![]() |
![]() |
|
| بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
در زير عكسهاي جالبي از مهراب فاطمي ( قويترين مرد ايران ) رو تقديم
شما مي كنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم خرداد 1385ساعت 6:16 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
Nokia has just released three new hand-sets to its N-series range in Open Studios located in Berlin, Germany. One that particularly stands out is the N93 camcorder phone, featuring a bit more than just your average 5 second video recorder on your typical mobile phone. The Nokia N93 features a 3.2 Megapixel camera, included with Carl Zeiss optics, recording at 30 frames per second capturing DVD like quality.
The Nokia N93 provides a 3x optical zoom lens with video stabilization and high definition display, with a picture so visually enhanced it can even be played in your living room TV with wide-screen playback.آ The N93 records video in MPEG-4 with digital stabilization to avoid a shaky picture, and records audio in high quality stereo sound.آ The N93 active toolbar allows users to see details such as balance, exposure, with dedicated keys for shutter, zoom and flash keys.آ
The N93 also contains an internal hardrive of 50 MB but can be further expanded with 2 GB miniSD cards allowing up to 90 minutes of high quality DVD picture or 2500 premium photos.آ
Videos and photos can be fully edited using with Adobe Premiere Elements 2.0 and can be uploaded and uncompressed through e-mail or Bluetooth.آ Video data can be sent to your TV either through an included wire, or even wirelessly through an intergrated WLAN and UpnP.آ Among other things the Nokia N93 allows users to surf the web, has a built in FM radio tuner, digital music player, and even hands-free video calls.آ The Nokia N93 runs on S60 3rd Edition software on Symbian OS, and will be available this July for around $682.00.
Sales Package Contents
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط افشین |
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() طناب
داستان درباره يک کوهنورد است که مي خواست از بلندترين کوه ها بالا برود. او پس از سالها آماده سازي، ماجراجويي خود را آغاز کرد ولي از آنجا که افتخار کار را فقط براي خود مي خواست، تصميم گرفت تنها از کوه بالا برود. شب بلندي هاي کوه را تماماً در بر گرفت و مرد هيچ چيز را نمي ديد. همه چيز سياه بود. و ابر روي ماه و ستاره ها را پوشانده بود.
همانطور که از کوه بالا مي رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پايش ليز خورد،و در حالي که به سرعت سقوط مي کرد، از کوه پرت شد. در حال سقوط فقط لکه هاي سياهي را در مقابل چشمانش مي ديد و احساس وحشتناک مکيده شدن به وسيله قوه جاذبه او را در خود مي گرفت. ![]() همچنان سقوط مي کرد و در آن لحظات ترس عظيم، همه ي رويدادهاي
خوب و بد زندگي به يادش آمد. اکنون فکر مي کرد مرگ چقدر به او نزديک است. ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش ميان آسمان و زمين معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود. و در اين لحظه ي سکون برايش چاره اي نمانده جز آن که فرياد بکشد:
" خدايا کمکم کن"
![]() ناگهان صدايي پر طنين که از آسمان شنيده مي شد، جواب داد:
اي خدا نجاتم بده! ![]() - واقعاً باور داري که من مي توانم تو را نجات بدهم؟ - البته که باور دارم.
- اگر باور داري، طنابي را که به کمرت بسته است پاره کن!
يک لحظه سکوت!! و مرد تصميم گرفت با تمام نيرو
به طناب بچسبد... گروه نجات مي گويند که روز بعد يک کوهنورد يخ زده را مرده پيدا کردند.
بدنش از يک طناب آويزان بود و با دستهايش محکم طناب را گرفته بود. او فقط يک متر با زمين فاصله داشت! و شما؟ چه قدر به طنابتان وابسته ايد؟ ايا حاضريد آن را رها کنيد؟ در مورد خداوند هرگز يک چيز را فراموش نکنيد. هرگز نبايد بگوييد او شما را فراموش کرده. يا تنها گذاشته است. هرگز فکر نکيند که او مراقب شما نيست. به ياد داشته باشيد که او همواره شما را با دست راست خود نگه داشته است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 3:44 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
يادته اولين ديدار
اولين بوسه
يادته؟
اولين باري كه همديگه رو بغل كرديم و بوسيديم
به هم قول داديم مال هم باشيم
به هم دروغ نگيم
چه خوبه ديدنت چه خوبه موندنت چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
چه قدر سخته آدم كسي رو كه همه عشقش شده.همه ي وجودش شده
هر چند وقت يه بار ببينه
خوش به حال اونايي كه عاشقن و هميشه كنار هم هستن
خوش به حال اونايي كه مي دونن يه روز به هم ميرسن
خوش به حال اونايي كه فرصت هاي زيادي براي زندگي دارن
خوش به حال اونايي كه اول راه هستن
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم بمونم منتظر تا برگردي پيشم
اگر چه بوسه ي اونروزمون گناه به شمار ميرفت
ولي براي من مقدس بود
يه جور تجديد ميثاق بود
اون چيزي كه به بوسه طعم لذت مي بخشه گره خوردن نفسهاي دوتا
عاشقه
يه فضاي مشترك
يه فضاي كوچيك
تو رو تو كدوم ترانه؟ تو كدوم شعر جستجو كرد؟
تو رو تا كي از خدا خواست؟داشتنت رو آرزو كرد؟
كاش ميشد دائم تو رو ديد
به هم قول داديم هميشه به ياد هم باشيم .براي هم باشيم
به هم قول داديم پشت محكمي براي هم باشيم
تكيه گاه دله هم
به هم قول داديم مثل آينه باشيم صافِ صاف كه بشه زشتي ها وزيباييها
رو توي دل هم ببينيم
قسم خورديم كه به جز هم به كسي ديگه ايي پناه نبريم
تصميم گرفتيم همديگه رو كامل كنيم
به هم ديگه آرامش هديه كنيم
از خدا خواستيم
ما هميشه از خدا خواستيم توي اين عشق كمكمون كنه
از خدا خواستيم اگه توي اين راه گناهي كرديم فقط بزاره رو حسابِ عشقمون
خيلي چيزاي ديگه رو به زبون نياورديم و به هم گفتيم
خانه ام وقتی می آيی تمامش مال تو
هرچه دارم غير تنهايي تمامش مال تو
صد دوبيتي ، صد غزل دارم و حتي يک بغل
شعرهاي خوب نيمايي تمامش مال تو
بيکران بند اقيانوس اي آرام دل
اي پري خوب دريايي تمامش مال تو
عشق من عشق زميني نيست باور کن عزيز
عشقم اين عشق اهورايي تمامش مال تو
بازهم بيت بد پايان شعرم مال من
شعرهاي خوب بالايي تمامش مال تو
كاش مي دونستيم تا چه حد به قول يي كه به هم داديم پايبند بوديم
تقديم به همه ي عاشق ها |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
مصاحبه با محسن چاووشی
داريوش مهرجويي ترجيح داده براي فيلم جديدش علي سنتوري از آهنگ هاي او استفاده كند. اين براي محسن چاووشي كه دارد اولين آلبوم رسمي اش را آماده مي كند يك فرصت استثنايي است
گفتند خودت را برسان انقلاب رفتم ديدم يك نفر با عينك آفتابي، مشغول
امضا دادن است و او را آقاي چاووشي صدا مي زنند با محسن چاووشي از دفتر آفاق فيلم بيرون آمديم تا او به سوپر ماركت كوچه بغلي برود و ما از او خداحافظي كنيم. محسن كه رفت داخل سوپر ماركت، از سه نفر جواني كه كنار در ايستاده بودند، پرسيديم محسن چاووشي را مي شناسيد. هر سه مي شناختندش و ترانه هايش را دنبال مي كردند. اما او از جلويشان رد شده بود و هيچ كدام از سه جوان، نفهميده بودند كه خواننده مورد علاقه شان همين جوان سياهپوشي است كه هر روز از سوپر ماركت محله خريد مي كند. براي پي بردن به خاص بودن موقعيت، جاي محسن چاووشي را با بنيامين يا رضا صادقي عوض كنيد و عكس العمل جوان ها را پيش بيني كنيد. زندگي با شهرت يا بي شهرت؟ او را همة شهر مي شناسند اما در روزگار انفجار اطلاعات و ارتباطات، هيچ كس او را به جا نمي آورد. موقعيت عجيبي است!
