تضمين نمي كند ؟
آيا مباني مزبور آئين نوشته يا نا نوشته اكثريت مردم جهان نيست ؟
آيا جنابعالي اين دعوت را اجابت نمي كنيد ؟ بازگشت حقيقي به آئين پيامبران ، به توحيد و عدالت ، به حفظ كرامت انساني و به اطاعت از خداوند و رسولان او .

جناب آقاي رئيس جمهور

نگــاهي به تاريخ نشان مي دهد كه اگر حكومتها در طريق ظلم و ستــم باشند نمـــي توانند پايدار بمانند . خداوند سرنوشت بشريت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نكرده است ، چه بسيار وقايعي كه بر خلاف خواست و تدبير حكومتها اتفاق مي افتد . وقايع نشان مي دهد دست قدرت برتري در كار است كه همه امور با اراده او رقم مي خورد.

آقاي رئيس جمهور

آيا نشانه هاي تغيير و تحولات در جهان امروز قابل انكار است ؟
آيا اوضاع فعلي جهان با ده سال قبل را مي توان مقايسه كرد . تغييرات سريع و بسيار گسترده است .
مردم جهان از وضعيت موجود راضي نيستند و كمتر به وعده ها و اظهارات برخي حاكمان موثر در جهان اعتماد مي كنند .
مردم بسياري از نقاط جهان احساس ناامني مي كنند و با توسعه نا امني و جنگ مخالفند وسياستهاي چندگانه را نمي پذيرند .
مردم نسبت به شكاف موجود بين ثروتمندان و فقرا و كشورهاي مرفه و فقير معترض هستند .
مردم از فساد رو به تزايد ابراز تنفر مي كنند .
مردم بسياري ازكشورها از اينكه بنيانهاي فرهنگي آنان در معرض تهاجم است و بنيان خانواده ها از هم مي پــاشد و از اينكه مهر و محبت ها كم شده است ناراحتند .
مردم جهان به سازمانهاي بين المللي خوشبين نيستند زيرا حقوق آنان توسط اين سازمانها استيفا نمي شود.
ليبراليسم و دموكراسي غربي نتوانسته اند بشر را به آرمانهاي خود نزديك كنند و امروز دو مفهوم شكست خورده اند . ژرف انديشان و عقلاي عالم صداي فرو ريختن انديشه و نظامات ليبرال دموكراسي را به وضوح مي شوند.
امروز توجه مردم جهان به سوي يك كانون اصلي ، رو به افزايش است و آن كانون ، خداوند يگانه است و صد البته مردم با خداپرستي و تمسك به آئين پيامبران بر مشكلات
خود پيروز خواهند شد . سئوال جدي من اين است آيا شما نمي خواهيد آنان را همراهي كنيد .

آقاي رئيس جمهور

ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ، جهان به سمت خداپرستي و عدالت به پيش مي رود و اراده خدا بر همه چيز غلبه خواهد كرد .

 

والسلام علي من اتبع الهدي
محمود احمدي نژاد
رئيس جمهوري اسلامي ايران
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 2:37 بعد از ظهر  توسط افشین | 
چکیده ای از جذابترین مطالب دنیا
 

هموطن آنلاین – تری هاتچر هنرپیشه سریال تلوزیونی " زنان خانه دار نا امید " آنچنان شیفته مادر شدن است که قصد دارد کودکی را به سرپرستی بگیرد.
این هنرپیشه که دختری 8 ساله به نام امرسان دارد می خواهد خانواده خود را بزرگتر کند.
او گفت :" من و امرسان در این مورد با هم صحبت کرده ایم . او دوست دارد که زودتر بزرگ شود و قطعا خواهر بزرگتر بسیار خوبی برای فرزند جدید من خواهد بود.
" تنها مشکلی که من اکنون با آن رو به رو هستم این است که یکی از فرزندانم پدر دارد و آن یکی نخواهد داشت. من در حال حاضر به دنبال پیدا کردن شریکی هستم تا وظیفه پدر بودن کودکی را که می خواهم به سرپرستی قبول کنم را به عهده بگیرد."


هموطن آنلاین – اون ویلسون هنرپیشه هالییود اکنون به عشق برادر زاده 23 ساله رئیس کمپانی ورساچه گرفتار آمده است.
فرانسسکا ورساچه که در کالج سلطنتی لندن در رشته طراحی و مد تحصیل می کند چند وقتی است که با این هنرپیشه بیرون می رود و دوستی نزدیکی برقرار کرده است.
یکی از دوستان ورساچه که نخواست نامش فاش شود به روزنامه انگلیسی " نامه روز یکشنبه " گفت :" آنها از طریق یک دوست مشترک با هم آشنا شدند و فرانسیسکا اون را چند بار برای شام به منزلش دعوت کرد و به او علاقه مند شد."
ویلسون 37 ساله پیشتر با شرلی کرو طراح مد و دمی مور نامزد بوده است.


هموطن آنلاین – آنجلیا جولی و براد پیت قصد دارند اولین فرزند خونی خود را به شیوه مدرن و در استخر به دنیا بیاورند.
این ستارگان سینما در حال حاضر در حال بررسی امکان انجام گرفتن این زایمان در بیمارستان نامیبیا هستند.ایریس وابوتو پرستار این بیمارستان گفت :" با توجه به بررسی های انجام شده امکان این نوع زایمان در بیمارستان ما مقدور می باشد.
" و آقای براد پیت به کمک این شیوه به جای آنکه در پشت در اتاق عمل به انتظار بشیند می تواند به همسرش در به دنیا آوردن بچه کمک کند."
این هنرمندان به نام دنیا اکنون اسم فرزند خود را انتخاب کرده اند. آنها با وجود آنکه کسی را از جنسیت فرزندشان آگاه نکرده اند اما قصد دارند او را آفریقا بنامند.
به نظر آنها این اسم مانند این سرزمین عجیب و پر راز و رمز است.


هموطن آنلاین – کتی هلمز قرار بود در فیلم کازینو رویال داستان مامور مخفی 007 ، نقش دختر این فیلم را بازی کند اما بارداری ناگهانی وی نقشه همه را به هم زد.

با این وجود تهیه کنندگان این فیلم پس از زایمان هلمز به دیدن نامزد تام کروز رفتند تا علاوه بر گفتن تبریک از او بخواهند در فیلم بعدی این مجموعه ایفای نقش کند.
یک منبع به روزنامه انگلیسی " اخبار یک شنبه " گفت :" توانایی کتی برای ایفای این نقش بسیار بالا است و همه بر ایفای این نقش توسط او توافق دارند.
" او به احتمال زیاد در مجموعه بعدی جیمز باند ایفای نقش خواهد کرد."


هموطن آنلاین – دان جانسون هنرپیشه هالیوود و همسرش کلی روز گذشته همزمان با هفتمین سالگرد ازدواجشان فرزند خود را به دنیا آوردند.
این نوزاد کوچک پسر که هنوز نامی برایش انتخاب نشده روز گذشته در بیمارستانی در لس آنجلس تولد یافت .
وکیل این خانواده امروز صبح گفت حال کودک و مادر خوب است.
این فرزند نو رسیده برادر جدید جاسپر و گریس 6 ساله می باشد.
این هنرپیشه 58 ساله از ازدواج قبلیش با ملانی گریفث دختری به نام داکاتا و از ازدواج با پاتریس د آبرانویل پسری به نام جسی دارد.


هموطن:«جان مالكوايچ» بازيگر هاليوودي در فيلم جديد خود نقش مردي انگليسي را بازي كرده كه سعي دارد خود را به دروغ «استنلي كوبريك»، كارگردان مشهور آمريكايي، معرفي كند.
فيلم «مرا رنگ كن كوبريك» كه هفته گذشته در جشنواره فيلم تربيكا در نيويورك نمايش داده شد، داستان مردي فريبكار و الكلي به نام «آلن كانوي» است كه با معرفي خود به جاي «استنلي كوبريك»، سال‌هاي سال ده‌ها نفر را مي‌فريبد ولي سرانجام هويت او توسط يك روزنامه فاش مي‌شود ولي او كه طي اين سال‌ها چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ روحي اشخاص زيادي را قرباني دروغ‌هاي خود كرده، با يك حكم پزشكي مبني بر داشتن بيماري رواني از چنگ قانون مي‌گريزد.
منتقدان سينما فيلم «مرا رنگ كن كوبريك» را از بعضي وجوه با فيلم «بينگ جان مالكوايچ» مقايسه كرده‌اند، زيرا به نظر آنان در هر دو فيلم آنچه كه مطرح مي‌شود ترديد در باره موضوعاتي چون هويت، شخصيت و بلاخره شهرت است.


هموطن آنلاین –اوا لانگوریا شایعاتی که خبر از وجود رابطه ای بین او و کیفر ساترلند هنرپیشه نقش مقابل وی در فیلم " نگهبان کشیک " می دادند را کذب خواند.
این هنرپیشه که اکنون نامزد تونی پارکر قهرمان بسکتبال آمریکا است گفت تمام این خبرها بی پایه و اساس است و بین او و ساترلند بجز یک دوستی خوب و سالم چیزی وجود ندارد.
او گفت :" همه ما شام را با هم صرف کردیم. زمانی که شایعه وجود رابطه بین من و ساترلند به میان آمد و گفته شد که ما با هم شام رمانتیکی را خورده ایم بسیار متعجب شدم زیرا در آن شب 20 نفر دیگر دور یک میز شام را با ما میل کرند.
"کیفر یکی از هنرپیشگان مورد علاقه تونی است و بنابر این زیاد به خانه ما رفت و آمد می کند. و این رفت و آمد دلیل بر هیچ چیزی نیست."


هموطن آنلاین – آنجلیا جولی از لورا بوش درخواست کرد همسر خود را ترغیب به انجام اقداماتی برای افزایش سطح تحصیلات جهانی بکند زیرا به نظر او زمان آن فرا رسیده که آمریکا وظیفه خود را در مقابل دیگر کشورها به انجام برساند.
جولی در مقایسه ای که بین همسر جرج بوش پدر و لورا بوش انجام داد گفت لورا باید برای شبیه شدن به مادر جرج بوش تلاش بیشتری بکند زیرا او همواره به تحصیلات جهانی اهمیت می داد.
جولی از تمام آمریکایی ها خواست تا هر آنچه که از دستشان بر می آید را برای پیشرفت علم در دنیا انجام دهند و تاکید کرد مقامات طراز اول کشور باید در این اقدام پیش قدم باشند.
جولی گفت :" اگر قرار باشد ما خود را از همسایگانمان جدا بدانیم دیگر دنیا محل زندگی کردن نخواهد بود . و زندگی معنی نخواهد نداشت."


هموطن آنلاین – نیکول کیدمن ستاره دنیای سینما قصد دارد مراسم ازدواج خود با کیت اربان را در منزلش در سیدنی در فصل زمستان برگزار کند.
با توجه به شایعاتی که در استرالیا شنیده می شود این زوج عقد خود را در یک کلیسای کاتولیک انجام خواهند داد.
وکیل کیدمن در مصاحبه با خبرنگاران حاضر نشد تاریخ دقیق عروسی را بیان کند .این زوج اکنون یک سالی است که به عشق هم گرفتار آمده اند و قصد دارند هرچه سریعتر در عشق خود به سر انجام برسند.
کیدمن خبر نامزدی خود را در جشنواره گرامی هنگامی که در انگشت خود حلقه نامزدی الماس کرده بود به مردم اعلام کرد.


هموطن آنلاین – دادگاه عالی آمریکا روز گذشته اجازه از سر گرفتن دادگاه تقسیم ارثیه را به آن نیکول اسمیت برای باز پس گیری ثروت همسر مرحومش را صادر کرد.
این هنرپیشه جذاب در سال 1994 در حالیکه 26 سال بیشتر نداشت با جی هوارد مارشال 89 ساله ازدواج کرد اما مرگ این مرد میلیاردر در سال 1996 به خوشبختی او پایان داد و او را برای 10 سال درگیر به دست آوردن ارثیه اش کرد.
اکنون پسر خوانده مارشال مدعی شده که آن نیکول اسمیت حقی در این ارثیه ندارد، این در حالی است که این هنرپیشه دریافت 6 میلیون دلار از ثروت شوهر مرحومش را حق خود می داند.
دادگاه آمریکا چندی پیش با صدور حکمی اسمیت را از دریافت این ارثیه محروم کرد اما او با استخدام وکلای زبردست دوباره این پرونده را به جریان انداخت و امیدوار است بتوانند حقش را باز پس گیرد.


هموطن آنلاین – هال بری هنرپیشه "مردان اکس " در مصاحبه ای گفت که حتما نوزادی را به فرزند خواندگی خواهد پذیرفت.
این هنرپیشه 39 ساله قصد دارد پا جای کسانی که فرزندان بی سرپرست را تحت کفالت خود گرفته اند - از جمله آنجلیا جولی و نیکول کیدمن - بگذارد.
این برنده اسکار گفت :" من اگر باردار نشوم حتما کودکی را به سرپرستی خواهم گرفت."
بری از زمانی که در تبلیغی برای کمپانی ورساچه با گابریل آبری آشنا شد با او به سر می برد و قصد ازدواج با این مدل را دارد.
این دو هنوز زمانی را برای برگزاری مراسم نامزدی خود اعلام نکرده اند اما با توجه به علاقه بری برای مادر شدن احتمالا ازدواج آنها بسیار نزدیک خواهد بود.


هموطن آنلاین – وکیل الیزابت تیلور شایعه رو به مرگ بودن این هنرپیشه را که توسط مطبوعات به چاپ رسیده بود ، دروغ خواند.

در جراید نوشته شده بود این هنرپیشه برنده اسکار در منزل خود در کالیفرنیا به علت بیماری قلبی بستری و در حال تدارک دیدن مراسم کفن و دفنش می باشد.

اما وکیل این زن 74 ساله گفت هیچ یک از این اخبار صحت ندارد و او سخت مشغول کار بر روی تجارت عطرها و جواهرات در کنار فعالیت خیرخواهانه اش برای ریشه کن کردن ایدز است.


هموطن آنلاین – کریس راک برای دست یافتن به اطلاعات در مورد زنی که در دادگاه او را متهم کرده بود ، آنتونی پلیکانو بهترین کارگاه هالیوود را استخدام کرد.
این کارگاه اکنون دست به کار شده تا در مورد مونیکا سیبریتا ، مانکن لهستانی اطلاعات جمع آوری کند.
مت لابو وکیل کریس راک خبر استخدام این کارگاه را بعد از ادعا سیبریتا در مورد حامله شدن از راک در سال 1999 تایید کرد.
کریس راک بعد از جدایی از همسرش با مونیکا آشنا می شود اما تست های دی ان ای نشان داده که او پدر فرزند این مانکن نیست.
اکنون پلیکانو برای شفاف ساختن بعضی از مسائل در حال جمع آوری اطلاعات است.


هموطن آنلاین – بروس ویلیس هنرپیشه سینما همچنان دوست خوب دمی مور همسر سابقش می باشد و آشتون کاتچر به عنوان یکی از بهترین دوست های خود پذیرفته است.
این هنرپیشه به نام که در سال 2000 از دمی مور جدا شد معتقد است ادامه دادن رابطه خود با همسر سابقش به خاطر احساسات فرزندانش واجب است.
او گفت :" بچه ها باید بدانند که هرکس حق دارد در کنار کسی زندگی کند که به او آرامش میدهد و این نحوه رفتار آنها را با عقده حقارت بار نمی آورد.
" من و دمی بعد از جداییمان دوستان خوبی باقی ماندیم و می توانم به جرات بگوییم کاتچر یکی از بهترین دوستان من است."
به نظر من جدایی پایان همه چیز بین زن و شوهر نیست بلکه احترام به حقوق فردی همدیگر است.


هموطن آنلاین – لئوناردو دی کاپریو به اخباری که از ازدواج بار رافلی نامزد وی در اسرائیل سرزمین مادریش برای فرار از سربازی خبر می داد اهمیتی نداد.
زنان اسرائیلی بین 18 تا 20 سال در صورتی که متاهل ، ارندکس و یا معلول نباشند باید به سربازی بروند.
اما رالفی 20 ساله قبل از آنکه به خدمت خوانده شود با مرد مسنی ازدواج کرد و از این طریق از پیوستن به ارتش معاف شد.
یکی از دوستان دی کاپریو گفت:" لئونارد به خوبی میداند که نامزدش ازدواج کرده است. اما رالفی قصد دارد از همسرش جدا شود و با او ازدواج کند."
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 

امروز میخوام چند تا کلیپ براتون بذارم

 

امیدوارم خوشتون بیاد

 

کلیپ جالبی از بنیامین (حتما ببینید )

 

باحاله

 

کلیپ جالب تیم ملی

 

شاهکار بینش پژوه (خوانندگی)

 

زندگی به شرط خنده

 

سیاوش قمیشی (تصور کن)

 

تست خودشناسی

 

کلیپ شمعها

 

معین (لحظه ها)

 

نظر فراموش نشه هااااااااا

 

 

منبع :  makansaz.com 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:20 بعد از ظهر  توسط افشین | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:10 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
زماني كه درضميمه ايرانشهر روزنامه همشهري بودم،
 
 گزارشي از محمد اناري ، صاحب چند شعبه معروف
 
عرضه آب انار محمد در شمال تهران گرفتيم كه هيچ
 
وقت چاپ نشد.توصيه مي كنم كه هر از گاهي به
 
آرشيو تان سري بزنيد،مثل من ضرر نمي كنيد.
 
 محمد اناري.jpg
 
محمد اناري (1).jpg
محمد اناري (2).jpg
محمد اناري (3).jpg
محمد
 اناري (4).jpg
محمد اناري (5).jpg
محمد اناري (6).jpg
محمد اناري (7).jpg
محمد اناري (8).jpg
محمد اناري (9).jpg


آدم از آب انار به کجا میرسه!!!
 
 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 11:58 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
 
رودر رو  با هانيه‌ توسلي‌ و پوريا پورسرخ‌
 

عشق‌ ژوبين‌ به‌ وفا، زميني‌ و پاك‌ بود

 
 
 
 
در ايام‌ نوروز امسال‌ سريالي‌ از شبكه‌ سوم‌ سيماپخش‌ شد كه‌ مخاطبين‌ را ميخكوب‌ پاي‌ جعبه‌جادويي‌ نشاند... سريالي‌ به‌ نام‌ وفا كه‌ در آن‌بازيگراني‌ چون‌ هانيه‌ توسلي‌، فرهاد اصلاني‌،فرهاد قائميان‌ و پوريا پورسرخ‌ نقش‌هاي‌ اصلي‌فيلم‌ را ايفا مي‌كردند و در اين‌ بين‌ چند بازيگرلبناني‌ آنان‌ را ياري‌ مي‌كردند... آنهايي‌ كه‌ اين‌مجموعه‌ را دنبال‌ مي‌كردند، از بازي‌ دو نقش‌اصلي‌ آن‌، يعني‌ هانيه‌ توسلي‌ و پوريا پورسرخ‌ كه‌نقش‌هاي‌ وفا و ژوبين‌ را ايفا مي‌كردند، لذت‌بسياري‌ بردند
در اين‌ مجموعه‌ ديديم‌ كه‌ در كوران‌ بازي‌هاي‌سياسي‌ يك‌ عشق‌ پاك‌ رقم‌ خورد، عشقي‌
زميني‌كه‌ مهر تاييدي‌ زد كه‌ ارزش‌ اين‌ عشق‌ از عشق‌هاي‌اساطيري‌ بالاتر است‌...

  سوال: به‌ عنوان‌ اولين‌ پرسش‌، يك‌بيوگرافي‌ كامل‌ از خود براي‌ خوانندگانمان‌بگوييد:

    پوريا: پوريا پورسرخ‌ هستم‌، پسوند و پيشوندندارم‌، در چهارم‌ تير ماه‌ يكي‌ از سال‌هاي‌ خداوندبه‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر به‌ نام‌هاي‌ پگاه‌، پانته‌آ ويك‌ برادر به‌ نام‌ رضا دارم‌ كه‌ هر سه‌ آنها دانشجوهستند، فرزند اول‌ خانواده‌ هستم‌، مادرم‌ مدرس‌زبان‌ انگليسي‌ و پدرم‌ بازنشسته‌ شركت‌ نفت‌مي‌باشد، داراي‌ خانواده‌ گرمي‌ و به‌ قول‌ شماسوالي‌ هستيم‌، در حال‌ حاضر دانشجوي‌دكتري‌ فيزيولوژي‌ گياهي‌ هستم‌...
    مجرد مي‌باشم‌ و امسال‌ هم‌ قصد ازدواج‌ندارم‌، فكر كنم‌ ازدواج‌ با تصميم‌ نيست‌، بلكه‌ يك‌اتفاق‌ شيرين‌ است‌، گرچه‌ يك‌ سفيدي‌هايي‌ درزندگي‌ام‌ بود كه‌ البته‌ بعدها به‌ سياهي‌ تبديل‌ شد...

  سوال: و در مورد نحوه‌ آغاز كارتان‌؟
    پوريا: اجازه‌ بدهيد مانند خيلي‌ از دوستان‌پاسخ‌ ندهم‌، از كودكي‌ به‌ اين‌ كار علاقه‌ داشتم‌،نه‌... در كودكي‌ علاقه‌اي‌ نداشتم‌، اداي‌ كسي‌ راهم‌ در نمي‌آوردم‌، بچه‌ بودم‌ به‌ ورزش‌ خيلي‌علاقه‌ داشتم‌... به‌ كيوكوشين‌، يكي‌ از سبك‌هاي‌كاراته‌ مي‌پرداختم‌، فوتبال‌ بازي‌ مي‌كردم‌ وطرفدار دو آتيشه‌ يكي‌ از تيم‌ها بودم‌ كه‌ در حال‌حاضر چنين‌ نيست‌ و هر دو تيم‌ محبوب‌ پايتخت‌ رادوست‌ دارم‌. دوران‌ نوجواني‌ را كه‌ پشت‌ سرگذاشتم‌، چند دوست‌ داشتم‌ كه‌ در اين‌ حيطه‌فعاليت‌ مي‌كردند و خواه‌ ناخواه‌ به‌ تئاتر كشيده‌شدم‌. سپس‌ در يك‌ سمينار سينمايي‌ با غلامحسين‌لطيفي‌ (كارگردان‌ سريال‌ وفا) آشنا شدم‌ و پس‌ ازمدتي‌ يك‌ رفاقت‌ خوب‌ بين‌ ما پيش‌ آمد
آشنايي‌ من‌ تا آنجا پيش‌ رفت‌ كه‌ در رابطه‌ بامسائل‌ خصوصي‌ زندگي‌ پيش‌ از مشورت‌ باخانواده‌ام‌ آن‌ را با ايشان‌ در ميان‌ مي‌گذارم‌... دوسال‌ و نيم‌ تا سه‌ سال‌ از آشنايي‌ مان‌ مي‌گذشت‌ كه‌در اين‌ مدت‌، وي‌ سفر سبز، دختر ايروني‌ وخوابگاه‌ دختران‌ را ساخت‌ و در اين‌ بين‌آشنايي‌مان‌ تاثيري‌ در بازيگر شدن‌ من‌ نداشت‌. تااينكه‌ در (فرار بزرگ‌) نقش‌ فرهاد را ايفا كردم‌...
    كه‌ در آن‌ با مرحوم‌ سعيدي‌ و سروش‌ خليلي‌هم‌ بازي‌ بودم
 
 

    سپس‌ به‌ پيشنهاد لطيفي‌ در مجموعه‌ (وفا) بازي‌كردم‌ و خوشحالم‌ كه‌ اين‌ كار مخاطبين‌ خود راجذب‌ كرد... اين‌ مجموعه‌ يك‌ اداي‌ ديني‌ به‌ آقاامام‌ حسين‌(ع‌) بود و چون‌ از دل‌ آمد به‌ دل‌نشست‌...
 