امروز حتي ترانة محسن چاووشي هم از تلويزيون پخش شده، با موفق ترين كارگردان سينماي ايران همكاري كرده، اما هنوز... او را بايد مرد نامرئي موسيقي ايران محسوب كرد. اين روزها، با علي سنتوري نامت در اكثر روزنامه ها و نشريات ديده مي شود. همكاري خوبي بود. پسر برادر شريفي نيا تماس گرفت و گفت حاضري در اين پروژه همكاري كني؟ قرار ملاقاتي با مهرجويي داشتم و بعد از آن با محمدرضا شريفي نيا صحبت كردم و فيلم نامه را گرفتم كه بخوانم. فيلم نامه براي چي؟ براي اين كه با توجه به حال و هواي فيلم نامه، ترانه و آهنگ كار را بسازيم. پس كار ساخت آهنگ كاملا با خودت بوده؟ بله. با همكار قديمي ام، امير ارجيني شروع به كار كرديم و ترانه هايي براي علي سنتوري سروده شد و آهنگ ها هم ساخته شد. همة امور را در اختيار ما قرار دادند. امير ارجيني مثل هميشه، سنگ تمام گذاشت. و سنتور ماجرا؟ اساسا فيلم بر محوريت يك سنتور نواز است، پس طبيعي است كه سنتور يك ركن اساسي در تنظيم ترانه هاي فيلم خواهد بود. به همين دليل اردوان كامكار كه سنتورنواز درجه يكي است، وارد كار شد و با همكاري او، كارها انجام شد. آهنگ ها، تلفيقي اند؟ موزيك پاپ است اما با پس زمينه سنتور. براي من تجسم بهرام رادان كه با صداي تو بخواند، مشكل بود. خيلي هاي ديگر هم همين عقيده را داشتند. اگر حرف زدن معمولي من و بهرام را مقايسه كني، مي بيني كه خيلي شبيه هم است. البته كساني كه سر ضبط صحنه كنسرت علي سنتوري بودند، مي گويند صدايت خيلي خوب روي صورت بهرام رادان مي نشيند. من شب فيلم برداري كنسرت ها سر صحنه نبودم و نمي دانم چطور شده، اما شنيدم كه همه راضي بودند. با خود رادان هم دربارة ترانه ها صحبت كردي؟ بله. چند بار با هم حرف زديم. برايم جالب بود كه بهرام همه كارهاي من را داشت و مي گفت كه خيلي زياد، ترانه هاي من را گوش مي كند. نكته جالبي كه درباره ترانه هاي فيلم مهرجويي شنيده مي شد، اين بود كه انگار همه محسن چاووشي را مي شناسند. اين، خودش يك نوع به رسميت شناختن موسيقي محسن چاووشي است كه هنوز آلبوم اش از كانال رسمي بيرون نيامده؟ نمي دانم چه بگويم. اما به خود آقاي مهرجويي هم گفتم كه من هنوز به طور رسمي موفق نشده ام آلبومي منتشر كنم. اما گفتند كه ما ترتيب همه كارها را داده ايم. شريفي نيا مي گفت مهرجويي خودش مجوز است. مهرجويي را به عنوان كارگردان روشنفكر سينماي ايران مي شناسند. خيلي جالب است كه تو را پسنديده و به عنوان خواننده اش انتخاب كرده. به نظر خودت در موسيقي تو چه ديده كه اين انتخاب را كرده؟ اين را بايد از خود آقاي مهرجويي بپرسيد بهرام رادان، بازيگر نقش علي سنتوري در آخرين فيلم مهرجويي، خودش از طرفداران محسن چاووشي است. اين طور كه مي گويند صداي چاووشي روي تصوير رادان به خوبي مَچ شده و طبيعي از آب درآمده. آهنگ ها را چاووشي و گروهش ساخته اند و اردوان كامكار نقش اصلي را در انتقال تكنيك هاي سنتورنوازي به هر دوي آن ها داشته
آيا كار با مهرجويي باعث شده تغييري در نوع كارت ايجاد شود؟ به هر حال نوع موسيقي با بافت فيلم بايد همخوان مي شد. در تنظيم آهنگ از سازهاي سنتي، بيشتر استفاده شد. علاوه بر آن، اساسا كارهاي من از شروع كار تا الان تفاوت زيادي كرده، هم از جنبه كلام و هم ملودي و تنظيم. آهنگ سنگ صبور در فيلم علي سنتوري آخرين كار واقعي من است كه كاملا از آن راضي ام. اين موضوع قابل لمس است. از نفرين به لنگه كفش رسيده اي. اگر مي توانستم، نفرين را از كارنامه ام پاك مي كردم. دوست ندارم سياه بخوانم. ترانه را مردم جدي اش كردند وگرنه مي شود با نگاه طنز با آن روبه رو شد. مگر مي شود يك عاشق به معشوق اش بگويد: خدا الهي بزنه تو كمرت! من ديگر كار سياه نمي خوانم. ايدئولوژي ام تغيير كرده. احساس مي كنم راهم را پيدا كرده ام. نسبت به آلبوم اولت كفتر چاهي الان چه احساسي داري؟ كليت كار را الان نمي پذيرم. اگر قرار بود الان كارم را شروع كنم، هيچ وقت با آن شعرها كارم را شروع نخواهم كرد. الان شعر براي من يك ركن اساسي است. به جز ترانه حميد مصدق و كفتر چاهي نسبت به بقيه آهنگ ها، تعلق خاطري ندارم. يكي از بهترين ملودي ها و تنظيم هاي تو در تمام كارهايت را در ترانة مرگ حميد مصدق مي بينيم. در حالي كه اساسا ملودي گذاشتن روي اشعار او كار سختي است. كتاب ده منظومه را مي خواندم كه مجموعه اي از اشعار شاعران بزرگ شعر نو بود. از اين ترانه خيلي خوشم آمد، ملودي گذاشتن روي اين شعر هم خيلي سخت بود. ميزان اش خراب مي شد. يك جاهايي را هم به زور شعر را داخل ملودي جا داديم ولي من هم از كليت كار راضي بودم. اما آن چه شنيده ايد، ماكت كار بوده. تنظيم اصلي متفاوت بود كه هيچ كس آن را نشنيده است. تنظيمي كه قرار بود به ارشاد ارائه شود اما متاسفانه با پخش اينترنتي كپي سازان، همة زحمات ما بر باد رفت. و آلبوم خودكشي ممنوع ؟ من آلبومي را كه به عنوان لنگه كفش بين مردم پخش شده، قبل از خودكشي ممنوع كار كردم. در طول سال هاي فعاليتم، اين آهنگ ها را ساخته بودم كه باز به عنوان آلبوم مستقل پخش شد. به نوع آهنگ ها اگر دقت كنيد متوجه مي شويد كه ملودي ها و تنظيم ها، از خانواده متفاوتي اند و با هم مچ نيستند. يعني به عنوان يك آلبوم در امتداد هم نيستند. به هر حال، همه بعد از كفتر چاهي ، آلبوم خودكشي ممنوع را شنيدند. جوري كه تمام اتومبيل ها و پاساژها و مغازه هاي CD فروشي، آهنگ هايش را پخش مي كردند. ترانه خودكشي ممنوع را بهاره مكرم سروده كه خيلي ها فكر مي كنند ترانه مكرم، خواهر بزرگترش كه شاعر معروف تري است، شعر آن را گفته. جوان ها كمي كم حوصله شده اند و با يك مشكل كوچك به سمت كارهاي غيرعقلاني مي روند. به همين دليل، اين آهنگ را ساختم و خواندم. اميدوار بودم بتوانم از كانال رسمي، آن را به گوش هموطنانم برسانم اما متأسفانه باز هم كساني كه آيندة حرفه اي يك موزيسين برايشان اهميتي ندارد، همه چيز را خراب كردند. درآمدتان از اين آلبوم هايي كه از شما منتشر شده، چقدر بوده است؟ صفر. واقعا؟ باور كنيد. من يك ريال هم از طريق آلبوم هايم درآمد نداشته ام. پس با چه انگيزه و اميدي، دوباره دست به كار مي شويد؟ آهنگ هايي كه در لنگه كفش مي شنويد، مجوز گرفته بودند. اما با پخش اين آهنگ ها از كانال هاي غيررسمي، تمام وقت و انرژي كه براي اين كارها گذاشته بودم، به هدر رفت. من به اميد گرفتن مجوز و پخش رسمي آلبوم هايم كار مي كنم اما نمي دانم چگونه بعضي از اين دوست نماها، اين قدر با من دشمني مي كنند. اما ديدي كه وجود دارد اين است كه در واقع پخش كارهاي تو، با اجازه خودت انجام مي شود و يك نوع سرمايه گذاري براي آلبوم هاي آينده ات است. يك جور كسب محبوبيت و شهرت. آخر، اين ديد اشتباه است و تناقض دارد. يعني اگر آلبوم ها، به صورت رسمي منتشر مي شدند، موفق نمي شدند؟ پس چطور آهنگ هايت به همين راحتي در دسترس قرار مي گيرد؟ خيلي عجيب است. بعضي از اين وبلاگ ها، ماكت ها را به دست آورده اند و حتي اين قدر حرفه اي اند كه تنظيم ها را عوض كرده اند و با تنظيم جديد، آهنگ ها را تبليغ مي كنند. اگر درآمدي نداري چطور پول شعر و تنظيم مي دهي؟ جز يكي دو مورد پول ترانه و تنظيم نداده ام. دوستان به خاطر علاقه و عشق به كار با من همكاري كرده اند. اما اگر موفقيتي به دست بياوريم، دوستانم را فراموش نمي كنم و خوبي هايشان را جبران مي كنم. در وبلاگ ها هم، از تو، يكي دو عكس بيشتر پخش نشده. براي مصاحبه هايت هم عكس نمي گيري. اين يك ژست نيست؟ نه اصلا. با پخش عكس ها، باز هم آلبوم هاي جديدي با ليبل جديد، منتشر مي شود. اين مسأله دردسر بزرگي براي من به وجود آورده و باعث شده نتوانم به عنوان يك موزيسين رسمي، كار كنم. در كليپ آهنگي هم كه به صورت شعرك با مهدي مقدم و فرزاد فرزين خوانده اي،تصوير مبهمي ازت ديده مي شود. اصلا در جريان ساخت كليپ نبودم. بچه ها سفارش ساخت آهنگي به من دادند و من آن را ساختم و قسمت اولش را خواندم. اما خودشان آهنگ را تغيير داده بودند و بخش هاي بعد را ميكس كرده بودند. تا حالا در هيچ كليپي حاضر نشده ام. چند روز پيش در فروشگاه غيرمجاز فروش CD در خروجي يك مترو، ديدم آگهي كليپ هاي محسن چاووشي به شيشه مغازه چسبانده شده. به سمتش نرفتم. چند روز بعد يكي از دوستانم با فروشنده همان مغازه صحبت كرده بود و گفته بود كه چاووشي اصلا كليپي ندارد، اين را از كجا آورده اي؟ فروشنده به دوستم گفته بود: برو آقا، كاسبي ما را خراب نكن. به شما هيچ ربطي ندارد كه از كجا آمده. داخل CD چه بود؟ بعضي از آهنگ هاي مرا يك كارگردان آماتور، با يك شخصيت خيالي به صورت كليپ درآورده و به خورد خلق الله داده. يكي از مضرات نبودن عكس از شما هم همين مسأله است ديگر. باور مي كنيد تا حالا چند تا محسن چاووشي تقلبي گرفته ايم؟ چند روز پيش، منزل بودم كه دوستم زنگ زد و گفت خودت را سريع برسان به انقلاب. رفتم ديدم يك نفر، با عينك آفتابي، مشغول امضا دادن به مردم است و همه او را آقاي چاووشي صدا مي زنند. دور و برش حسابي شلوغ بود. ازش امضا نگرفتيد؟ خجالت كشيدم بروم سمتش. در نهايت اين سوءاستفاده ها به ضرر خودت تمام مي شود ديگر. به اسم محسن چاووشي كلي كارها مي كنند و دودش به چشم من بينوا مي رود شايد داشتن يك وب سايت رسمي، خيلي از اين مشكلات را حل كند.