 
 

  سوال: براي‌ مردم‌ خيلي‌ جالب‌ است‌ كه‌بدانند اصلا (وفا) چطور كليد خورد، شما كه‌
 دربطن‌ داستان‌ بوديد، چه‌ دانسته‌هايي‌ داريد؟

    پوريا: چند ماه‌ پيش‌ از تصويربرداري‌ وفا، پيش‌توليد آن‌ آغاز شد، در اواخر تابستان‌، به‌ پيشنهادلطيفي‌، به‌ دفتر (سهراب‌ پور) تهيه‌ كننده‌ اين‌مجموعه‌ رفتم‌، فيلم‌ نامه‌ را خواندم‌ و برايم‌ بسيارجالب‌ بود... نقش‌ ژوبين‌ به‌ من‌ سپرده‌ شد كه‌ يكي‌از شانس‌هاي‌ كاري‌ام‌ بود...
    ابتدا، بيشتر از سه‌ ماه‌، در تهران‌ مقابل‌ دوربين‌رفتيم‌ و پس‌ از آن‌ در مدت‌ بيش‌ از دو ماه‌ در لبنان‌به‌ سر برديم‌. گروهي‌ كه‌ به‌ لبنان‌ رفتيم‌، نزديك‌چهل‌ نفر بودند و بازيگران‌ لبناني‌ هم‌ قبلا با سفركارگردان‌ و تهيه‌ كننده‌ به‌ آنجا انتخاب‌ شده‌بودند.

  سوال: تمام‌ مدت‌ در بيروت‌ به‌ سربرديد؟

    پوريا: در بيروت‌ و منطقه‌ بلبك‌ كه‌ (امام‌ زاده‌خوله‌) در آنجا بود.

  سوال: راستي‌ (امام‌ زاده‌ خوله‌) كجابود؟

    پوريا: دختر خردسال‌ امام‌ حسين‌ (ع‌) بود.

  سوال: دليل‌ موفقيت‌ مجموعه‌ (وفا)؟

    پوريا: بيش‌ از چند ماه‌ مثل‌ يك‌ خانواده‌ دركنار يكديگر زندگي‌ كرديم‌، گروه‌ بسيار يكرنگ‌ وهمدل‌ بود و همين‌ امر باعث‌ شد تا كار مورد توجه‌قرار گيرد.
  سوال: خاطره‌ جالبي‌ از تصويربرداري‌به‌ ياد نداريد؟
    پوريا: البته‌، آن‌ لوكيشن‌ كه‌ در قايق‌ تفريحي‌ درسواحل‌ مديترانه‌ بوديم‌، محل‌ تصوير برداري‌ دركنار اسكله‌اي‌ بود كه‌ به‌ سفارت‌ آمريكا مشرف‌بود... شايد من‌ و خيلي‌ از جوانان‌ (مثل‌ من‌، باخود مي‌گفتيم‌، آمريكايي‌ها افراد مودبي‌هستند... اما با برخورد زننده‌ آنها كه‌ سعي‌ دربيرون‌ كردن‌ ما از آب‌هاي‌ آنجا داشتند، متوجه‌شدم‌ كه‌، سنگ‌ انداختن‌ مردم‌ كره‌ جنوبي‌ به‌سوي‌ آنان‌ چندان‌ هم‌ بي‌ربط نيست‌.
    برايم‌ عجيب‌ بود كه‌ آنها در كشور ديگري‌ به‌ملت‌ كشور ديگري‌ زور مي‌گفتند... به‌ هر حال‌ آنهااجازه‌ ندادند كه‌ گروه‌ از آن‌ منطقه‌ خارج‌ شوند تاوضعيت‌ روشن‌ شود، اما تهيه‌ كننده‌ مجموعه‌ آقاي‌(سهراب‌پور) در همان‌ مكان‌ و زمان‌، بارايزني‌هاي‌ خود مقابل‌ زورگويي‌ بي‌ربط آنان‌ايستادگي‌ كرد و مجوزهاي‌ تصوير برداري‌ درهمان‌ منطقه‌ گرفته‌ شد. به‌ طور كلي‌ لبنان‌ براي‌كاركردن‌، آن‌ هم‌ سينمايي‌ بسيار مشكل‌ است‌، اماوجود يك‌ پشت‌ صحنه‌ حرفه‌اي‌ و همدل‌ باعث‌ تاكل‌ گروه‌ سر بلند بيرون‌ بيايند. شما اگر توجه‌ داشته‌باشيد، در تيم‌هاي‌ فوتبالي‌ كه‌ داراي‌ يك‌ پشت‌صحنه‌ پر از حاشيه‌ هستند، خوب‌ نتيجه‌ نمي‌گيرند،در سينما هم‌ وضع‌ به‌ همين‌ شكل‌ است‌.
 
 
 
  سوال: چند ساعت‌ در روز كار كرديد؟

    پوريا: معمولا روزي‌ 12،13 ساعت‌، امالوكيشن‌ هايي‌ هم‌ بود كه‌ ما 24 ساعت‌ در آن‌مقابل‌ دوربين‌ قرار گرفتيم‌.
  سوال: و از مشكلات‌ ديگر كار كمي‌برايمان‌ بگوييد؟
    پوريا: يكي‌ از مشكلات‌ اساسي‌ آب‌ و هواي‌مديترانه‌اي‌ لبنان‌ بود، لبنان‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌عجيبي‌ است‌، براي‌ مثال‌ يك‌ سكانس‌ بايد درآفتاب‌ به‌ تصوير كشيده‌ مي‌شد، اما ناگهان‌ هواابري‌ مي‌شد و يا بالعكس‌ كه‌ اين‌ امر باعث‌ وقفه‌ دركار مي‌شد
سوال: و كدام‌ لوكيشن‌ بيشتر به‌ دلت‌چسبيد؟

    پوريا: لوكيشن‌هاي‌ منطقه‌ بلبك‌... اما منزل‌(عمو ديويد) در منطقه‌ فرانسوي‌ نشين‌ (مونا) و(داماتان‌) فكر كنم‌ بهترين‌ لوكيشن‌ها بود.
سوال: شما به‌ عنوان‌ يك‌ بيننده‌ عادي‌چه‌ پيامي‌ از اين‌ فيلم‌ دريافت‌ مي‌كرديد؟

    پوريا: تصورم‌ بر اين‌ است‌ كه‌ عشق‌ مرزنمي‌شناسد، البته‌ از پيام‌هاي‌ سياسي‌ آن‌
 فاكتورمي‌گيرم‌.

  سوال: اگر اجازه‌ بدهيد، من‌ گفته‌ شما راكامل‌ كنم‌، مي‌خواهم‌ بگويم‌ كه‌ عشق‌ ژوبين‌ به
‌ وفاو بالعكس‌... يك‌ عشق‌ زميني‌ و پاك‌ بود، موافقيد؟

    پوريا: صددرصد... دقيقا همين‌طور است‌، درهنگام‌ پخش‌ مجموعه‌ در خيابان‌ با يك‌ خانواده‌برخورد كردم‌، دختر آن‌ خانواده‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌اگر پسري‌ چنين‌ علاقه‌اي‌ به‌ من‌ داشت‌ برايم‌ مهم‌نبود كه‌ اتومبيل‌ او (ژيان‌) بود، متاسفانه‌ در جامعه‌امروزي‌ چنين‌ عشق‌هايي‌ كم‌ پيدا مي‌شود.
  
 
 
 
سوال: متاسفانه‌ مي‌بينيم‌ كه‌ ارتباطهاي‌امروزي‌، بين‌ دختران‌ و پسران‌ برروي‌
 ماديات‌است‌. متاسفانه‌ روابط بيشتر سوء استفاده‌ شده‌ وكلاه‌ بر سر هم‌ گذاشتن‌، موافقيد...
    پوريا: دقيقا، در دوره‌اي‌ كه‌ مد شده‌، اتومبيل‌شما چيست‌؟ منزلتان‌ كجاست‌؟ مسافرت‌ كجامي‌رويد، كه‌ البته‌ اين‌ مسئله‌ در بين‌ آقايان‌ هم‌ مدشده‌، اما (وفا) نشان‌ داد كه‌ عشق‌ واقعي‌ مي‌تواندتمامي‌ اين‌ مرزبندي‌ها را بشكند، اجازه‌ بدهيدمثالي‌ برايتان‌ بگويم‌، من‌ در محله‌ جردن‌ (آفريقا)تهران‌ مي‌نشينم‌، به‌ مرزبندي‌هاي‌ شمال‌ و جنوب‌هم‌ توجه‌ زيادي‌ نمي‌كنم‌، در بالاي‌ شهر بالغ‌ برصد نفر به‌ من‌ گفتند كه‌ در ساعات‌ پخش‌ اين‌مجموعه‌ ما (ماهواره‌) نگاه‌ نمي‌كرديم‌.
 
 سوال: دقيقا نقش‌ شما انقدر به‌ دل‌چسبيد كه‌ من‌ زماني‌ با شما تماس‌ گرفتم‌، شما
 را(ژوبين‌) جان‌ صدا زدم‌... حالا عشق‌ زميني‌ بود ياعشق‌ الهي‌!

    پوريا: اشاره‌تان‌ زيبا بود، در فيلم‌ ديديم‌ كه‌ژوبين‌، زندان‌، تيمارستان‌ و فشارهاي‌ عصبي‌ راتحمل‌ كرد تا خود را به‌ وفا برساند... از طرفي‌(وفا) هم‌ دو سال‌ به‌ انتظار مانده‌ بود و يك‌ عشق‌زميني‌ پاك‌ را به‌ تصوير كشيد، در پشت‌ صحنه‌، درقسمت‌ پاياني‌ فيلم‌، تمامي‌ عوامل‌ گريه‌ كردند...

  
سوال: و برخورد بازيگران‌ لبناني‌ بامجموعه‌ چه‌ بود؟

    پوريا: معمولا در لبنان‌ مسيحيان‌ و مسلمانان‌زندگي‌ مي‌كنند، اما مسلمانان‌ آنان‌، بسيار عقايدسفت‌ و سختي‌ داشتند... برخوردها بسيار خوب‌ ومحترمانه‌ بود.
 
سوال: و حرف‌ نگفته‌اي‌ در موردمجموعه‌ (وفا) به‌ ياد نداريد؟
پوريا: از تشكرهاي‌ روزمره‌ خوشم‌ نمي‌آيد، امابايد بگويم‌ اگر گروهي‌ با اين‌ صداقت‌ كار نمي‌كرد،اين‌ مجموعه‌ به‌ ثمر نمي‌نشست‌، تهيه‌ كننده‌ تمامي‌امكانات‌ رفاهي‌ از خورد و خوراك‌ گرفته‌ تاگردش‌ و... را براي‌ ما فراهم‌ كرده‌ بود، به‌ جرات‌مي‌گويم‌ كه‌ با كرايه‌ آن‌ قايق‌ تفريحي‌ مي‌توان‌يك‌ سريال‌ ساخت‌، آن‌ لوكيشن‌ را مي‌توانستيم‌ دربيرون‌ از دريا هم‌ مقابل‌ دوربين‌ ببريم‌، اما سعي‌ شدكه‌ در دريا ساخته‌ شود... تا به‌ دل‌ بيننده‌ بنشيند...
  سوال: درباره‌ گروه‌ نويسندگان‌ هم‌برايمان‌ بگوييد؟
    پوريا: طرح‌ كلي‌ آن‌ توسط استاد فريدون‌جيراني‌ نوشته‌ شده‌ بود كه‌ سپس‌ توسط عليرضاافخمي‌ و سعيد رحماني‌ بازنويسي‌ شد...

  
سوال:  چند پرسش‌ خصوصي‌ هم‌ داريم‌، ابتدا به‌ما بگو از پول‌ خوشت‌ مي‌آيد و خوب‌
 پول‌ خرج‌مي‌كني‌ يا نه‌؟

    پوريا: مهم‌ است‌، اما اصل‌ نيست‌، من‌فوق‌العاده‌ ولخرجم‌...

  سوال: به‌ جز بازيگري‌ كار ديگري‌داريد؟

    پوريا: طراحي‌ فضاي‌ سبز و ترجمه‌ مقالات‌براي‌ مجلات‌ علمي‌...

  سوال: آدم‌ حسابگري‌ هستيد؟

    پوريا: اصلا حسابگري‌ نمي‌كنم‌، معتقدم‌ اگرخوب‌ پول‌ خرج‌ كني‌، خداوند خوب‌ پول‌مي‌رساند.
سوال: يادت‌ است‌ چه‌ ساعتي‌ به‌ دنياآمدي‌؟

    پوريا: ساعت‌ 4 صبح‌ به‌ دنيا آمدم‌.

  
سوال: كجا تحصيل‌ مي‌كرديد؟ به‌ يادداريد!

    پوريا: از آنجا كه‌ پدرم‌ شركت‌ نفتي‌ بود، تادوران‌ دبستان‌ در شهرهاي‌ مختلف‌ به‌ خصوص‌شهرهاي‌ جنوبي‌ بوديم‌، در دوران‌ راهنمايي‌ درمدرسه‌ شهيد باهنر تهران‌ و دوران‌ دبيرستان‌ را درمدرسه‌ (رازي‌) گذراندم‌.
    دوران‌ ليسانسم‌ را در رشته‌ اصلاح‌ نباتات‌دانشگاه‌ آزاد شيراز كه‌ در آخرين‌ سال‌ تحصيلي‌رتبه‌ سوم‌ را بدست‌ آوردم‌...
    و دوران‌ فوق‌ ليسانسم‌ را در تهران‌ و رشته‌فيزيولوژي‌ گياهي‌ گذراندم‌ كه‌ باز هم‌ با رتبه‌ سوم‌،فارغ‌التحصيل‌ شدم‌.

  سوال: به‌ كسي‌ بدهي‌ داري‌؟
   
 پوريا: بدهي‌ مالي‌ نه‌، شايد بدهي‌ اخلاقي‌داشته‌ باشم‌.

  سوال: كسي‌ است‌ كه‌ از او بخواهي‌عذرخواهي‌ كني‌؟

    پوريا: بله‌، مادرم‌، من‌ در يك‌ سني‌، آدم‌ خوش‌اخلاقي‌ نبودم‌، خيلي‌ داد و بيدادي‌ بودم‌، آن‌زمان‌ به‌ ورزش‌ (بوكس‌) مي‌پرداختم‌ و روي‌اعصاب‌ من‌ تاثير گذاشته‌ بود، اما مادرم‌ مرا تحمل‌كرد. از او عذرخواهي‌ مي‌كنم‌.
  سوال: و كمتر از دو ماه‌ ديگر تا جام‌جهاني‌ مانده‌، نظرت‌ را در رابطه‌ با تيم‌ ملي‌ بگو؟
    پوريا: البته‌ فكر نكنم‌ تا آن‌ حد صلاحيت‌ اين‌كار را داشته‌ باشم‌، به‌ عنوان‌ يك‌ علاقمند به‌فوتبال‌ و كشورم‌، با تدابير (برانكو) موافق‌ نيستم‌،چرا كه‌ خيلي‌ از بازيكنان‌ شايسته‌ را پشت‌درب‌هاي‌ تيم‌ ملي‌ گذاشته‌ است‌.
 
سوال: فكر كنم‌ گفتگوي‌ خوبي‌ از آب‌ درآمد؟
 
پوريا: دقيقا، خيلي‌ خوب‌ بود، زميني‌ زميني‌ والبته‌ پاك‌...
 
 
 

  
سوال: هانيه‌ توسلي‌ را براي‌ ما تعريف‌كنيد، يك‌ پرسش‌ تكراري‌ كه‌ هنرپيشه‌ها
معمولاچاره‌اي‌ جز پاسخ‌ دادن‌ به‌ آن‌ ندارند؟

    توسلي‌: در 14 خرداد سال‌ 1358 درهمدان‌ به‌ دنيا آمدم‌، دو تا خواهر دارم‌، يكي‌چهارسال‌ از من‌ بزرگتر و ديگري‌ 9 سال‌ از من‌كوچكتر است

 
 به‌ نظر شما اين‌ تعريف‌ درستي‌ از(هانيه‌ توسلي‌) است‌؟
    توسلي‌: (مي‌خندد) اين‌ كه‌ تعريف‌ كردن‌نيست‌، راستش‌ هانيه‌ توسلي‌ را خودم‌ هم‌نمي‌شناسم‌، دختري‌ 27 ساله‌ هستم‌ كه‌ از 16سالگي‌ تشنه‌ بازيگري‌ بودم‌، دلم‌ مي‌خواست‌،آدم‌هاي‌ اين‌ حرفه‌ را بشناسم‌، به‌ تئاتر عشق‌مي‌ورزيدم‌ و همين‌ علاقه‌ باعث‌ شد كه‌ در سال‌78، در دانشگاه‌ قبول‌ شوم‌ و به‌ تهران‌ بيايم‌ و اين‌حرفه‌ را به‌ شكل‌ حرفه‌اي‌ ادامه‌ بدهم‌، به‌ هر حال‌(هانيه‌ توسلي‌)، انساني‌ بود كه‌ علاقه‌ وافري‌ به‌ هنربازيگري‌ داشت‌ و سرانجام‌ با تلاش‌ به‌ آن‌ رسيد،اما الان‌ نگاهم‌ طوري‌ است‌ كه‌ 6،7 سال‌ پيش‌اين‌طور نبود.
 
 
 سوال: و چه‌ تفاوتي‌ ايجاد شد؟

    توسلي‌: به‌ هر حال‌ گذشت‌ زمان‌ خيلي‌ چيزهارا ثابت‌ مي‌كند، آن‌ زمان‌ از بيرون‌ به‌ بازيگري‌نگاه‌ مي‌كردم‌، اما الان‌ ديگر نگاهم‌ از داخل‌ است‌،متوجه‌ شدم‌ كه‌ بازيگري‌ تنها يك‌ هنر نيست‌، بلكه‌يك‌ مهارت‌ است‌ و استعداد مربوط به‌ خود رامي‌طلبد، آن‌ زمان‌ فكر مي‌كردم‌، بازيگري‌ هنراست‌ اما در حال‌ حاضر نه‌.
 
 سوال: و خانواده‌ از شما حمايت‌ كردند؟

    توسلي‌: من‌ در رشته‌ علوم‌تجربي‌ تحصيل‌مي‌كردم‌ و دوست‌ داشتم‌ ژنتيك‌ بخوانم‌، اما باديدن‌ فيلم‌ هامون‌، ساخته‌ داريوش‌ مهرجويي‌ كه‌در مدرسه‌ نمايش‌ داده‌ شد به‌ اين‌ رشته‌ پرتاب‌شدم‌ و با ديدن‌ فيلم‌ (ديگه‌ چه‌ خبر) به‌ بازيگري‌علاقه‌ پيدا كردم‌...پدرم‌ ابتدا مخالف‌ اين‌ امر بود،اما بعد كه‌ ديد من‌ در اين‌ زمينه‌ در حال‌ تحقيق‌ ومطالعه‌ هستم‌، تسليم‌ علاقه‌ام‌ شد، مادرم‌ هم‌ ازابتدا مخالفتي‌ با بازيگرشدن‌ من‌ نداشت‌.
    آبان‌ ماه‌ 78، پس‌ از قبولي‌ در دانشگاه‌ به‌تهران‌ آمدم‌، پدرم‌ در اسفندماه‌ سال‌ 78 فوت‌كرد و مادرم‌ تنها حامي‌ من‌ بود، از طرفي‌ خواهربزرگترم‌ كه‌ نگاهي‌ تخصصي‌ به‌ سينما دارد، ازجنس‌ ديگري‌ است‌ او به‌ سينماي‌ جهان‌ و اروپاعلاقه‌ زيادي‌ دارد و او هم‌ مشوق‌ من‌ بود، ما دركنار يكديگر فيلم‌ مي‌ديديم‌ و نقد مي‌كرديم‌،خواهرم‌ در حال‌ حاضر در مجله‌ فيلم‌ و زنان‌ نقدمي‌نويسد و به‌ هر حال‌ مطبوعاتي‌ است‌... البته‌ درزمينه‌ ترجمه‌ هم‌ فعاليت‌ مي‌كند
 
سوال: چند كار تلويزيوني‌ و سينمايي‌ دركارنامه‌ شما به‌ چشم‌ مي‌خورد؟

    توسلي‌: 2 كار تلويزيوني‌، 9 كار سينمايي‌ و دوفيلم‌ كوتاه‌
 
 
سوال: از حس‌تان‌ و نگاهتان‌ بيشتربگوييد؟
 

    توسلي‌: آن‌ زمان‌ من‌ آدم‌ها را به‌ دو دسته‌تقسيم‌ مي‌كردم‌، آدم‌هاي‌ بازيگر و آدم‌هاي‌عادي‌؟! يعني‌ يك‌ عشق‌ آتشين‌ نسبت‌ به‌ اين‌ حرفه‌داشتم‌...حالا كه‌ به‌ آن‌ روزها دوباره‌ نگاه‌ مي‌كنم‌،تعجب‌ مي‌كنم‌...من‌ مي‌آمدم‌ تهران‌ و به‌ تمامي‌تئاترهاي‌ شهر مي‌رفتم‌، از همدان‌ به‌ تهران‌مي‌آمدم‌، تا فيلم‌ جديدي‌ روي‌ پرده‌ ببينم‌ ودوباره‌ به‌ همدان‌ باز مي‌گشتم‌، يك‌ عشق‌ عجيب‌ وغريب‌. الان‌ هم‌ تصوير را دوست‌ دارم‌، ذات‌ سينمارا دوست‌ دارم‌، اما آن‌ احساسي‌ كه‌ در گذشته‌نسبت‌ به‌ بازيگري‌ داشتم‌، در حال‌ حاضر ندارم‌.
 
 
 
 
 سوال: نام‌ اثرهايتان‌ را برايمان‌ بگوييد؟

    توسلي‌: مجموعه‌ غريبه‌ در سال‌ 79، درفيلم‌هاي‌ سينمايي‌ شام‌ آخر (فريدون‌ جيراني‌)،اثيري‌ (محمدعلي‌ سجادي‌)، شب‌هاي‌ روشن‌(فرزاد موتسن‌)، گاهي‌ به‌ آسمان‌ نگاه‌ كن‌ (كمال‌تبريزي‌)، جايي‌ براي‌ زندگي‌ (محمدبزرگ‌نيا)،يك‌ شب‌ (نيكي‌ كريمي‌)، زمان‌ مي‌ايستد (عليرضااميني‌) و كافه‌ ستاره‌ (سامان‌ مقدم‌)... تقريبا سالي‌دو فيلم‌.
  سوال: تلويزيون‌ بهتر است‌ يا سينما؟
    توسلي‌: در هر دو زمينه‌، اگر كار مطلوب‌ باشد،آن‌ هم‌ در تمام‌ زمينه‌ها، از فيلم‌نامه‌ تا كارگرداني‌ وانتخاب‌ بازيگر...
 