در فكرش هستم. به زودي اين كار را مي كنم. اما خود تريبون داشتن هم مشكلات خودش را دارد. يك وبلاگ داشتم كه شده بود محل نزاع طرفداران خواننده هاي مختلف. مي رسيم به پديده قميشي ايزم و شباهت صداي چند نفر از خوانندگان داخلي به او. شايد در آلبوم اول صدايم كمي شبيه قميشي بود، اما بعد از آن، آگاهانه، نوع صدايم را تغيير دادم تا شائبه تقليد به ذهن كسي نيايد. خود ايشان هم گفته كه صداي چاووشي با صداي من فرق دارد. او نگاه مثبتي به كار من داشته و اين مسأله براي من خوشايند است. اما يكي از خواننده هاي داخلي كه سعي زيادي براي شبيه خواني دارد، در آلبوم جديدش حتي از صدايي شبيه صداي يك خوانندة دسته سوم لس آنجلسي استفاده كرده تا حال و هواي كارش با نمونه اصلي شبيه شود. به هر حال اين مسائل هم وجود دارد. پس از يك دوره همكاري با رضا فؤاديان، تنظيم كننده سابق ات، ظاهرا با تنظيم كننده جديدي كار مي كني؟ با شهاب اكبري كار مي كنم كه فضاي متفاوتي را در كارهايم به وجود آورده است. اگر خدا بخواهد و موفق شوم براي آلبوم جديدم مجوز بگيرم، يك كار متفاوت و جديد از من مي شنويد كه مطمئنا موفق خواهد بود. سازبندي ات عوض شده؟ بله. از سازهاي سنتي، استفاده بسيار خوبي كرده ايم و فضاي مدرن را با سازهاي ايراني تركيب كرده ايم. از تار و سه تار و كمانچه و قيچك در كنار سازهاي الكترونيك استفاده كرده ايم و حاصل كار، مرا راضي كرده است. اين روزها براي كسي هم آهنگ مي سازي؟ براي يك خواننده جديد به نام محمد جاسمي كه خواهرزاده جلال محمديان خواننده مردان خدا است. او يك پرده بالاتر از تمام كساني مي خواند كه مي شناسيد. آلبوم او بازار را تكان مي دهد. اطمينان دارم. ظاهرا بعد از كار موفق علي سنتوري ، پيشنهاداتي براي فيلم هاي سينمايي ديگري هم به تو شده. پيشنهاد بوده. اما قطعي نشده. موسيقي مورد علاقة خودت چيست؟ راك. اگر موفق شوم يكي دو آلبوم موفق به بازار ارائه كنم، آن وقت كاري را كه خودم مي خواهم، انجام مي دهم و يكي دو تا آهنگ راك واقعي را به مردم هديه مي كنم. كارهاي كلايدرمن را هم دوست دارم. حالا وقتي به كارهاي گذشته ات نگاه مي كني، دوست داري كدام كارهايت را پاك كني؟ دوست ندارم منفي بخوانم. دوست ندارم در ترانه كلمه اي مثل مي كشمت بياورم. خواندن اين چند آهنگ اشتباه محض بود. ساده بودم و گول خوردم. اصلا به آن چه مي خواندم اعتقاد نداشتم و اشتباه كردم. من صدايم تلخ است اما سياه نمي خوانم. فقط شعرهاي اجتماعي و عاشقانه مي خوانم. ديگر اشتباه نمي كنم. ولي حتي باز هم خوانده اي: فكر نكنم بشه با صد تا دريا/ اين همه نفرتو بشوري از من ولي شايد با صد و يك دريا بشود. تازه گفته ام فكر نكنم و اصلا قطعيتي ندارد. آهــنگ امــام رضا (ع) هــم از تو در تلويزيون پخش شد. بعضي ها مي گويند اين آهنگ هاي مذهبي را براي كسب مجوز مي خواني؟ نه به خدا. من با تمام اعتقادم و با تمام عشق و علاقه ام، اين آهنگ ها را اجرا كرده ام. آهنگ راه كربلا را هم به عشق امام حسين(ع) و حضرت ابوالفضل(ع) كه ارادت قلبي زيادي به ايشان دارم، اجرا كردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
نازنين بنيادی، چهره ای جديد
در صنعت سينمای هاليوود
نازنين بنيادی چهره جديدی در صنعت سينمای هاليووده از نوع جوون پسند و هنريش! ولی وقتی که تو يکی از ويديوهای افشين بازی کرد توجه ايرانی ها بهش جلب شد، از جمله ما! فرصتی شد که روز تولدش ( اول تير) باهاش آشنا بشيم و به قول معروف شمعهاشو دسته جمعی فوت کنيم
بهزاد: نازنين، اولاً تولدت مبارک.
نازنين: مرسی قربانتان برم.
نمی خوام ببپرسم چند ساله ميشی، بهتره نپرسم.
خانم ها اصولا سنشون رو نميگن ولی می تونم بگم که اصولا نقش های جوونتر از سن اصلی ام رو بازی می کنم.
در هاليوود چه نقش هايی بهت ميدن؟
متاسفانه با چيزهايی که تازگی در دنيا پيش آمده، به آدم های اهل خاورميانه بيشتر نقش های تروريستی می دن. البته به نظر من يه هنر پيشه بايد همه نقش ها رو بتونه خوب بازی کنه. ولی برای اول کار، آدم بايد فقط مواظب باشه که ديدی که مردم از فرهنگ ايرانی دارن يک ديد مثبت باشه. در حال حاضر هاليوود خيلی نقش های منفی از آدم های خاور ميانه نشون ميده و برای من اين خيلی مهمه که مردم دنيا مخصوصا در باره ايران ديد خوبی داشته باشن.
خوب از نقش هايی که در حال حاضر بازی می کنی چند نمونه برای ما بگو.
فيلم "گيم فيس" را که تازه تمام کردم فيلم هاليووديه. "گيم فيس" يک فيلم کمديه و من نقش زنی رو دارم که از عشق بيزار شدم و اجازه نميدم که نه خودم عاشق کسی بشم و نه کسی عاشق من بشه
خوب ديگران هم آرزو دارن بتونن برن سينما و خيلی جالبه که تو تونستی به عنوان يه دختر خارجی در اين صنعت آمريکايی راه پيدا کنی، خوب با اينکه در آمريکا بزرگ شدی و با فرهنگ اين کشور خوب آشنايی داری، اين کار خيلی مشکله، تازه در چند فيلم هم بازی کردی. جريان چطور بوده که وارد اين کار شدی؟
راستش واقعا شانس آوردم. دور و برم آدم های مثبت بودن که خيلی به من کمک کردن و ديگه اينکه در هاليوود خيلی راحت بود که به آدم بگن نميشه، سعی خودت رو بکن ولی اميدی نداشته باش. ولی تنها چيزی که ما داريم اميده. بدون اميد و تلاش واقعا آدم به هيچ جای نمی رسه و من تا جاييکه می تونم واقعا سخت کار می کنم و نصيحت هايی که تا به حال به من شده، واقعا نصيحت های خوب و مثبت بوده. و همونطور که گفتم مهمترين چيز اينه که دور و بر آدم مردم خوب و مثبت باشه.
ولی خوب چطور آشنا داشتی که بتونه تو رو معرفی کنه و اون چيزی که جرقه زد چی بود؟
چيزی که جرقه زد، در اصل راستش را بخواهيد، استاد هنر پيشگی ام بود. او در دهه هفتاد در هاليوود کارش رو شروع کرد و اونقدر هنر پيشه ماهريه که وقتی من آموزش رو با اون شروع کردم، واقعا چيزهای زيادی در مورد هنر پيشگی ياد گرفتم. انقدر چيزهای مختلف به من ياد داد که وقتی که به مصاحبه رفتم اصلا احساس ترس و نگرانی نمی کردم. به راحتی می تونم بگم کسی که می خواد هنر پيشه بشه و موفق باشه، مهمترين چيز اينه که يک استاد خوب داشته باشه.
نازنين آيا فيلم های "گيم فيس" و "دی سنيچ" بيرون آمده يا اينکه بيرون مياد؟
گيم فيس تا ماه ژنويه بيرون مياد و وارد فيستيوال سان دنس ميشه.
شب افتتاح هم لباسهای قشنگ می پوشی تا روی فرش قرمز راه بری.
اميدوارم، خيلی خوشحال ميشم که بتونم به عنوان يک جوون ايرانی روی فرش قرمز راه برم
برای کسانيکه دوست دارن ترو ببينن می تونن روی بعضی از ماهواره ها ببينن چونکه در ويديوی "بيخيال" افشين هم بازی کردی.
بله يک نقش داشتم در ويديوی افشين جان. افشين واقعا يکی از ماهرترين خوانندهای ايرانی است و افتخارم بود با اون کار کنم. اتفاقا از اون ويديو در دنيا از جمله در ايران و دوبی چندين طرفدار پيدا کردم. من واقعاً از همه ممنونم که اينقدر از من حمايت می کنن.
فکر می کنم در اين ويديو تو نقش اصلی با افشين رو بازی می کنی
آری توی ويديوی بيخيال، افشين جان تو گوشم ميخونه.
نازنين جان تو هم در هاليوود بازی می کنی هم در ويديو؟
اصولا من ويديو بازی نمی کنم ولی اون ويديو يک کار تک بود و فکر نکنم که تو هيچ ويديو کليپ ديگه ای بازی کنم، چه ايرانی چه خارجی.
توی ويدئوی خواننده های ديگه ای هم بودی؟
نه. تصميم دارم فقط کار سينمايی رو ادامه بدم.
مثل اينکه به موسيقی نه تنها علاقه داری، خودت هم ساز ميزنی، درسته؟
بله. پيانو و ويلن می زنم. من عاشق موسيقی هستم. از بچگی پدرم به من می گفت "نازنين جان، برای همه پيانو بزن."
در عين حال مثل اينکه توی دانشگاه تحقيقاتی هم در زمينه سرطان کردی؟
بله. قبل از هنرپيشگی تصميم داشتم به دانشگاه پزشکی برم به همين خاطر يک مقدار تحقيق در زمينه سرطان انجام دادم.
نقشه ات برای روز تولدت چيه؟
هنوز نقشه ای ندارم! ولی اميدوارم دوستام برام نقشه ای داشته باشن!