 سوال: و شما كدام‌ يك‌ را انتخاب‌مي‌كنيد؟
    توسلي‌: اگر هر دو درجه‌ يك‌ باشد، من‌ طبعاسينما را انتخاب‌ مي‌كنم‌، اما اگر سريال‌ درجه‌ يك‌و فيلم‌ درجه‌ دو باشد، به‌ طور يقين‌ سريال‌ راانتخاب‌ مي‌كنم
‌.
  
سوال: (وفا)، يكي‌ از كارهايي‌ بود كه‌طي‌ سه‌، چهارسال‌ اخير بسيار پربيننده‌ بود و
 به‌دل‌ها نشست‌، كمي‌ در رابطه‌ با اين‌ مجموعه‌برايمان‌ بگوييد؟

    توسلي‌: پيشنهاد اين‌ كار، در شهريور 84 به‌ من‌شد، آن‌ زمان‌ هم‌ نامش‌ (وفا) نبود، من‌ آن‌ زمان‌بر سر كار فيلم‌ (عصر جمعه‌) بودم‌، با خواندن‌فيلم‌نامه‌ ابتدا تصميم‌ نداشتم‌ بازي‌ كنم‌، اما پس‌ ازاتمام‌ فيلم‌برداري‌ بخش‌هاي‌ (ايران‌) دوباره‌ بامن‌ تماس‌ گرفته‌ شد و تغييرات‌ فيلم‌نامه‌ را به‌ من‌گفتند، پيچيدگي‌هاي‌ آن‌ برايم‌ جذاب‌ بود، ازطرفي‌ دوست‌ داشتم‌ با آقاي‌ لطيفي‌ همكاري‌كنم‌، به‌ من‌ گفته‌ شد كه‌ تنها براي‌ بخش‌هاي‌ لبنان‌در نظر گرفته‌ شدم‌، در نهايت‌ پاسخ‌ مثبت‌ دادم‌ وبه‌ لبنان‌ رفتم
سوال: از سختي‌هاي‌ كار بگوييد؟

    توسلي‌: اصولا كار خارج‌ از ايران‌ مشكل‌ است‌،براي‌ مثال‌ روزي‌ هم‌ كه‌ تصويربرداري‌ نداشتيم‌،بايد هتل‌ مي‌مانديم‌ و سرمان‌ را گرم‌ مي‌كرديم‌،چون‌ به‌خاطر آن‌ كار، در خارج‌ از كشور هستيم‌.اما در داخل‌ كشور، شما وقت‌ داريد كه‌ به‌ كارهاي‌ديگرتان‌ هم‌ برسيد...
  
سوال: وقت‌هاي‌ آزادتان‌ را در لبنان‌چگونه‌ مي‌گذرانديد؟

    توسلي‌: بيروت‌ شهر قشنگي‌ است‌، جاهاي‌ديدني‌ مي‌رفتيم‌ و اغلب‌ مطالعه‌ مي‌كردم‌ وعكاسي‌ هم‌ مي‌كردم‌.

  سوال: شما آدم‌ گوشه‌گيري‌ هستيد؟
    توسلي‌: به‌ شدت‌، يعني‌ بيشترين‌ لذت‌ و بهترين‌لحظات‌ زندگي‌ام‌ را از تنهايي‌ كسب‌
 كردم
  سوال: پس‌ فكر كنيم‌، بهترين‌ پيشنهاد ازشما، دعوت‌ به‌ (شهربازي‌) باشد؟
توسلي‌: نه‌... فاجعه‌ است‌، حوصله‌ جاهاي‌شلوغ‌ و پرسروصدا را ندارم‌، تحمل‌ سروصدا
 راندارم‌.

  سوال: در تنهايي‌ چه‌ مي‌كنيد؟

    توسلي‌: فكر مي‌كنم‌، موسيقي‌ گوش‌ مي‌دهم‌،كتاب‌ مي‌خوانم‌ و به‌ نقاشي‌ مي‌پردازم‌.

  سوال: معمولا چه‌ موسيقي‌ گوش‌مي‌دهيد؟
  
  توسلي‌: موسيقي‌ كلاسيك‌.
 

  
سوال: و پاپ‌ ؟

    توسلي‌: تنها فرهاد و فريدون‌ فروغي‌.

  سوال: از چه‌ رنگي‌ خوشتان‌ مي‌آيد؟

    توسلي‌: تمام‌ رنگ‌ها، بستگي‌ دارد كجا استفاده‌شود.

  سوال: تلويزيون‌ نگاه‌ مي‌كنيد؟ چه‌برنامه‌هايي‌؟

    توسلي‌: بله‌، به‌ كارهاي‌ مديري‌ علاقه‌ دارم‌...
  سوال: اهل‌ ورزش‌ هستيد؟

    توسلي‌: زياد نه‌...اما گاهي‌ اوقات‌ (يوگا) انجام‌مي‌دهم‌
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
 
آرنولد شوارتزينگر
 
 
نام كامل:ARNOLD ALOIS
 
SCHWARZENEGGER

اسامي مستعار:ARNIE
-THE GOVERNATOR

-AUSTRIAN OAK - CONAN THE
 
REPUBLICAN .
 
قد:188 سانتي متر.

وزن:
(در اوج تناسب اندام) 117 كيلو گرم.

نام كتاب اتوبيوگرافي وي: ARNOLD:THE
 
EDUCATION OF A BODY BUILDER
 
آرنولد شوارتزينگر در 30 جولاي 1947 در اتريش در خانه اي
 
 بدنيا آمد كه فاقد تلفن ، دستشويي و يخچال بود . نام خانوادگي
 
وي: شوارتزنگر به زبان آلماني به معني "كشاورز سياه" مي
 
باشد . پدرش  گوستاو شوارتزنگر يك افسر پليس بود كه در سال
 
 1974 بر اثر نارسايي قلبي فوت كرد و مادرش اورليا جادرني 
 
 نيز در سال 1998 به علت سكته قلبي درگذشت . پدر و مادر
 
وي عضو حزب نازي آلمان بوده اند .
 
 
برادرش مينهارد در سال 1971 در جريان تصادف رانندگي فوت
 
 كرد .
 
وي در سال 1965 به مدت يك سال به خدمت سربازي اتريش
 
 رفت .
 
آرنولد پس از ترك اتريش به انگليس آمد و مشغول به كار
 
گرديد . درآمد وي در انگليس 120 پوند در ماه بود .
 
وي فارغ التحصيل رشته مديريت بازرگاني و بازاريابي بين الملل
 
 است و به غير از بازيگري يك بدنساز، سياستمدار نيز هست .
 
آرنولد هنگامي كه در سال 1968 به آمريكا آمد سرمايه اش
 
20 دلار بود و لهجه غليظي نيز داشت . وي در سال 1983
 
تبعه امريكا گرديد .
 
آرنولد در سال 1986 با ماريا شريور دختر برادر جان كندي كه
 
يك روزنامه نگار و گوينده تلويزيون است ازدواج كرد . حاصل
 
اين ازدواج 4 فرزند است . يك دختر 17 ساله به نام كاترين يك
 
 دختر 14 ساله به نام كريستينا يك پسر 12 ساله به نام پاتريك 
 
 و يك پسر 8 ساله به نام كريستفر .
 
وي در سال 1997 تحت عمل جراحي باز قلب
 
 قرار گرفت. وي از دريچه قلب مصنوعي
 
استفاده مي كـنـد كـه هر چند سال يكبار
 
ميبايد آن را تعويض كند . (نارسايي قلبي در
 
 خانواده شوارتزينگر ارثي است . )
 
 
عضلات وي رشد يافته ترين عضلات  يك
 
انسان در تاريخ جهان  مي بـاشـند از ايـن رو
 
نــــام وي در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت
 
رسيده است . البته وي اذعان كرده است كه
 
 از داروهاي استروئيدي استفاده ميكرده
 
است .
 
وي هوادار حزب جمهوريخواه ميباشد .
 
وي دو بـار در سال هـاي 1996 و 2002
 
دكـتـراي افتخاري دريافت كرده است . 
 
آرنـولـد در سـال 2003 بـه فـرمـانـداري
 
 كـاليفرنيا منصوب گرديد . وي ويراستار دو
 
 مجله پرورش اندام نيز ميباشد .
 
وي در جهان از لحاظ كسب مقام نخست در
 
رشته پرورش اندام مسابقات جهاني نيز
 
ركوردار ميباشد . وي تاكنون 5 بار مقام آقاي
 
 جهان MR . UNIVERSE و 7 بار نيز عنوان
 
MR . OLYMPIA را از آن خود كرده است .
 
درآمد وي از حرفه بازيگري تاكنون بيش از
 
250 ميليون دلار بوده است . درآمد وي تنها از
 
 فيلم ترميناتور 3 ، 30 ميليون دلار بوده
 
است .
 
استاديوم فوتبالي بنام وي در اتريش وجود
 
دارد .
 
وي تحت عمل جراحي فك نيز قرار گرفته
 
است .

 
روابط ديگر:BRIGITTE NIELSEN  ، در سال 1985
 
نامزد كردند اما منتفي گشت .
 
فيلم شناسي :
 
Hercules in New York (1970)

The Long Goodbye (1973)

Stay Hungry (1976)

Pumping Iron (1977)

(The Villain (1979

Scavenger Hunt (1979)

The Comeback (1980)

(Body by Garret (1982

(Conan the Barbarian (1982

Conan the Destroyer (1984)

The Terminator (1984)

Red Sonja (1985)

Commando (1985)

Raw Deal (1986)

Predator (1987)

The Running Man (1987)

Red Heat (1988)

Twins (1988)

Total Recall (1990)

Kindergarten Cop (1990)

Terminator 2: Judgment Day (1991)

Freed (1992)

(Dave (1993

(Last Action Hero (1993

The Last Party (1993)

(A Century of Cinema (1994

Beretta's Island (1994)
 
True Lies (1994)

Junior (1994)

T2 3-D: Battle Across Time (1996)

(Eraser (1996

Jingle All the Way (1996)

Stand Tall (1997)

(Batman & Robin (1997

Junket Whore (1998)

(End of Days (1999

The 6th Day (2000)

Dr. Dolittle 2 (2001)

(Last Party 2000 (2001

(Collateral Damage (2002

Terminator 3: Rise of the Machines (2003)

The Rundown (2003)

(Around the World in 80 Days (2004

How Arnold Won the West (2004)

(WMD: Weapon of Mass Destruction (2004

(COMMING SOON : The Kid & I (2005 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آرنولد و همسرش
 
 
 
 
 
 
آرنولد و خانواده 6 نفري اش
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:50 بعد از ظهر  توسط افشین | 

 

 گزارش تصويری آغاز طرح مبارزه با بدحجابي

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:44 بعد از ظهر  توسط افشین | 

دی جی مریم و زندگی دوباره
 
 
 
 
مصاحبه سايت بى بى سى با دی جی مريم
 
 
مريم دی جی دختر نوجون و شاديه ، البته خيلی سرو حال نبود و اتفاقات
 
چند ماه
گذشته و مهاجرت دمقش کرده بود. يک لنز سبز گذاشته بود و با کلاه لبه دار
 
 و موهای دم خرگوشی
 
 
خوبی دی جی مريم؟
 
 قربونت برم.
 
 
الان در کدام کشور هستيد؟" ميتونی اين رو به ما بگی.
 
من خارج از ايران هستم ...!
 
 
 بعد از تصميم خارج شدنت از ايران، ميخوای کجا بری؟
 
فعلاً مشخص نيست. اما به احتمالی ميرم آمريکا، لوس آنجلس. چون اونجا ايرانی
 
های بيشتری هستن و می تونم کار موسيقيم رو ادامه بدم.
 