آهنگی که باهاش می رقصی چيه؟
آهنگ "بی خيال" از افشين ولی خوب من همه نوع موسيقی رو دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:30 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385ساعت 5:28 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس،متن نامه 17 صفحهاي رييس جمهور ايران به رييس جمهور آمريكا بدين شرح است:
آقاي جورج بوش مدتي در اين انديشه بودم چگونه مي توان تناقضات غير قابل انكار موجود در صحنه بين المللي را كه مدام مورد بحث محافل مردمي بخصوص مجامع سياسي و دانشجويي است توجيه كرد . سئوالات زيادي در اين مورد بي جواب مانده است لذا تصميم گرفتم شمه اي از اين تناقضات و سئوالات را مطرح كنم ، شايد فرصتي براي تصحيح آنها فراهم آيد . حريم مقدس خانه هاي شهروندان شكسته گرددو شايد بيش از 50 سال يك كشور به عقب برگردانده شود . با چه هزينه اي ؟ با صرف صدها ميليارد دلار از خزانه يك كشور و بعضي كشورهاي ديگر و با اعزام دهها هزار از جوانان به عنوان سربازان نيروي مهاجم ، قرار دادن آنان در معرض كشتار و دور كردن آنان از خانواده هاي خود ، آلوده كردن دست آنان به خون ديگران و اعمال فشارهاي روحي و رواني به آنان به نحوي كه هر روز تعدادي از آنان خودكشي كنند و وقتي به كشور خود برمي گردند رنجور و افسرده باشند و با امراض گوناگون سر و كار داشته باشند . تعدادي نيز كشته شده و جنازه هاي آنان تحويل خانواده هاي آنان گردد. آقاي رئيس جمهور شايــد بدانيد من يك معلم هستـم . دانشجويان مي پرسنــد اين اقدامات را چگونه مي توان با ارزشهاي صدر اين كلام من جمله تعهد به آئين حضرت مسيح (ع) پيامبر صلح و رحمت تطبيق داد ؟ متهماني در گوانتانامو در بند هستنـد كه محاكمه نمي شوند . به وكيل دسترسي ندارند . خانواده هاي آنان نمي توانند آنان را ببيننـد و در خارج از كشور خـــــود نگهداري مي شوند و هيچ نظارت بين المللي بر آنان نيست . معلوم نيست اينها زنداني هستند . اسير جنگي اند ، متهم اند و يا محكوم ؟ آقاي رئيس جمهور حتما مي دانيد اسرائيل با چه هزينه ها و پيامدهايي تاسيس شد : - با كشته شدن هزاران نفر رژيمي تاسيس شده است كه حتي به بچه ها رحم نمي كند ، خانه ها را بر سر مردم خراب مي كند ، برنامه ترور شخصيتهاي فلسطيني را از قبل اعلام مي كند و هزاران فلسطيني را در زندانهـا نگهداري مي كنـد . چنين پديـده اي در قرون اخير كم نظير يـا بي نظير است . آقاي رئيس جمهور مي دانيد با مردم زندگي مي كنم و دائم با آنان در تماس هستم بسياري از مردم خاورميانه به نحوي با من تماس مي گيرند . آنان اينگونه سياستهاي چندگانه را با هيچ منطقي سازگار نمي دانند. آقاي رئيس جمهور آيا ملتهاي مختلف در امريكاي لاتين حق دارند بپرسند چرا با حكومتهاي منتخب آنان در اين قاره مخالفت و در مقابل از كودتاگران حمايت مي شود. چرا سايه تهديد دائمي بالاي سر آنان است ؟ آيا چنين اقداماتي با تعليمات حضرت مسيح و با حقوق بشر منطبق است ؟ ملت شجاع و مومن ايران هم سئوالات زيادي دارند . از جمله ؛ انجام كودتاي 28 مرداد در پنجاه و دو سال پيش و سرنگوني دولت قانوني وقت ، مقابله با انقلاب اسلامي و تبديل سفارت به ستاد حمايت از مخالفين جمهوري اسلامي مستند به هزاران برگ سند ، حمايت از صدام در جنگ عليه ايران ، سرنگون كردن هواپيماي مسافربري ايران ، توقيف اموال ملت ايران ، تهديدات روز افزون و ابراز ناراحتي و عصبانيت از پيشرفت علمي و هسته اي ملت ايران ، در حالي كه تمام ايرانيان به خاطر پيشرفت كشورشان شادند و جشن و سرور برپا كردنــد ، و موارد متعددي از ايـن دست كه از شرح آن در اين نامه مي گذرم . آقاي رئيس جمهور واقعه 11 سپتامبر واقعه هولناكي بود . كشتن بيگناهان در همه جاي دنيا تاسف بار و دردناك است . دولت ما همان موقع با اعلام تنفر از مسببين چنين وقايعي به بازماندگان حادثه تسليت گفت و اظهار همدردي كرد. آقاي رئيس جمهور از وظايف همه دولتها ايجاد امنيت و آرامش براي شهروندان است . مردم كشور شما و كشورهاي همجوارِ نقاطِ بحراني جهان چندين سال است احساس امنيت رواني ندارند. بعد از حادثه سپتامبر به جاي التيام رواني و آلام آسيب ديدگان و شهروندان امريكايي كه به شدت تحت تاثير حادثه بودند ، برخي رسانه هاي غربي جو ناامني را دامن زدند و بطور مداوم از احتمال حملات تروريستي سخن گفتند و مردم را در ترس و وحشت نگه داشتند . آيا اين خدمت به مردم امريكاست ؟ آيا خسارت ناشي از ترس و وحشت قابل محاسبه است ؟ آيا در فضاي ساختگي و دروغ ، حقيقت گم نمي شود؟ و آيا گم شدن حقيقت با معيارهاي پيش گفته سازگار است ؟و آيا حقيقت ، نزد خدا هم گم مي شود ؟ آقاي رئيس جمهور در همه كشورها مردم هستند كه هزينه دولتها را مي پردازند تا دولتها به آنان خدمت كنند . آقاي رئيس جمهور آنچه گفتـه شد بخشي از دردهاي امروز مردم جهان ، منطقه ما و مردم شماست . اما كلام اصلي من كه شما حداقل بخشي از آن را تصديق خواهيد كرد اين است كه : و بالاخره خواهند گفت آيا به آنچه سوگند ياد كرديم ، در خدمت به مردم كه وظيفه و تعهد اصلي ماست و به آئين پيامبران پايبند بوديم يا خير؟ آقاي رئيس جمهور تا كي جهان مي تواند چنين وضعيتي را تحمل كند . با اين روند ، جهان به چه سمتي خواهد رفت ؟ سئوال كليدي من اين است ؛ آيا راه بهتري براي تعامل با ملتها و جهان وجود ندارد ؟ " بگو اي اهل كتاب بيائيد به سوي كلمه اي كه پذيرفته ما و شماست . آنكه جز خداي را نپرستيم و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيم و بعضي از ما بعض ديگر را سواي خدا به پرستش و ربوبيت نگيرد" (قرآن مجيد - سوره آل عمران آيه 63) آقاي رئيس جمهور بر اساس كلام الهي همه ما به پرستش خداي يگانه و تبعيت از رسولان الهي دعوت شده ايم . ما معتقديم بازگشت به آئين انبياء الهي تنها راه سعادت و نجات است . شنيده ام جنابعالي به آئين مسيح (ع) گرايش داريد و به وعده الهي حكومت صالحان در زمين اعتقاد داريد . " و ان الله ربي و ربكم فـاعبدوه هـذا صراط مستقيم " پــروردگار من و شما الله است . پس او را بپرستيد و صــراط مستقيم الهي همين است . (قرآن مجيد - سوره مريم آيه 36 )بندگي و اطاعت خداوند شعار همه پيامبران الهي است . پيامبران الهي وعده داده اند كه : روزي بر پا خواهد شد كه همه انسانها در پيشگاه خداوند متعال حاضر خواهند شد تا به اعمال آنان رسيدگي شود . نيكوكاران به بهشت رهنمون خواهند شد و بدكاران به عذاب الهي دچار مي شوند . فكر مي كنم هر دوي ما به چنين روزي اعتقاد داريم . اما جناب آقاي رئيس جمهور نگــاهي به تاريخ نشان مي دهد كه اگر حكومتها در طريق ظلم و ستــم باشند نمـــي توانند پايدار بمانند . خداوند سرنوشت بشريت را به دست آنان نسپرده است . خداوند جهان و انسانها را رها نكرده است ، چه بسيار وقايعي كه بر خلاف خواست و تدبير حكومتها اتفاق مي افتد . وقايع نشان مي دهد دست قدرت برتري در كار است كه همه امور با اراده او رقم مي خورد. آقاي رئيس جمهور آيا نشانه هاي تغيير و تحولات در جهان امروز قابل انكار است ؟ آقاي رئيس جمهور ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ، جهان به سمت خداپرستي و عدالت به پيش مي رود و اراده خدا بر همه چيز غلبه خواهد كرد .
والسلام علي من اتبع الهدي |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
چکیده ای از جذابترین مطالب دنیا
![]() هموطن آنلاین – تری هاتچر هنرپیشه سریال تلوزیونی " زنان خانه دار نا امید " آنچنان شیفته مادر شدن است که قصد دارد کودکی را به سرپرستی بگیرد. این هنرپیشه که دختری 8 ساله به نام امرسان دارد می خواهد خانواده خود را بزرگتر کند.
او گفت :" من و امرسان در این مورد با هم صحبت کرده ایم . او دوست دارد که زودتر بزرگ شود و قطعا خواهر بزرگتر بسیار خوبی برای فرزند جدید من خواهد بود. " تنها مشکلی که من اکنون با آن رو به رو هستم این است که یکی از فرزندانم پدر دارد و آن یکی نخواهد داشت. من در حال حاضر به دنبال پیدا کردن شریکی هستم تا وظیفه پدر بودن کودکی را که می خواهم به سرپرستی قبول کنم را به عهده بگیرد." ![]() هموطن آنلاین – اون ویلسون هنرپیشه هالییود اکنون به عشق برادر زاده 23 ساله رئیس کمپانی ورساچه گرفتار آمده است. فرانسسکا ورساچه که در کالج سلطنتی لندن در رشته طراحی و مد تحصیل می کند چند وقتی است که با این هنرپیشه بیرون می رود و دوستی نزدیکی برقرار کرده است.
یکی از دوستان ورساچه که نخواست نامش فاش شود به روزنامه انگلیسی " نامه روز یکشنبه " گفت :" آنها از طریق یک دوست مشترک با هم آشنا شدند و فرانسیسکا اون را چند بار برای شام به منزلش دعوت کرد و به او علاقه مند شد." ویلسون 37 ساله پیشتر با شرلی کرو طراح مد و دمی مور نامزد بوده است. ![]() هموطن آنلاین – آنجلیا جولی و براد پیت قصد دارند اولین فرزند خونی خود را به شیوه مدرن و در استخر به دنیا بیاورند. این ستارگان سینما در حال حاضر در حال بررسی امکان انجام گرفتن این زایمان در بیمارستان نامیبیا هستند.ایریس وابوتو پرستار این بیمارستان گفت :" با توجه به بررسی های انجام شده امکان این نوع زایمان در بیمارستان ما مقدور می باشد. " و آقای براد پیت به کمک این شیوه به جای آنکه در پشت در اتاق عمل به انتظار بشیند می تواند به همسرش در به دنیا آوردن بچه کمک کند." این هنرمندان به نام دنیا اکنون اسم فرزند خود را انتخاب کرده اند. آنها با وجود آنکه کسی را از جنسیت فرزندشان آگاه نکرده اند اما قصد دارند او را آفریقا بنامند. به نظر آنها این اسم مانند این سرزمین عجیب و پر راز و رمز است. ![]() هموطن آنلاین – کتی هلمز قرار بود در فیلم کازینو رویال داستان مامور مخفی 007 ، نقش دختر این فیلم را بازی کند اما بارداری ناگهانی وی نقشه همه را به هم زد. با این وجود تهیه کنندگان این فیلم پس از زایمان هلمز به دیدن نامزد تام کروز رفتند تا علاوه بر گفتن تبریک از او بخواهند در فیلم بعدی این مجموعه ایفای نقش کند. یک منبع به روزنامه انگلیسی " اخبار یک شنبه " گفت :" توانایی کتی برای ایفای این نقش بسیار بالا است و همه بر ایفای این نقش توسط او توافق دارند. " او به احتمال زیاد در مجموعه بعدی جیمز باند ایفای نقش خواهد کرد." ![]() هموطن آنلاین – دان جانسون هنرپیشه هالیوود و همسرش کلی روز گذشته همزمان با هفتمین سالگرد ازدواجشان فرزند خود را به دنیا آوردند. این نوزاد کوچک پسر که هنوز نامی برایش انتخاب نشده روز گذشته در بیمارستانی در لس آنجلس تولد یافت . وکیل این خانواده امروز صبح گفت حال کودک و مادر خوب است.
این فرزند نو رسیده برادر جدید جاسپر و گریس 6 ساله می باشد. این هنرپیشه 58 ساله از ازدواج قبلیش با ملانی گریفث دختری به نام داکاتا و از ازدواج با پاتریس د آبرانویل پسری به نام جسی دارد. ![]() هموطن:«جان مالكوايچ» بازيگر هاليوودي در فيلم جديد خود نقش مردي انگليسي را بازي كرده كه سعي دارد خود را به دروغ «استنلي كوبريك»، كارگردان مشهور آمريكايي، معرفي كند. فيلم «مرا رنگ كن كوبريك» كه هفته گذشته در جشنواره فيلم تربيكا در نيويورك نمايش داده شد، داستان مردي فريبكار و الكلي به نام «آلن كانوي» است كه با معرفي خود به جاي «استنلي كوبريك»، سالهاي سال دهها نفر را ميفريبد ولي سرانجام هويت او توسط يك روزنامه فاش ميشود ولي او كه طي اين سالها چه از لحاظ مالي و چه از لحاظ روحي اشخاص زيادي را قرباني دروغهاي خود كرده، با يك حكم پزشكي مبني بر داشتن بيماري رواني از چنگ قانون ميگريزد. منتقدان سينما فيلم «مرا رنگ كن كوبريك» را از بعضي وجوه با فيلم «بينگ جان مالكوايچ» مقايسه كردهاند، زيرا به نظر آنان در هر دو فيلم آنچه كه مطرح ميشود ترديد در باره موضوعاتي چون هويت، شخصيت و بلاخره شهرت است. ![]() هموطن آنلاین –اوا لانگوریا شایعاتی که خبر از وجود رابطه ای بین او و کیفر ساترلند هنرپیشه نقش مقابل وی در فیلم " نگهبان کشیک " می دادند را کذب خواند. این هنرپیشه که اکنون نامزد تونی پارکر قهرمان بسکتبال آمریکا است گفت تمام این خبرها بی پایه و اساس است و بین او و ساترلند بجز یک دوستی خوب و سالم چیزی وجود ندارد. او گفت :" همه ما شام را با هم صرف کردیم. زمانی که شایعه وجود رابطه بین من و ساترلند به میان آمد و گفته شد که ما با هم شام رمانتیکی را خورده ایم بسیار متعجب شدم زیرا در آن شب 20 نفر دیگر دور یک میز شام را با ما میل کرند. "کیفر یکی از هنرپیشگان مورد علاقه تونی است و بنابر این زیاد به خانه ما رفت و آمد می کند. و این رفت و آمد دلیل بر هیچ چیزی نیست." ![]() هموطن آنلاین – آنجلیا جولی از لورا بوش درخواست کرد همسر خود را ترغیب به انجام اقداماتی برای افزایش سطح تحصیلات جهانی بکند زیرا به نظر او زمان آن فرا رسیده که آمریکا وظیفه خود را در مقابل دیگر کشورها به انجام برساند. جولی در مقایسه ای که بین همسر جرج بوش پدر و لورا بوش انجام داد گفت لورا باید برای شبیه شدن به مادر جرج بوش تلاش بیشتری بکند زیرا او همواره به تحصیلات جهانی اهمیت می داد. جولی از تمام آمریکایی ها خواست تا هر آنچه که از دستشان بر می آید را برای پیشرفت علم در دنیا انجام دهند و تاکید کرد مقامات طراز اول کشور باید در این اقدام پیش قدم باشند. جولی گفت :" اگر قرار باشد ما خود را از همسایگانمان جدا بدانیم دیگر دنیا محل زندگی کردن نخواهد بود . و زندگی معنی نخواهد نداشت." ![]() هموطن آنلاین – نیکول کیدمن ستاره دنیای سینما قصد دارد مراسم ازدواج خود با کیت اربان را در منزلش در سیدنی در فصل زمستان برگزار کند. با توجه به شایعاتی که در استرالیا شنیده می شود این زوج عقد خود را در یک کلیسای کاتولیک انجام خواهند داد. وکیل کیدمن در مصاحبه با خبرنگاران حاضر نشد تاریخ دقیق عروسی را بیان کند .این زوج اکنون یک سالی است که به عشق هم گرفتار آمده اند و قصد دارند هرچه سریعتر در عشق خود به سر انجام برسند. کیدمن خبر نامزدی خود را در جشنواره گرامی هنگامی که در انگشت خود حلقه نامزدی الماس کرده بود به مردم اعلام کرد. ![]() هموطن آنلاین – دادگاه عالی آمریکا روز گذشته اجازه از سر گرفتن دادگاه تقسیم ارثیه را به آن نیکول اسمیت برای باز پس گیری ثروت همسر مرحومش را صادر کرد. این هنرپیشه جذاب در سال 1994 در حالیکه 26 سال بیشتر نداشت با جی هوارد مارشال 89 ساله ازدواج کرد اما مرگ این مرد میلیاردر در سال 1996 به خوشبختی او پایان داد و او را برای 10 سال درگیر به دست آوردن ارثیه اش کرد. اکنون پسر خوانده مارشال مدعی شده که آن نیکول اسمیت حقی در این ارثیه ندارد، این در حالی است که این هنرپیشه دریافت 6 میلیون دلار از ثروت شوهر مرحومش را حق خود می داند. دادگاه آمریکا چندی پیش با صدور حکمی اسمیت را از دریافت این ارثیه محروم کرد اما او با استخدام وکلای زبردست دوباره این پرونده را به جریان انداخت و امیدوار است بتوانند حقش را باز پس گیرد. ![]() هموطن آنلاین – هال بری هنرپیشه "مردان اکس " در مصاحبه ای گفت که حتما نوزادی را به فرزند خواندگی خواهد پذیرفت. این هنرپیشه 39 ساله قصد دارد پا جای کسانی که فرزندان بی سرپرست را تحت کفالت خود گرفته اند - از جمله آنجلیا جولی و نیکول کیدمن - بگذارد. این برنده اسکار گفت :" من اگر باردار نشوم حتما کودکی را به سرپرستی خواهم گرفت." بری از زمانی که در تبلیغی برای کمپانی ورساچه با گابریل آبری آشنا شد با او به سر می برد و قصد ازدواج با این مدل را دارد. این دو هنوز زمانی را برای برگزاری مراسم نامزدی خود اعلام نکرده اند اما با توجه به علاقه بری برای مادر شدن احتمالا ازدواج آنها بسیار نزدیک خواهد بود. ![]() هموطن آنلاین – وکیل الیزابت تیلور شایعه رو به مرگ بودن این هنرپیشه را که توسط مطبوعات به چاپ رسیده بود ، دروغ خواند. در جراید نوشته شده بود این هنرپیشه برنده اسکار در منزل خود در کالیفرنیا به علت بیماری قلبی بستری و در حال تدارک دیدن مراسم کفن و دفنش می باشد. اما وکیل این زن 74 ساله گفت هیچ یک از این اخبار صحت ندارد و او سخت مشغول کار بر روی تجارت عطرها و جواهرات در کنار فعالیت خیرخواهانه اش برای ریشه کن کردن ایدز است. ![]() هموطن آنلاین – کریس راک برای دست یافتن به اطلاعات در مورد زنی که در دادگاه او را متهم کرده بود ، آنتونی پلیکانو بهترین کارگاه هالیوود را استخدام کرد. این کارگاه اکنون دست به کار شده تا در مورد مونیکا سیبریتا ، مانکن لهستانی اطلاعات جمع آوری کند.
مت لابو وکیل کریس راک خبر استخدام این کارگاه را بعد از ادعا سیبریتا در مورد حامله شدن از راک در سال 1999 تایید کرد. کریس راک بعد از جدایی از همسرش با مونیکا آشنا می شود اما تست های دی ان ای نشان داده که او پدر فرزند این مانکن نیست. اکنون پلیکانو برای شفاف ساختن بعضی از مسائل در حال جمع آوری اطلاعات است. ![]() هموطن آنلاین – بروس ویلیس هنرپیشه سینما همچنان دوست خوب دمی مور همسر سابقش می باشد و آشتون کاتچر به عنوان یکی از بهترین دوست های خود پذیرفته است. این هنرپیشه به نام که در سال 2000 از دمی مور جدا شد معتقد است ادامه دادن رابطه خود با همسر سابقش به خاطر احساسات فرزندانش واجب است. او گفت :" بچه ها باید بدانند که هرکس حق دارد در کنار کسی زندگی کند که به او آرامش میدهد و این نحوه رفتار آنها را با عقده حقارت بار نمی آورد. " من و دمی بعد از جداییمان دوستان خوبی باقی ماندیم و می توانم به جرات بگوییم کاتچر یکی از بهترین دوستان من است." به نظر من جدایی پایان همه چیز بین زن و شوهر نیست بلکه احترام به حقوق فردی همدیگر است. ![]() هموطن آنلاین – لئوناردو دی کاپریو به اخباری که از ازدواج بار رافلی نامزد وی در اسرائیل سرزمین مادریش برای فرار از سربازی خبر می داد اهمیتی نداد. زنان اسرائیلی بین 18 تا 20 سال در صورتی که متاهل ، ارندکس و یا معلول نباشند باید به سربازی بروند. اما رالفی 20 ساله قبل از آنکه به خدمت خوانده شود با مرد مسنی ازدواج کرد و از این طریق از پیوستن به ارتش معاف شد. یکی از دوستان دی کاپریو گفت:" لئونارد به خوبی میداند که نامزدش ازدواج کرده است. اما رالفی قصد دارد از همسرش جدا شود و با او ازدواج کند." |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
امروز میخوام چند تا کلیپ براتون بذارم
امیدوارم خوشتون بیاد
کلیپ جالبی از بنیامین (حتما ببینید )
نظر فراموش نشه هااااااااا
منبع : makansaz.com |
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت 3:10 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
رودر رو با هانيه توسلي و پوريا پورسرخ
عشق ژوبين به وفا، زميني و پاك بود در ايام نوروز امسال سريالي از شبكه سوم سيماپخش شد كه مخاطبين را ميخكوب پاي جعبهجادويي نشاند... سريالي به نام وفا كه در آنبازيگراني چون هانيه توسلي، فرهاد اصلاني،فرهاد قائميان و پوريا پورسرخ نقشهاي اصليفيلم را ايفا ميكردند و در اين بين چند بازيگرلبناني آنان را ياري ميكردند... آنهايي كه اينمجموعه را دنبال ميكردند، از بازي دو نقشاصلي آن، يعني هانيه توسلي و پوريا پورسرخ كهنقشهاي وفا و ژوبين را ايفا ميكردند، لذتبسياري بردند
در اين مجموعه ديديم كه در كوران بازيهايسياسي يك عشق پاك رقم خورد، عشقي
زمينيكه مهر تاييدي زد كه ارزش اين عشق از عشقهاياساطيري بالاتر است...
سوال: به عنوان اولين پرسش، يكبيوگرافي كامل از خود براي خوانندگانمانبگوييد: پوريا: پوريا پورسرخ هستم، پسوند و پيشوندندارم، در چهارم تير ماه يكي از سالهاي خداوندبه دنيا آمدم، دو تا خواهر به نامهاي پگاه، پانتهآ ويك برادر به نام رضا دارم كه هر سه آنها دانشجوهستند، فرزند اول خانواده هستم، مادرم مدرسزبان انگليسي و پدرم بازنشسته شركت نفتميباشد، داراي خانواده گرمي و به قول شماسوالي هستيم، در حال حاضر دانشجويدكتري فيزيولوژي گياهي هستم... مجرد ميباشم و امسال هم قصد ازدواجندارم، فكر كنم ازدواج با تصميم نيست، بلكه يكاتفاق شيرين است، گرچه يك سفيديهايي درزندگيام بود كه البته بعدها به سياهي تبديل شد... سوال: و در مورد نحوه آغاز كارتان؟ پوريا: اجازه بدهيد مانند خيلي از دوستانپاسخ ندهم، از كودكي به اين كار علاقه داشتم،نه... در كودكي علاقهاي نداشتم، اداي كسي راهم در نميآوردم، بچه بودم به ورزش خيليعلاقه داشتم... به كيوكوشين، يكي از سبكهايكاراته ميپرداختم، فوتبال بازي ميكردم وطرفدار دو آتيشه يكي از تيمها بودم كه در حالحاضر چنين نيست و هر دو تيم محبوب پايتخت رادوست دارم. دوران نوجواني را كه پشت سرگذاشتم، چند دوست داشتم كه در اين حيطهفعاليت ميكردند و خواه ناخواه به تئاتر كشيدهشدم. سپس در يك سمينار سينمايي با غلامحسينلطيفي (كارگردان سريال وفا) آشنا شدم و پس ازمدتي يك رفاقت خوب بين ما پيش آمد آشنايي من تا آنجا پيش رفت كه در رابطه بامسائل خصوصي زندگي پيش از مشورت باخانوادهام آن را با ايشان در ميان ميگذارم... دوسال و نيم تا سه سال از آشنايي مان ميگذشت كهدر اين مدت، وي سفر سبز، دختر ايروني وخوابگاه دختران را ساخت و در اين بينآشناييمان تاثيري در بازيگر شدن من نداشت. تااينكه در (فرار بزرگ) نقش فرهاد را ايفا كردم...