 
 
 شايعات مبنی بر دستگيری و زندانی شدن شما درست بوده يا نه؟" اصلاً
 
برامون بگو شايعات چی بوده؟
 
شايعه بود که ناخن دی جی مريم رو کشيدن و زبونشو بريدن! ولی نه، تمامی اينها
 
شايعه بوده و صحت نداره. زندانی و دستگير هم نشدم. تنها بازجويی شدم.
 
 
 
 
مثل اينکه يک مدتی هم توی خونه غير مستقيم حبس بودی، درسته؟
 
بله. اصلاً نمی تونستم بيرون برم و هيچ فعاليتی بکنم. به خاطر همين همش توی
 
خونه بودم. فشارهای عصبی باعث شده بود که گوشه گير بشم.
 
 
 
آيا هنوزهم بر اين باور هستی که تنها برای خانوم ها ميخوانی؟"
 
نه. چون وقتی توی ايران بودم شرايط به اين صورت بود که می تونستم فقط برای خانم
 
 ها کنسرت بزارم. ولی اينجا فرقی نداره و شرايطش فرق ميکنه.
 
 
 
آيا هم اکنون شما آلبومی را در دست تهيه داريد؟"
 
بله. يک آلبوم جديد به سبک تکنو دارم که با خودم آوردم.
 
 
 
پس آهنگ های "مترسک" و "دزد دريايی" هم جزو اين آلبومه، درسته؟
 
بله. اما اون موقع که اين آهنگ ها رو از بی بی سی پخش کردين هنوز ميکس نهايی
 
 نشده بود. اين هست که اين آهنگ ها توی آلبوم جديد يک مقداری فرق داره.
 
 
 
 
دوست دارم خودت رو معرفی کنی، همون جوری که هميشه خودت رو
 
معرفی می کنی ...
 
من محشر، فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب که
 
معروف شدم به دی جی مريم!
 
 
 
لطفاً بفرمايد منظور شما از اينکه ميگيد من دختر زمين هستم پدرم خورشيد
 
مادرم باد ...چيست؟"
 
پدر من يک فرهنگخانه توی ايران داره و کارهای فرهنگی ميکنه. پردم به مدت نه سال
 
 روی يک پروژه مطالعاتی درباره ايران و فرهنگ ايرانی کار کرد و درباره همين موضوع،
 
کتابی با عنوان "پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب" نوشته. من هم
 
از کوچکی به اين جمله علاقه داشتم و خودم رو اينجوری معرفی می کنم.
 
 
 
 
تو خودت اين چيزهای فلسفی رو باور داری؟
 
پدرم هر چيزی بگه من قبول دارم!
 
 
 
به به، اين که شد مرد سالاری!!!
 
نه! چون پدرم رو خيلی دوست دارم و حرفهايی که ميزنه برام خيلی اهميت داره!
 
 
 
يعنی اگر بگه ديگه تلفن استفاده نکن، ديگه استفاده نميکنی؟
 
نه ديگه! اين رو استفاده می کنم! ( با خنده )
 
 
 
راستی جريان تيپ "مو محشری" چيه؟ چون الان می بينم که موهات رو دم
 
خرگوشی بستی و کلی هم روبان رنگی زدی به دو طرف موهات.
 
من توی کنسرت هام به خاطر ريتم موزيک هام که جوون پسنده، يک تيپ نوجوانی
 
 می زدم که به مو محشری معروف شد. بعد آخر کنسرت هام، اين روبان ها رو به
 
عنوان يادگاری پرت می کردم به طرف جمعيت.
 
 
 
آيا قراره خارج از ايران کنسرت بدی؟
 
بله. خيلی دوست دارم کنسرت اجرا کنم.
 
 
 
با چه لباسی روی صحنه خوهی آمد؟ حجاب يا لباس ..."
 
فکر کنم با حجاب ... البته همه چی بستگی به شرايط داره.
 
 
 
 چه سبک موسيقی رو دوست داری؟
 
من تکنو و ترنس رو خيلی دوست دارم
 
 
 
ا آيا تحصيلات در زمينه موسيقی داری؟
 
من و برادرم دو قلو هستيم. وقتی کوچک بوديم خيلی با هم جنگ و دعوا می کرديم و
 
 من هم خيلی جيغ می زدم! به قول بابام جيغ های بنفش. بابام می گفت مگه ميشه
 
 جيغ يک نفر انقدر بلند باشه! به خاطر همين من رو فرستاد کلاس های موسيقی و
 
آواز. سازهای مختلفی رو ياد گرفتم و کلاس آواز رفتم. حتی اپرا ياد گرفتم و اون رو
 
علمی دنبال کردم.
 
 
 
مثل اينکه بابا خيلی هم در اينباره سختگيری ميکرده؟
 
درسته. خيلی سخت می گرفت. وقتی از سر کار به خونه می اومد، حالم رو نمی
 
 پرسيد، در عوض می پرسيد امروز چند ساعت تمرين کردی؟! اگر يک روز تمرين نمی
 
 کردم باهام حرف نميزد!
 
 
 
نام دی جی مريم را خودتون انتخاب کرديد يا مردم. اگر مردم، شما اين نام را
 
قبول داريد؟"
 
وقتی سی دی اول من دزديده و پخش شد، اسم من رو نمی دونستند و هر کسی
 
 يک اسمی می گفت ... مريم رها، مريم دی جی و يا دی جی مريم.
 
 
 
حالا چرا "مريم"؟
 
نميدونم. شاد خواست خدا بوده، چون اسم "مريم" مقدسته.
 
 
 
 الان که از ايران خارج شدی، پشيمونی، خوشحالی يا اصلاً درباره تصميمی
 
که گرفتی چه احساسی داری؟
 
خيلی دلم برای ايران تنگ شده .... خيلی زياد. پشيمونی هم سودی نداره، چون اين
 
 به خواست من نبوده ... من فقط می خواستم که بخونم!
 
 
 
 درباره آلبوم های جديدت ، مثل اينکه دو تا آلبوم آماده داری، درسته؟
 
بله. اسم آلبوم جديدتره "من محشرم" هست. انقدر به من گفتن "دی جی مريم" که
 
 من هم يک آهنگ خوندم که توش ميگم "من محشرم". اين آهنگ بر عکس همه
 
آهنگ های تکنوی توی آلبوم، ريتم شش و هشت داره که جوابی هست به آهنگ
 
معروف "تو محشری" ...
 
 
 
اسم آهنگ های ديگه آلبومت رو برامون ميگی؟
 
"مترسک"، "دزد دريايی"، "من محشرم"، "سلام"، "خليج" و "اين شوشيناک"
 
 
 
"اين شوشيناک" يعنی چی؟
 
يک اسم قديمی برای دختر شاه پريونه.
 
 
 
آيا شما ازدواج کرديد. اگر بله با کی؟"
 
نه. من ازدواج نکردم!
 
 
 
کدام انگيزه باعث شد تا خودکشی کنی؟"
 
فشارهای عصبی زيادی روم بود. توی اون سنی که بودم، خيلی برام سخت بود که در
 
 زمان پيشرفتم، جلوم بسته بشه و سدی قرار بگيره که نتونم هيچ فعاليتی انجام
 
بدم. بازجويی هايی که شدم و اينکه مردم از من توقع داشتن و من نمی تونستم هيچ
 
 فعاليتی بکنم. نمی تونستم با آرامش زندگی بکنم. همه اينها دست به دست هم
 
داد که يه مدت زمان کمی از زندگيم خل وضع بشم! ( با خنده )
 
 
 
 
پرسيدن ارتباط ايميلی ميتونن باهات داشته باشن؟
 
فعلاً نه.
 
 
 
اسم يکی از آهنگ هات "لحظه کبوتر" هست، جريان اسمش چيه؟
 
 
کبوتر رو از قديم در زمان آزادی نشون می دادند. مثلاً کسی اگر از زندان آزاد می شد،
 
 کبوتر رو نشون می دادند به خاطر همين ميگن "لحظه آزادی" ... "لحظه کبوتر"
 
 
 
شهرتت توی ايران جالبه. مثل اينکه همين شهرت باعث يک اتفاق جالب
 
شده، برامون تعريف می کنی؟
 
نمايشگاه دعوت شده بودم. از در که رفتم تو، يکی از خبرنگارها من رو شناخت. از اون
 
 به بعد هر چی آدم و خبرنگار بود، دور من جمع شده بودن و عکس و مصاحبه می
 
گرفتن. همين طور که داشتيم توی سالن ها راه می رفتيم، يکی از شخصيت های
 
سياسی و همراهانشون هم در حال قدم زدن بودن. من که از کنار اين شخصيت رد
 
شدم، طرفدارها و خبرنگارهای دور اون آقا هم به من محلق شدن!
 
 
 
مثل اينکه توی ايران کنسرت هم دادی! من فکر می کردم اجازه هيچ کاری
 
رو نداشتی!
 
کنسرت رو قبل از مخالفت با من گذاشتم. کنسرتی بود برای خيريه و به نفع ايتام. يک
 
 کنسرت ديگه ای هم بود برای انتخابات رياست جمهوری که بايد انجام می دادم.
 
 
 
يعنی مجبورت کرده بودن؟
 
يه جورايی.
 
 
 
چند نفر توی اين کنسرت بودن؟
 
تقريباً ۷۰۰۰ نفر که در رشت برگزار شد.
 
 
 
این کنسرت فقط برای خانم ها بود؟
 
بله.
 
 
 
هنوز هم ميخوای توی آهنگ هات از شگردهای صوتی ( افکت ) استفاده
 
کنی؟
 
دوست دارم هر آلبومم يک جور باشه. مثلاً اگر توی اين آلبومی که دارم از افکت زياد
 
استفاده کردم، ممکنه در آلبوم بعديم اصلاً از افکت استفاده نکنم. اين بستگی به
 
سليقه خودم داره.
 
 
 
آيا جايی هست که بشه سی دی تو رو خريد؟
 
سی دی من هنوز منتشر نشده. اما به زودی مشخص ميشه
 
 
 
من از علاقمندان صدای شما هستم، اما شما در مصاحبه هاتون حرف های
 
عجيبی می زنين، مثلاً خودکشی، يا اينکه دوست ندارين مرد ها صدای شما
 
 رو بشنون و ..." ميشه برای ما واقعيت رو توضيح بدی؟
 
 
واقعيتش اينه که من توی شرايطی هستم که متناسب با اون شرايط بايد حرف بزنم.
 
 انقدر تحت فشار هستم که خودم بعضی مواقع قاطی می کنم که چجوری دارم حرف
 
 می زنم. اميدوارم ناراحت نشين و بدونين که آدم دروغ گويی نيستم. تا اونجايی که
 
بتونم واضح صحبت می کنم، ولی دروغ نميگم.
 
 
 
مشکلات شما توی خونه چی بوده و اينکه آيا با رضايت پدر و مادرم اومدی
 
خارج از کشور؟"
 
 
توی خونه مشکلی نداشتم. بله. با رضايت پدر و مادرم اومدم بيرون.
 
 
 
 
به نظر مريم خانم آيا موفقيت خودشون در خارج از کشور رو حس می کنند؟
 
 منظورم کشورهای اروپايی و آمريکاييه ..."
 
 
سختی هايی که توی ايران کشيدم با مشکلات و سختی هايی که خواننده های
 
اينور دنيا دارن فرق می کنه. به نظر خودم فکر می کنم می تونم از عهده اين مشکلات
 
 بر بيام. نه فقط به خودم، بلکه به يک ملت قول دادم که تمام تلاشم رو بکنم که بتونم
 
زحماتشون رو جبران کنم. هيچ وقت فکر نمی کردم با يک کاست، يک شبه ره صد
 
ساله برم. همه اينها لطف مردم بود. دوست دارم به دنيا بگم جوونهای توی ايران هم
 
می تونند يک کارهايی انجام بدم و فقط اروپايی و آمريکايی ها نيستن که ميتونند
 
پيشرفت کنند.
 