كه در آن با مرحوم سعيدي و سروش خليليهم بازي بودم سپس به پيشنهاد لطيفي در مجموعه (وفا) بازيكردم و خوشحالم كه اين كار مخاطبين خود راجذب كرد... اين مجموعه يك اداي ديني به آقاامام حسين(ع) بود و چون از دل آمد به دلنشست... سوال: براي مردم خيلي جالب است كهبدانند اصلا (وفا) چطور كليد خورد، شما كه دربطن داستان بوديد، چه دانستههايي داريد؟
پوريا: چند ماه پيش از تصويربرداري وفا، پيشتوليد آن آغاز شد، در اواخر تابستان، به پيشنهادلطيفي، به دفتر (سهراب پور) تهيه كننده اينمجموعه رفتم، فيلم نامه را خواندم و برايم بسيارجالب بود... نقش ژوبين به من سپرده شد كه يكياز شانسهاي كاريام بود... ابتدا، بيشتر از سه ماه، در تهران مقابل دوربينرفتيم و پس از آن در مدت بيش از دو ماه در لبنانبه سر برديم. گروهي كه به لبنان رفتيم، نزديكچهل نفر بودند و بازيگران لبناني هم قبلا با سفركارگردان و تهيه كننده به آنجا انتخاب شدهبودند. سوال: تمام مدت در بيروت به سربرديد؟ پوريا: در بيروت و منطقه بلبك كه (امام زادهخوله) در آنجا بود. سوال: راستي (امام زاده خوله) كجابود؟ پوريا: دختر خردسال امام حسين (ع) بود. سوال: دليل موفقيت مجموعه (وفا)؟ پوريا: بيش از چند ماه مثل يك خانواده دركنار يكديگر زندگي كرديم، گروه بسيار يكرنگ وهمدل بود و همين امر باعث شد تا كار مورد توجهقرار گيرد. سوال: خاطره جالبي از تصويربرداريبه ياد نداريد؟ پوريا: البته، آن لوكيشن كه در قايق تفريحي درسواحل مديترانه بوديم، محل تصوير برداري دركنار اسكلهاي بود كه به سفارت آمريكا مشرفبود... شايد من و خيلي از جوانان (مثل من، باخود ميگفتيم، آمريكاييها افراد مودبيهستند... اما با برخورد زننده آنها كه سعي دربيرون كردن ما از آبهاي آنجا داشتند، متوجهشدم كه، سنگ انداختن مردم كره جنوبي بهسوي آنان چندان هم بيربط نيست. برايم عجيب بود كه آنها در كشور ديگري بهملت كشور ديگري زور ميگفتند... به هر حال آنهااجازه ندادند كه گروه از آن منطقه خارج شوند تاوضعيت روشن شود، اما تهيه كننده مجموعه آقاي(سهرابپور) در همان مكان و زمان، بارايزنيهاي خود مقابل زورگويي بيربط آنانايستادگي كرد و مجوزهاي تصوير برداري درهمان منطقه گرفته شد. به طور كلي لبنان برايكاركردن، آن هم سينمايي بسيار مشكل است، اماوجود يك پشت صحنه حرفهاي و همدل باعث تاكل گروه سر بلند بيرون بيايند. شما اگر توجه داشتهباشيد، در تيمهاي فوتبالي كه داراي يك پشتصحنه پر از حاشيه هستند، خوب نتيجه نميگيرند،در سينما هم وضع به همين شكل است. سوال: چند ساعت در روز كار كرديد؟
پوريا: معمولا روزي 12،13 ساعت، امالوكيشن هايي هم بود كه ما 24 ساعت در آنمقابل دوربين قرار گرفتيم. سوال: و از مشكلات ديگر كار كميبرايمان بگوييد؟ پوريا: يكي از مشكلات اساسي آب و هوايمديترانهاي لبنان بود، لبنان داراي آب و هوايعجيبي است، براي مثال يك سكانس بايد درآفتاب به تصوير كشيده ميشد، اما ناگهان هواابري ميشد و يا بالعكس كه اين امر باعث وقفه دركار ميشد سوال: و كدام لوكيشن بيشتر به دلتچسبيد؟
پوريا: لوكيشنهاي منطقه بلبك... اما منزل(عمو ديويد) در منطقه فرانسوي نشين (مونا) و(داماتان) فكر كنم بهترين لوكيشنها بود. سوال: شما به عنوان يك بيننده عاديچه پيامي از اين فيلم دريافت ميكرديد؟
پوريا: تصورم بر اين است كه عشق مرزنميشناسد، البته از پيامهاي سياسي آن فاكتورميگيرم.
سوال: اگر اجازه بدهيد، من گفته شما راكامل كنم، ميخواهم بگويم كه عشق ژوبين به وفاو بالعكس... يك عشق زميني و پاك بود، موافقيد؟
پوريا: صددرصد... دقيقا همينطور است، درهنگام پخش مجموعه در خيابان با يك خانوادهبرخورد كردم، دختر آن خانواده به من گفت كهاگر پسري چنين علاقهاي به من داشت برايم مهمنبود كه اتومبيل او (ژيان) بود، متاسفانه در جامعهامروزي چنين عشقهايي كم پيدا ميشود. سوال: متاسفانه ميبينيم كه ارتباطهايامروزي، بين دختران و پسران برروي
مادياتاست. متاسفانه روابط بيشتر سوء استفاده شده وكلاه بر سر هم گذاشتن، موافقيد...
پوريا: دقيقا، در دورهاي كه مد شده، اتومبيلشما چيست؟ منزلتان كجاست؟ مسافرت كجاميرويد، كه البته اين مسئله در بين آقايان هم مدشده، اما (وفا) نشان داد كه عشق واقعي ميتواندتمامي اين مرزبنديها را بشكند، اجازه بدهيدمثالي برايتان بگويم، من در محله جردن (آفريقا)تهران مينشينم، به مرزبنديهاي شمال و جنوبهم توجه زيادي نميكنم، در بالاي شهر بالغ برصد نفر به من گفتند كه در ساعات پخش اينمجموعه ما (ماهواره) نگاه نميكرديم. سوال: دقيقا نقش شما انقدر به دلچسبيد كه من زماني با شما تماس گرفتم، شما را(ژوبين) جان صدا زدم... حالا عشق زميني بود ياعشق الهي!
پوريا: اشارهتان زيبا بود، در فيلم ديديم كهژوبين، زندان، تيمارستان و فشارهاي عصبي راتحمل كرد تا خود را به وفا برساند... از طرفي(وفا) هم دو سال به انتظار مانده بود و يك عشقزميني پاك را به تصوير كشيد، در پشت صحنه، درقسمت پاياني فيلم، تمامي عوامل گريه كردند... سوال: و برخورد بازيگران لبناني بامجموعه چه بود؟ پوريا: معمولا در لبنان مسيحيان و مسلمانانزندگي ميكنند، اما مسلمانان آنان، بسيار عقايدسفت و سختي داشتند... برخوردها بسيار خوب ومحترمانه بود. سوال: و حرف نگفتهاي در موردمجموعه (وفا) به ياد نداريد؟
پوريا: از تشكرهاي روزمره خوشم نميآيد، امابايد بگويم اگر گروهي با اين صداقت كار نميكرد،اين مجموعه به ثمر نمينشست، تهيه كننده تماميامكانات رفاهي از خورد و خوراك گرفته تاگردش و... را براي ما فراهم كرده بود، به جراتميگويم كه با كرايه آن قايق تفريحي ميتوانيك سريال ساخت، آن لوكيشن را ميتوانستيم دربيرون از دريا هم مقابل دوربين ببريم، اما سعي شدكه در دريا ساخته شود... تا به دل بيننده بنشيند...
سوال: درباره گروه نويسندگان همبرايمان بگوييد؟ پوريا: طرح كلي آن توسط استاد فريدونجيراني نوشته شده بود كه سپس توسط عليرضاافخمي و سعيد رحماني بازنويسي شد... سوال: چند پرسش خصوصي هم داريم، ابتدا بهما بگو از پول خوشت ميآيد و خوب پول خرجميكني يا نه؟
پوريا: مهم است، اما اصل نيست، منفوقالعاده ولخرجم... سوال: به جز بازيگري كار ديگريداريد؟ پوريا: طراحي فضاي سبز و ترجمه مقالاتبراي مجلات علمي... سوال: آدم حسابگري هستيد؟ پوريا: اصلا حسابگري نميكنم، معتقدم اگرخوب پول خرج كني، خداوند خوب پولميرساند. سوال: يادت است چه ساعتي به دنياآمدي؟
پوريا: ساعت 4 صبح به دنيا آمدم. سوال: كجا تحصيل ميكرديد؟ به يادداريد! پوريا: از آنجا كه پدرم شركت نفتي بود، تادوران دبستان در شهرهاي مختلف به خصوصشهرهاي جنوبي بوديم، در دوران راهنمايي درمدرسه شهيد باهنر تهران و دوران دبيرستان را درمدرسه (رازي) گذراندم. دوران ليسانسم را در رشته اصلاح نباتاتدانشگاه آزاد شيراز كه در آخرين سال تحصيليرتبه سوم را بدست آوردم... و دوران فوق ليسانسم را در تهران و رشتهفيزيولوژي گياهي گذراندم كه باز هم با رتبه سوم،فارغالتحصيل شدم. سوال: به كسي بدهي داري؟ پوريا: بدهي مالي نه، شايد بدهي اخلاقيداشته باشم.
سوال: كسي است كه از او بخواهيعذرخواهي كني؟ پوريا: بله، مادرم، من در يك سني، آدم خوشاخلاقي نبودم، خيلي داد و بيدادي بودم، آنزمان به ورزش (بوكس) ميپرداختم و روياعصاب من تاثير گذاشته بود، اما مادرم مرا تحملكرد. از او عذرخواهي ميكنم. سوال: و كمتر از دو ماه ديگر تا جامجهاني مانده، نظرت را در رابطه با تيم ملي بگو؟ پوريا: البته فكر نكنم تا آن حد صلاحيت اينكار را داشته باشم، به عنوان يك علاقمند بهفوتبال و كشورم، با تدابير (برانكو) موافق نيستم،چرا كه خيلي از بازيكنان شايسته را پشتدربهاي تيم ملي گذاشته است. سوال: فكر كنم گفتگوي خوبي از آب درآمد؟
پوريا: دقيقا، خيلي خوب بود، زميني زميني والبته پاك...
سوال: هانيه توسلي را براي ما تعريفكنيد، يك پرسش تكراري كه هنرپيشهها معمولاچارهاي جز پاسخ دادن به آن ندارند؟
توسلي: در 14 خرداد سال 1358 درهمدان به دنيا آمدم، دو تا خواهر دارم، يكيچهارسال از من بزرگتر و ديگري 9 سال از منكوچكتر است به نظر شما اين تعريف درستي از(هانيه توسلي) است؟
توسلي: (ميخندد) اين كه تعريف كردننيست، راستش هانيه توسلي را خودم همنميشناسم، دختري 27 ساله هستم كه از 16سالگي تشنه بازيگري بودم، دلم ميخواست،آدمهاي اين حرفه را بشناسم، به تئاتر عشقميورزيدم و همين علاقه باعث شد كه در سال78، در دانشگاه قبول شوم و به تهران بيايم و اينحرفه را به شكل حرفهاي ادامه بدهم، به هر حال(هانيه توسلي)، انساني بود كه علاقه وافري به هنربازيگري داشت و سرانجام با تلاش به آن رسيد،اما الان نگاهم طوري است كه 6،7 سال پيشاينطور نبود. سوال: و چه تفاوتي ايجاد شد؟
توسلي: به هر حال گذشت زمان خيلي چيزهارا ثابت ميكند، آن زمان از بيرون به بازيگرينگاه ميكردم، اما الان ديگر نگاهم از داخل است،متوجه شدم كه بازيگري تنها يك هنر نيست، بلكهيك مهارت است و استعداد مربوط به خود راميطلبد، آن زمان فكر ميكردم، بازيگري هنراست اما در حال حاضر نه. سوال: و خانواده از شما حمايت كردند؟
توسلي: من در رشته علومتجربي تحصيلميكردم و دوست داشتم ژنتيك بخوانم، اما باديدن فيلم هامون، ساخته داريوش مهرجويي كهدر مدرسه نمايش داده شد به اين رشته پرتابشدم و با ديدن فيلم (ديگه چه خبر) به بازيگريعلاقه پيدا كردم...پدرم ابتدا مخالف اين امر بود،اما بعد كه ديد من در اين زمينه در حال تحقيق ومطالعه هستم، تسليم علاقهام شد، مادرم هم ازابتدا مخالفتي با بازيگرشدن من نداشت. آبان ماه 78، پس از قبولي در دانشگاه بهتهران آمدم، پدرم در اسفندماه سال 78 فوتكرد و مادرم تنها حامي من بود، از طرفي خواهربزرگترم كه نگاهي تخصصي به سينما دارد، ازجنس ديگري است او به سينماي جهان و اروپاعلاقه زيادي دارد و او هم مشوق من بود، ما دركنار يكديگر فيلم ميديديم و نقد ميكرديم،خواهرم در حال حاضر در مجله فيلم و زنان نقدمينويسد و به هر حال مطبوعاتي است... البته درزمينه ترجمه هم فعاليت ميكند سوال: چند كار تلويزيوني و سينمايي دركارنامه شما به چشم ميخورد؟
توسلي: 2 كار تلويزيوني، 9 كار سينمايي و دوفيلم كوتاه سوال: از حستان و نگاهتان بيشتربگوييد؟
توسلي: آن زمان من آدمها را به دو دستهتقسيم ميكردم، آدمهاي بازيگر و آدمهايعادي؟! يعني يك عشق آتشين نسبت به اين حرفهداشتم...حالا كه به آن روزها دوباره نگاه ميكنم،تعجب ميكنم...من ميآمدم تهران و به تماميتئاترهاي شهر ميرفتم، از همدان به تهرانميآمدم، تا فيلم جديدي روي پرده ببينم ودوباره به همدان باز ميگشتم، يك عشق عجيب وغريب. الان هم تصوير را دوست دارم، ذات سينمارا دوست دارم، اما آن احساسي كه در گذشتهنسبت به بازيگري داشتم، در حال حاضر ندارم. سوال: نام اثرهايتان را برايمان بگوييد؟
توسلي: مجموعه غريبه در سال 79، درفيلمهاي سينمايي شام آخر (فريدون جيراني)،اثيري (محمدعلي سجادي)، شبهاي روشن(فرزاد موتسن)، گاهي به آسمان نگاه كن (كمالتبريزي)، جايي براي زندگي (محمدبزرگنيا)،يك شب (نيكي كريمي)، زمان ميايستد (عليرضااميني) و كافه ستاره (سامان مقدم)... تقريبا ساليدو فيلم. سوال: تلويزيون بهتر است يا سينما؟ توسلي: در هر دو زمينه، اگر كار مطلوب باشد،آن هم در تمام زمينهها، از فيلمنامه تا كارگرداني وانتخاب بازيگر... سوال: و شما كدام يك را انتخابميكنيد؟
توسلي: اگر هر دو درجه يك باشد، من طبعاسينما را انتخاب ميكنم، اما اگر سريال درجه يكو فيلم درجه دو باشد، به طور يقين سريال راانتخاب ميكنم .
سوال: (وفا)، يكي از كارهايي بود كهطي سه، چهارسال اخير بسيار پربيننده بود و بهدلها نشست، كمي در رابطه با اين مجموعهبرايمان بگوييد؟
توسلي: پيشنهاد اين كار، در شهريور 84 به منشد، آن زمان هم نامش (وفا) نبود، من آن زمانبر سر كار فيلم (عصر جمعه) بودم، با خواندنفيلمنامه ابتدا تصميم نداشتم بازي كنم، اما پس ازاتمام فيلمبرداري بخشهاي (ايران) دوباره بامن تماس گرفته شد و تغييرات فيلمنامه را به منگفتند، پيچيدگيهاي آن برايم جذاب بود، ازطرفي دوست داشتم با آقاي لطيفي همكاريكنم، به من گفته شد كه تنها براي بخشهاي لبناندر نظر گرفته شدم، در نهايت پاسخ مثبت دادم وبه لبنان رفتم سوال: از سختيهاي كار بگوييد؟
توسلي: اصولا كار خارج از ايران مشكل است،براي مثال روزي هم كه تصويربرداري نداشتيم،بايد هتل ميمانديم و سرمان را گرم ميكرديم،چون بهخاطر آن كار، در خارج از كشور هستيم.اما در داخل كشور، شما وقت داريد كه به كارهايديگرتان هم برسيد... سوال: وقتهاي آزادتان را در لبنانچگونه ميگذرانديد؟
توسلي: بيروت شهر قشنگي است، جاهايديدني ميرفتيم و اغلب مطالعه ميكردم وعكاسي هم ميكردم. سوال: شما آدم گوشهگيري هستيد؟ توسلي: به شدت، يعني بيشترين لذت و بهترينلحظات زندگيام را از تنهايي كسب كردم
سوال: پس فكر كنيم، بهترين پيشنهاد ازشما، دعوت به (شهربازي) باشد؟
توسلي: نه... فاجعه است، حوصله جاهايشلوغ و پرسروصدا را ندارم، تحمل سروصدا
راندارم.
سوال: در تنهايي چه ميكنيد؟ توسلي: فكر ميكنم، موسيقي گوش ميدهم،كتاب ميخوانم و به نقاشي ميپردازم. سوال: معمولا چه موسيقي گوشميدهيد؟ توسلي: موسيقي كلاسيك.
سوال: و پاپ ؟ توسلي: تنها فرهاد و فريدون فروغي. سوال: از چه رنگي خوشتان ميآيد؟ توسلي: تمام رنگها، بستگي دارد كجا استفادهشود. سوال: تلويزيون نگاه ميكنيد؟ چهبرنامههايي؟ توسلي: بله، به كارهاي مديري علاقه دارم... سوال: اهل ورزش هستيد؟ توسلي: زياد نه...اما گاهي اوقات (يوگا) انجامميدهم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:23 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
آرنولد شوارتزينگر
نام كامل:ARNOLD ALOIS
SCHWARZENEGGER
اسامي مستعار:ARNIE -THE GOVERNATOR -AUSTRIAN OAK - CONAN THE REPUBLICAN .
قد:188 سانتي متر.
وزن:(در اوج تناسب اندام) 117 كيلو گرم. نام كتاب اتوبيوگرافي وي: ARNOLD:THE EDUCATION OF A BODY BUILDER
آرنولد شوارتزينگر در 30 جولاي 1947 در اتريش در خانه اي
بدنيا آمد كه فاقد تلفن ، دستشويي و يخچال بود . نام خانوادگي
وي: شوارتزنگر به زبان آلماني به معني "كشاورز سياه" مي
باشد . پدرش گوستاو شوارتزنگر يك افسر پليس بود كه در سال
1974 بر اثر نارسايي قلبي فوت كرد و مادرش اورليا جادرني
نيز در سال 1998 به علت سكته قلبي درگذشت . پدر و مادر
وي عضو حزب نازي آلمان بوده اند .
برادرش مينهارد در سال 1971 در جريان تصادف رانندگي فوت
كرد .
وي در سال 1965 به مدت يك سال به خدمت سربازي اتريش
رفت .
آرنولد پس از ترك اتريش به انگليس آمد و مشغول به كار
گرديد . درآمد وي در انگليس 120 پوند در ماه بود .
وي فارغ التحصيل رشته مديريت بازرگاني و بازاريابي بين الملل
است و به غير از بازيگري يك بدنساز، سياستمدار نيز هست .
آرنولد هنگامي كه در سال 1968 به آمريكا آمد سرمايه اش
20 دلار بود و لهجه غليظي نيز داشت . وي در سال 1983
تبعه امريكا گرديد .
آرنولد در سال 1986 با ماريا شريور دختر برادر جان كندي كه
يك روزنامه نگار و گوينده تلويزيون است ازدواج كرد . حاصل
اين ازدواج 4 فرزند است . يك دختر 17 ساله به نام كاترين يك
دختر 14 ساله به نام كريستينا يك پسر 12 ساله به نام پاتريك
و يك پسر 8 ساله به نام كريستفر .
وي در سال 1997 تحت عمل جراحي باز قلب
قرار گرفت. وي از دريچه قلب مصنوعي
استفاده مي كـنـد كـه هر چند سال يكبار
ميبايد آن را تعويض كند . (نارسايي قلبي در
خانواده شوارتزينگر ارثي است . )
عضلات وي رشد يافته ترين عضلات يك
انسان در تاريخ جهان مي بـاشـند از ايـن رو
نــــام وي در كتاب ركوردهاي گينس به ثبت
رسيده است . البته وي اذعان كرده است كه
از داروهاي استروئيدي استفاده ميكرده
است .
وي هوادار حزب جمهوريخواه ميباشد .
وي دو بـار در سال هـاي 1996 و 2002
دكـتـراي افتخاري دريافت كرده است .
آرنـولـد در سـال 2003 بـه فـرمـانـداري
كـاليفرنيا منصوب گرديد . وي ويراستار دو
مجله پرورش اندام نيز ميباشد .