 
 
هنوز برای ما اين موضوع مبهمه که خيلی ها ميگن اين يواشکی خودش
 
آهنگ هاش رو بيرون داد که معروف بشه، و حالا ميگه نه، دزديدن! آخه مگه
 
ميشه؟
اتفاقاً سوال خوبی کردين. توی دنيا يک خواننده به دو دليل آلبوم موسيقی بيرون ميده.
 
 يکی اينکه ثروتمند بشه ، دوم اينکه مشهور بشه. من با اون کاست نه ثروت پيدا
 
کردم و نه مشهور شدم.
 
 
 
مشهور شدی که !!!
 
اون موقع مشهور نشدم! من وقتی با شما مصاحبه کردم مشهور شدم! روی هر
 
کاست و يا سی دی، بايد عکس خواننده، اسم اون، اسم شاعر و نوازنده و ... باشه.
 
 روی اين کاست هايی که در بازار بود هيچ اسم يا عکسی نبود! من برای اينکه از
 
خودم دفاع کنم و بگم که اين شايعاتی که مردم ميگن صحت نداره، با شما مصاحبه
 
کردم و اين موضوع من رو مشهور کرد.
 
 
 
تو يک دوران سکوت هم داشتی. يادمه حتی نميشد باهات تماس گرفت!
 
درسته، من حق مصاحبه با هيچ کسی رو نداشتم.
 
 
 
در ضمن ميخوام اينجا يک سوء تفاهمی رو حل کنی. به من گفتی اسم اون
 
 آهنگی که توش ميگی يه يه يه، "دختر شاه پريون" هست! من چند تا ايميل
 
 دريافت کردم که اگه اين اسمشه، پس چرا توی آهنگ اسمی از دختر شاه
 
پريون برده نميشه؟
 
چون اسم کليپ اين آهنگ "دختر شاه پريون" بود. البته اسم اصلی اين شعر "رنگی
 
ندارد" بود. اما مردم اون رو "يه يه يه" صدا می زدن.
 
 
 
وقتی به طرفدارهات امضاء ميدی، چی می نويسی؟
 
محشر، کليد سل ( يکی از علامتهای موسيقی )، بالاش هم می نويسم "يه يه يه
 
يه"
 
 
دی جی مريم، مريم دی جی، محشر، يه يه يه، خيلی ممنون که با ما بودی.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط افشین | 

 

 عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه :

 

۱.  عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)
 
 
 
۲.عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)
 
 
۳.عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطخ زیر منحنی دوستت دارم) 
 

۴.عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....) 
 

۵.عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..) 
 

۶.عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....) 
 

۷.عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....) 
 

۸.عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....سالی با دوستش هم قراره بیآد....دوست سالی واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم ) 
 

۹.عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم ) 
 

۱۰.عشق از دید کسی که بار اولش نبست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم) 
 

۱۱.عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ) 
 

۱۲.عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم) 
 

۱۳.به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز) 
 

۱۴.عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره) 
 

۱۵.عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی ) 
 

۱۶. عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن) 
 

۱۷.عشق از دید حمیدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است, زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود. (جمله عاشفانه :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) 
 

۱۸.عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد) 
 

۱۹.عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده: عشق یعنی کشک. (جمله عاشقانه : برو کشکتو بسآب)
 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط افشین | 

 

سمیرا، دختری که ادعا می کند همسر دوم مهدوی کیا

 

است

 

28 فروردین - روزنامه Bild، (عکس همسر سابق و همسر فعلی مهدوی

 

کیا  را می توانید ببینید)

 


Mahdavi Kia and 1st Wife Sepideh

 

 

 


Samira, Claims to be the New Wife

 

 

نظر یادتون نره ها ...

 


+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:18 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
رینگ و لاستیک اسپرت
 
اغلب افراد ، آنچه برايشان در درجه اول اهميت دارد ، زيبايی است و نه ايمنی ، آنها سعی می کنند رينگهایی بزرگتر، لاستيکهايی پهن تر و با ديواره کوتاه انتخاب کنند و صد البته رينگی را انتخاب می کنند که به سليقه خودشان زيبا تر از بقيه باشد. عده ای ديگر فکر می کنند برای خارج نشدن از استاندارد خودرو نبايد سايز رينگ را تغيير داد و فقط لاستيک را عوض می کنند و يا از رينگی با قطر مشابه استفاده می کنند ، عده ای ديگر اعتقاد دارند کوتاه کردن ارتفاع لاستيک ، خودرو را از استاندارد خارج می کند و پهن تر شدن لاستيک نيز چرخش فرمان را مشکل و مصرف سوخت را بالا می برد و بدين خاطر فقط به تعويض رينگ می پردازند.
خوب بايد ديد کداميک انتخاب درستی انجام می دهند؟
برای وارد شدن به اين بحث ، ابتدا بايد مختصری راجع به علائم درج شده روی لاستيکها بگويم. حتما شما تا حدودی با آنها آشنايی داريد ، برای مثال شماره زير را بررسی می كنيم.
 
 
 
 
 حرف P مخفف Passenger و نشاندهنده سواری بودن خودرو است ، در اين قسمت كدهای LT و T نيز وجود دارند كه خارج از بحث ما می باشند و البته در اكثر لاستيكهای موجود در كشور اصلا اين كد اوليه را نخواهيد ديد ،۳ عدد بعدی معرف پهنای لاستيك(Section Width) به ميليمتر است ، دو رقم بعد از آن نسبت ظاهری (Aspect Ratio) می باشد و نشاندهنده نسبت ارتفاع لاستيك (Section Height) به پهنای آن است بعبارت ديگر مشخص می كند كه ارتفاع لاستيك چند درصد از پهنای آن است. در مثال بالا پهنای لاستيك ۲۰۵و نسبت ظاهری ۶۵ است پس ارتفاع لاستيك از فرمول زير چنين بدست می آيد.

( ۱۰۰ / نسبت ظاهري) * پهنای لاستيك = ارتفاع لاستيك
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵ ) * ۲۰۵
حرف R نشاندهنده راديال بودن لاستيك و عدد ۱۵ قطر رينگ (Rim Diameter) را نشان می دهد ، عدد ۸۹ نشاندهنده ميزان بار قابل تحمل برای هر لاستيك ميباشد كه ۸۹ معرف ۵۸۰ كيلوگرم می باشد (وزن مربوط به هر عدد از جدول Load Index ها بدست می آيد)حرف H نشاندهنده حداكثر سرعت مجاز برای آن لاستيك (Speed Symbol) است ، كه طبق جدول زير۲۱۰ كيلومتر بر ساعت می باشد.( ميزان بار ، سرعت مجاز و پهنای رينگ(Rim Width ) برای هر خودرو بر روی برچسب كناری داخل درب خودرو ( سمت راننده يا شاگرد ) نوشته شده.)
 
 
 
 
 
اين نكته نيز قابل ذكر است كه روشهای ديگری نيز برای نمايش مشخصه های لاستيك وجود دارد اما متداول ترين آن همان شكل بالاست كه به سيستم P متريك معروف است
خوب پس تا اينجا فهميديم كه نسبت ظاهري(Aspect Ratio) نشان دهنده ارتفاع لاستيك نيست و بعنوان مثال ارتفاع يك لاستيك ۶۵/۱۶۵ با يك لاستيك ۶۵/۱۷۵ متفاوت است.
يكی از مهمترين شاخص ها در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ثابت نگه داشتن قطر مجموعه رينگ ولاستيك در ميزان استاندارد كارخانه است ، چرا كه تغيير قطر كلی چرخ باعث ايجاد خطا در كيلومتر شمار و اخلال در نحوه تعويض دنده ها (خصوصا در خودروهای اتوماتيك) می شود و در خودروهای مجهز به ABS نيز در كار ECU اخلال بوجود می آورد و می توان گفت تنها مزيت در هنگام بزرگ تر شدن چرخ ، افزايش شتاب خودرو در حد ناچيزی است.
برای كمك به ثابت نگه داشتن قطر چرخ در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ، راهنمايی به نام PLUS در نظر گرفته شده و آنرا با واحدهای Plus1 ، Plus2 ،Plus3 و .... نامگذاری كرده اند كه هر كدام نشانه افزايش ۱ اينچ به قطر رينگ ميباشد و با استفاده از اين راهنما در ازای افزايش قطر رينگ ، ارتفاع لاستيك ، كوتاهتر انتخاب می شود تا قطر كلی چرخ تا حد ممكن ثابت بماند. چگونگی عملكرد Plus ها را در شكل زيرمي بينيد.
 
 
 
 
 بطور مثال اگر بخواهيم از رينگ ۱۶ اينچی بجای ۱۵ اينچی استفاده کنيم ، حتما بايد ارتفاع لاستيک را به همان نسبت کاهش دهيم تا قطر کلی چرخ ثابت بماند ، فرض کنيد لاستيکهای خودرويی 15/65/205 باشد و بخواهيم رينگهايی ۱۶ اينچی بر روی آن نصب كنيم ، با محاسبات زير می توان سايز لاستيك لازم برای اين رينگ را بدست آورد ، بطوريكه قطر چرخ كمترين تغيير ممكن از حالت قبلی را داشته باشد.
برای اين كار ابتدا بايد ببينيم قطر كلی چرخ اوليه چقدر است ، برای اين كار ابتدا بايد ارتفاع لاستيك را از فرمولی كه در بالا گفته شد بدست آوريم و سپس آنرا ۲ برابر كرده و قطر رينگ را برحسب ميليمتر به آن اضافه كنيم.
ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵)*۲۰۵ = ارتفاع لاستيك
حال قطر رينگ را ابتدا به ميليمتر تبديل وسپس به ۲ برابر ارتفاع لاستيك اضافه می كنيم.
ميليمتر ۳۸۱ =۲۵.۴ *۱۵ =قطر رينگ بر حسب ميليمتر
ميليمتر ۶۴۷.۴ =381+2*۱۳۳.۲ =قطر چرخ
پس قطر چرخ فعلی ۶۴۷.۴ ميليمتر است ، حال می خواهيم رينگ ۱۶ اينچی بكار ببريم ، ابتدا آنرا به ميليمتر تبديل می كنيم. ميليمتر ۴۰۶.۴ =۲۵.۴ *۱۶
و می دانيم كه برای بدست آوردن ارتفاع مورد نياز براي لاستيك جديد بايد مراحل قبلی را برعكس انجام دهيم: ميليمتر ۲۴۱ = ۴۰۶.۴ - ۶۴۷.۴
ميليمتر ۱۲۰.۵ =۲ /۲۴۱ =ارتفاع مورد نياز برای لاستيك جديد
حال بايد انتخاب كنيم چه پهنايی برای لاستيكهای جديد مناسب تر است، و بوسيله آن Aspect Ratio را بدست آوريم ،۲۱۵ و ۲۲۵ را آزمايش می كنيم.
با پهنای ۲۲۵ عدد ۵۳.۶ بدست می آيد: ۵۳.۶ =۱۰۰ *۰.۵۳۶ =۲۲۵ /۱۲۰.۵
وبا پهنای ۲۱۵ عدد ۵۶ : ۵۶ =۱۰۰ *۰.۵۶ =۲۱۵/۱۲۰.۵

ميدانيم كه در اين رنج نزديكترين Aspect Ratio ، به اعداد بالا ، ۵۵ می باشد و ۵۶ خطای كمتری دارد تا ۵۳.۶ ، با اين حساب می توان گفت در مجموع اگر از
لاستيكهای ۱۶/۵۵/۲۱۵ استفاده كنيم قطر چرخ تنها ۴.۵ ميليمتر بزرگتر می شود كه مقدار ناچيزی است.
ميليمتر ۱۱۸.۲۵ =(۱۰۰/۵۵)*۲۱۵ =ارتفاع لاستيك جديد
ميليمتر ۶۴۲.۹=۴۰۶.۴ +(۲*۱۱۸.۲۵) =ارتفاع چرخ جديد
ميليمتر ۴.۵ =۶۴۲.۹-۶۴۷.۴ = ميزان اختلاف قطر دو چرخ
اندازه بدست آمده يعنی ۱۶/۵۵/۲۱۵ همان Plus 1 برای لاستيك ۱۵/۶۵/۲۰۵ است و هميشه می توان گفت با افزودن ۱ اينچ به رينگ بايد۱۰ واحد از Aspect Ratio كم كرد و پهنای لاستيك را در مواردی ۱۰ و در مواردی ۲۰ ميليمتر افزايش داد (هر كدام Aspect Ratio نزديكتری نسبت به قطر قبلی داشته باشد ، كه البته بدليل اينكه بزرگتر شدن ناچيز قطر چرخ بهتر از كوچكتر شدن آن است ، ۱۰ ميليمتر پيشنهاد می شود) .با اين كار ما به Plus1 رسيده ايم و برای رسيدن به Plus 2 بايد همين مراحل را بر روی Plus 1 انجام دهيم، Plus های مختلف مثال قبل به صورت زير خواهند بود:
O.E= 205/65/15 Plus1= 215/55/16 Plus2= 225/45/17 Plus3= 235/35/18
ديديد كه با بهره گيری از سيستم Plus می توان تا حد ممكن از بوجود آمدن تغيير در قطر چرخ جلوگيری كرد.
مطلب قابل توجه ديگر پهنای رينگ است ، بايد بدانيد كه برای داشتن استاندارد بهينه و فيت شدن دقيق لاستيك روی رينگ و داشتن هندلينگ بهتر بايد در ازای افزايش هر ۵ ميليمتر پهنای لاستيك ، پهنای رينگ را ۰.۵ اينچ افزايش داد ، البته ميزان پهنای رينگ برای هر سايز لاستيك می تواند تا حدود ۱.۵ اينچ كه مقدار زيادی است در نوسان باشد ،اين نوسان در راهنماي انتخاب پهنای رينگ مناسب برای لاستيكهای مختلف ، در آدرس http://www.arbabzadeh.com/~hooshnam/rim/rim_width.htm موجود است ، اما بهترين و مطمئن ترين پهنا ، ميانگين اعداد موجود در آن سايت است كه با فرمول افزايش ۰.۵ اينچ به رينگ در ازای هر ۵ ميليمتر افزايش پهنای لاستيك نيز مطابقت دارد ،در سايت بالا مثلا برای سايز ۱۵/۵۰/۲۰۵ رينگهايی با سايزی بين ۵.۵ تا ۷.۵ پيشنهاد شده كه بهترين رينگ برای آن همان ۶.۵ می باشد اما رينگهايی با قطر ۵.۵ ، ۶ ، ۷ و ۷.۵ نيز قابل مصرف ميباشند.
مساله مهم ديگر وزن رينگ و لاستيک است ، از آنجايی که اين وزن شامل سيستم فنربندی خودرو نمی شود ؛ هنگام مواجه با دست اندازها و ديگر نارسايی های جاده ، فشار بيشتری به فنربندی خودرو وارد می کند. پس هر چه رينگ و لاستيک سبک تری داشته باشيم سواری بهتر و شتاب بيشتری خواهيم داشت ، پس حتی المقدور سعی کنيد رينگ و لاستيک جديد از رينگ و لاستيک استاندارد خودرو سنگين تر نباشد.

طبق آزمايشی که بر روی يک خودروی Civic انجام گرفت ، ابتدا با رينگهای استاندارد ۱۴ اينچی خود خودرو كه وزنی برابر ۳۴پاند داشتند ، آزمايشی انجام گرفت و اسب بخار خودرو ۱۱۳.۵ بود ، اما با رينگهای آلياژی ۱۷ اينچی كه وزنی برابر۴۳ پاند داشتند ، اسب بخاری برابر با ۱۰۷.۹ بدست آمد ؛ كاهش ۵.۶ اسب بخار فقط با افزودن ۳۶ پاند (مجموع ۴ چرخ) به خودرويی كه بيش از ۲۰۰۰ پاند وزن دارد ، مشخص كننده اهميت وزن رينگ و لاستيك می باشد و علاوه بر آن بايد ضربات محكم تر دست اندازها را نيز در نظر گرفت.
مساله مهم ديگر چگونگی قرار گرفتن چرخ روی سيستم تعليق است و يا به عبارتی ساده تر، برخورد بيرون زدگی چرخ با لبه گلگير در سمت بيروني و برخورد چرخ با متعلقات داخل گلگير ، كه باعث بروز مشكلاتی چون پارگی لاستيك و نچرخيدن كامل فرمان می شود ، بديهی است كه با بزرگ كردن بيش از حد لاستيك و رينگ با اين مشكل مواجه خواهيم شد ، اما در مواردی با افزايش تنها ۱ سايز Plus به چرخ و يا حتی با خريد رينگی با سايز مشابه با رينگ اصلی نيز با اين مشكل مواجه خواهيم شد و دليل آن رعايت نشدن Offset در رينگ است .
حال ببينيم Offset چيست ؟
فاصله بين وسط رينگ تا محلی از رينگ كه بر روی ديسك پيچ می شود را Offset می گويند.۳ نوع مختلف Offset وجود دارد كه در زير می بينيد.
 
 
 
 
 · حالت Zero : زمانی است كه محل پيچ شدن چرخها دقيقا در وسط رينگ قرار دارد
· حالت Possitive : حالتی است كه بيشتر خودروها و خصوصا خودروها ی ديفرانسيل جلو دارا هستند و در اين حالت پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت داخل گلگير متمايل می شود و مزيت اين نوع رينگها ، جلوگيری از برخورد لاستيك با لبه گلگير و جلوگيری از فشار آمدن به بلبرينگ چرخ و پيچ های چرخ است.
· حالت Negative : حالتی است كه بعضی از رينگ های اسپرت دارا هستند و پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت خارج خودرو متمايل است ، مزيت اين نوع رينگها پهن تر شدن خودرو و پايداری بيشتر خودرو می باشد و بدليل حالت تو رفته و قابلمه ای ، ظاهر زيبا تری نيز دارند ، اما عيب آنها ، فشار آوردن بر روی بلبرينگ چرخ ، فشار زياد بر پيچهای چرخ و همچنين احتمال برخورد انتهای لاستيك به داخل گلكير در هنگام پيچاندن فرمان و برخورد قسمت خارجی لاستيك با لبه گلگير می باشد ،البته اين معايب برای خودروهايی كه به صورت استاندارد ، رينگهاي Negative Offset داشته باشند وجود ندارد ، و فقط زمانی كه جايگزين رينگ Possitive Offset می شوند پديد می آيد.
زماني كه ميزان Offset از حالت استاندارد خارج شود ، تغييراتی در نحوه هندلينگ خودرو بوجود خواهد آمد و خصوصا Negative Offset ی كه توسط كارخانه سازنده خودرو نصب نشده باشد ، باعث ايجاد مشكلات فنی زيادی خواهد شد.
زمانی كه از رينگی با سايز مشابه سايز قبلی استفاده می كنيم ، لازم است كه Offset رينگ جديد ، دقيقا با Offset استاندارد برابر باشد اما زمانی كه پهنای رينگ تغيير می كند ، ديگر مقدار Offset قبلی قابل قبول نيست و بايد نسبت به ميزان فضای موجود در پشت لاستيك ، همچنين فاصله تا لبه گلگير و سايز لاستيك و رينگ و با فرمولهای خاص ، Offset مطلوب را بدست آورد ، با ورود به اينhttp://toy4two.home.mindspring.com/offset.html سايت و داشتن قطر و Offset رينگ قبلی و جديد ، می توانيد از ميزان تمايل چرخ جديد به طرفين آگاه شويد. البته اين مقدار بايد هميشه بيشتر از مقدار قبلی باشد و سعی شود حتی المقدور تا جايی كه فضا وجود دارد ، چرخ به داخل كشيده شود و از Negative Offset جلوگيری شود ، البته اين كار تا زمانی ممكن است كه به متعلقات سيستم تعليق برخورد نكند. اما بطور كل Offset نبايد بيشتر از ۲۰٪ از حالت استاندارد كارخانه سازنده خودرو خارج شود.
بطور كلی ، افزايش بيش از حد پهنای لاستيك ، با گير كردن تاير به گلگير و يا متعلقات داخلی چرخ و يا هر دو (بسته به ميزان Offset) باعث پارگی لاستيك ميشود ، همچنين باعث افزايش مصرف سوخت و انتقال بيشتر ضربات دست اندازها به اتاق می شود و استهلاك بيشتر و فرمان سفت تری را نيز سبب می شود ولی در عوض كنترل بهتری را در اختيار راننده قرار می دهد و در پيچها نيز بسيار راحت تر عمل می كند و برعكس لاستيكهای باريك تر كنترل كمتری دارند و در پيچها ضعيف تر عمل می كنند اما ضربات وارده را كمتر به اتاق منتقل می كند.
از نظر ارتفاع لاستيك نيز، لاستيكهای ديواره كوتاه كنترل بهتری دارند و اين بدين دليل است كه ارتفاع كمتر ، ارتعاش كمتری دارد و فرمان سريعتر و نرمتر ،فرمان می برد ، اما در زمينهای خيس كنترل خوبی ندارند ، در پايان لازم به ذكر است كه تقريبا تمام لاستيكهای اسپرت دارای ميزان تحمل فشار و عدد حداكثر سرعت(Speed Symbol) بالايی هستند اما با اين حال هميشه در هنگام تعويض لاستيك اين اعداد را با اعداد نوشته شده بر روی برچسب داخل درب خودرو چك كنيد و هميشه از اعدادی بالاتر يا مساوی استفاده كنيد و از خريد لاستيكهای با تحمل فشار كمتر و عدد حداكثر سرعت پايين تر خودداری كنيد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط افشین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ مبتنی بر آرا بازدید کنندگان قابل تغییر خواهد بود.


استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.

پیوندهای روزانه
اسمتون رو بدیدحیوانی رو که به اسمتون میخوره نشونتون میده
کدهای جاوا برای وبلاگ
سیاوش قمیشی
بلک کتز
سایت اندی
سایت افشین
سایت آرش
سایت لیلا فروهر
سایت کامران و هومن
BOLLY WOOD WALLPAPERS
موبایل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
پیوندها
وبلاگ ماه و ستاره
وبلاگ بچه های بد (آخر وحشت)
وبلاگ سارا ( ببینید )
وبلاگ فرشته
وبلاگ محمد (موسیقی سنتی)
وبلاگ ساحل امیدواری
سرعت واقعی اینترنت
استخاره
یک فلش جالب
فیلتر شکن
دانلود نرم افزارهای موبایل
انگلیسی تایپ کن فارسی ببین !!!!
هرچی میخوای دانلود کن
imei گوشیتون رو بدید مشخصات گوشیتون رو بهتون میده
یک فلش باحال
یا آوری روز تولد
شکلکهای یاهو مسنجر
فرکانسهای ماهواره
دانلود هر آهنگی که میخوای!!!!
PMC.tv
سایت آرش
نقشه تهران
یه فلش خیلی جالب
هر نرم افزاری از موبایل میخوای !!!
نیروی انتظامی
مشخصات گوشیهای نوکیا
گوکل فارسی
تست IQ
اینم یه جور دعا کردنه !!!!!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

DanceAge.com