وي در جهان از لحاظ كسب مقام نخست در
رشته پرورش اندام مسابقات جهاني نيز
ركوردار ميباشد . وي تاكنون 5 بار مقام آقاي
جهان MR . UNIVERSE و 7 بار نيز عنوان
MR . OLYMPIA را از آن خود كرده است .
درآمد وي از حرفه بازيگري تاكنون بيش از
250 ميليون دلار بوده است . درآمد وي تنها از
فيلم ترميناتور 3 ، 30 ميليون دلار بوده
است .
استاديوم فوتبالي بنام وي در اتريش وجود
دارد .
وي تحت عمل جراحي فك نيز قرار گرفته
است .
روابط ديگر:BRIGITTE NIELSEN ، در سال 1985
نامزد كردند اما منتفي گشت .
فيلم شناسي :
Hercules in New York (1970)
The Long Goodbye (1973) Stay Hungry (1976) Pumping Iron (1977) (The Villain (1979 Scavenger Hunt (1979) The Comeback (1980) (Body by Garret (1982 (Conan the Barbarian (1982 Conan the Destroyer (1984) The Terminator (1984) Red Sonja (1985) Commando (1985) Raw Deal (1986) Predator (1987) The Running Man (1987) Red Heat (1988) Twins (1988) Total Recall (1990) Kindergarten Cop (1990) Terminator 2: Judgment Day (1991) Freed (1992) (Dave (1993 (Last Action Hero (1993 The Last Party (1993) (A Century of Cinema (1994 Beretta's Island (1994) True Lies (1994) Junior (1994) T2 3-D: Battle Across Time (1996) (Eraser (1996 Jingle All the Way (1996) Stand Tall (1997) (Batman & Robin (1997 Junket Whore (1998) (End of Days (1999 The 6th Day (2000) Dr. Dolittle 2 (2001) (Last Party 2000 (2001 (Collateral Damage (2002 Terminator 3: Rise of the Machines (2003) The Rundown (2003) (Around the World in 80 Days (2004 How Arnold Won the West (2004) (WMD: Weapon of Mass Destruction (2004 (COMMING SOON : The Kid & I (2005 آرنولد و همسرش
آرنولد و خانواده 6 نفري اش
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:44 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
دی جی مریم و زندگی دوباره
مصاحبه سايت بى بى سى با دی جی مريم
مريم دی جی دختر نوجون و شاديه ، البته خيلی سرو حال نبود و اتفاقات
چند ماه
گذشته و مهاجرت دمقش کرده بود. يک لنز سبز گذاشته بود و با کلاه لبه دار
و موهای دم خرگوشی
خوبی دی جی مريم؟
قربونت برم.
الان در کدام کشور هستيد؟" ميتونی اين رو به ما بگی.
من خارج از ايران هستم ...!
بعد از تصميم خارج شدنت از ايران، ميخوای کجا بری؟
فعلاً مشخص نيست. اما به احتمالی ميرم آمريکا، لوس آنجلس. چون اونجا ايرانی
های بيشتری هستن و می تونم کار موسيقيم رو ادامه بدم.
شايعات مبنی بر دستگيری و زندانی شدن شما درست بوده يا نه؟" اصلاً
برامون بگو شايعات چی بوده؟
شايعه بود که ناخن دی جی مريم رو کشيدن و زبونشو بريدن! ولی نه، تمامی اينها
شايعه بوده و صحت نداره. زندانی و دستگير هم نشدم. تنها بازجويی شدم.
مثل اينکه يک مدتی هم توی خونه غير مستقيم حبس بودی، درسته؟
بله. اصلاً نمی تونستم بيرون برم و هيچ فعاليتی بکنم. به خاطر همين همش توی
خونه بودم. فشارهای عصبی باعث شده بود که گوشه گير بشم.
آيا هنوزهم بر اين باور هستی که تنها برای خانوم ها ميخوانی؟"
نه. چون وقتی توی ايران بودم شرايط به اين صورت بود که می تونستم فقط برای خانم
ها کنسرت بزارم. ولی اينجا فرقی نداره و شرايطش فرق ميکنه.
آيا هم اکنون شما آلبومی را در دست تهيه داريد؟"
بله. يک آلبوم جديد به سبک تکنو دارم که با خودم آوردم.
پس آهنگ های "مترسک" و "دزد دريايی" هم جزو اين آلبومه، درسته؟
بله. اما اون موقع که اين آهنگ ها رو از بی بی سی پخش کردين هنوز ميکس نهايی
نشده بود. اين هست که اين آهنگ ها توی آلبوم جديد يک مقداری فرق داره.
دوست دارم خودت رو معرفی کنی، همون جوری که هميشه خودت رو
معرفی می کنی ...
من محشر، فرزند زمين، پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب که
معروف شدم به دی جی مريم!
لطفاً بفرمايد منظور شما از اينکه ميگيد من دختر زمين هستم پدرم خورشيد
مادرم باد ...چيست؟"
پدر من يک فرهنگخانه توی ايران داره و کارهای فرهنگی ميکنه. پردم به مدت نه سال
روی يک پروژه مطالعاتی درباره ايران و فرهنگ ايرانی کار کرد و درباره همين موضوع،
کتابی با عنوان "پدرم خورشيد، مادرم زمين، برادرم آتش، خواهرم آب" نوشته. من هم
از کوچکی به اين جمله علاقه داشتم و خودم رو اينجوری معرفی می کنم.
تو خودت اين چيزهای فلسفی رو باور داری؟
پدرم هر چيزی بگه من قبول دارم!
به به، اين که شد مرد سالاری!!!
نه! چون پدرم رو خيلی دوست دارم و حرفهايی که ميزنه برام خيلی اهميت داره!
يعنی اگر بگه ديگه تلفن استفاده نکن، ديگه استفاده نميکنی؟
نه ديگه! اين رو استفاده می کنم! ( با خنده )
راستی جريان تيپ "مو محشری" چيه؟ چون الان می بينم که موهات رو دم
خرگوشی بستی و کلی هم روبان رنگی زدی به دو طرف موهات.
من توی کنسرت هام به خاطر ريتم موزيک هام که جوون پسنده، يک تيپ نوجوانی
می زدم که به مو محشری معروف شد. بعد آخر کنسرت هام، اين روبان ها رو به
عنوان يادگاری پرت می کردم به طرف جمعيت.
آيا قراره خارج از ايران کنسرت بدی؟
بله. خيلی دوست دارم کنسرت اجرا کنم.
با چه لباسی روی صحنه خوهی آمد؟ حجاب يا لباس ..."
فکر کنم با حجاب ... البته همه چی بستگی به شرايط داره.
چه سبک موسيقی رو دوست داری؟
من تکنو و ترنس رو خيلی دوست دارم
ا آيا تحصيلات در زمينه موسيقی داری؟
من و برادرم دو قلو هستيم. وقتی کوچک بوديم خيلی با هم جنگ و دعوا می کرديم و
من هم خيلی جيغ می زدم! به قول بابام جيغ های بنفش. بابام می گفت مگه ميشه
جيغ يک نفر انقدر بلند باشه! به خاطر همين من رو فرستاد کلاس های موسيقی و
آواز. سازهای مختلفی رو ياد گرفتم و کلاس آواز رفتم. حتی اپرا ياد گرفتم و اون رو
علمی دنبال کردم.
مثل اينکه بابا خيلی هم در اينباره سختگيری ميکرده؟
درسته. خيلی سخت می گرفت. وقتی از سر کار به خونه می اومد، حالم رو نمی
پرسيد، در عوض می پرسيد امروز چند ساعت تمرين کردی؟! اگر يک روز تمرين نمی
کردم باهام حرف نميزد!
نام دی جی مريم را خودتون انتخاب کرديد يا مردم. اگر مردم، شما اين نام را
قبول داريد؟"
وقتی سی دی اول من دزديده و پخش شد، اسم من رو نمی دونستند و هر کسی
يک اسمی می گفت ... مريم رها، مريم دی جی و يا دی جی مريم.
حالا چرا "مريم"؟
نميدونم. شاد خواست خدا بوده، چون اسم "مريم" مقدسته.
الان که از ايران خارج شدی، پشيمونی، خوشحالی يا اصلاً درباره تصميمی
که گرفتی چه احساسی داری؟
خيلی دلم برای ايران تنگ شده .... خيلی زياد. پشيمونی هم سودی نداره، چون اين
به خواست من نبوده ... من فقط می خواستم که بخونم!
درباره آلبوم های جديدت ، مثل اينکه دو تا آلبوم آماده داری، درسته؟
بله. اسم آلبوم جديدتره "من محشرم" هست. انقدر به من گفتن "دی جی مريم" که
من هم يک آهنگ خوندم که توش ميگم "من محشرم". اين آهنگ بر عکس همه
آهنگ های تکنوی توی آلبوم، ريتم شش و هشت داره که جوابی هست به آهنگ
معروف "تو محشری" ...
اسم آهنگ های ديگه آلبومت رو برامون ميگی؟
"مترسک"، "دزد دريايی"، "من محشرم"، "سلام"، "خليج" و "اين شوشيناک"
"اين شوشيناک" يعنی چی؟
يک اسم قديمی برای دختر شاه پريونه.
آيا شما ازدواج کرديد. اگر بله با کی؟"
نه. من ازدواج نکردم!
کدام انگيزه باعث شد تا خودکشی کنی؟"
فشارهای عصبی زيادی روم بود. توی اون سنی که بودم، خيلی برام سخت بود که در
زمان پيشرفتم، جلوم بسته بشه و سدی قرار بگيره که نتونم هيچ فعاليتی انجام
بدم. بازجويی هايی که شدم و اينکه مردم از من توقع داشتن و من نمی تونستم هيچ
فعاليتی بکنم. نمی تونستم با آرامش زندگی بکنم. همه اينها دست به دست هم
داد که يه مدت زمان کمی از زندگيم خل وضع بشم! ( با خنده )
پرسيدن ارتباط ايميلی ميتونن باهات داشته باشن؟
فعلاً نه.
اسم يکی از آهنگ هات "لحظه کبوتر" هست، جريان اسمش چيه؟
کبوتر رو از قديم در زمان آزادی نشون می دادند. مثلاً کسی اگر از زندان آزاد می شد،
کبوتر رو نشون می دادند به خاطر همين ميگن "لحظه آزادی" ... "لحظه کبوتر"
شهرتت توی ايران جالبه. مثل اينکه همين شهرت باعث يک اتفاق جالب
شده، برامون تعريف می کنی؟
نمايشگاه دعوت شده بودم. از در که رفتم تو، يکی از خبرنگارها من رو شناخت. از اون
به بعد هر چی آدم و خبرنگار بود، دور من جمع شده بودن و عکس و مصاحبه می
گرفتن. همين طور که داشتيم توی سالن ها راه می رفتيم، يکی از شخصيت های
سياسی و همراهانشون هم در حال قدم زدن بودن. من که از کنار اين شخصيت رد
شدم، طرفدارها و خبرنگارهای دور اون آقا هم به من محلق شدن!
مثل اينکه توی ايران کنسرت هم دادی! من فکر می کردم اجازه هيچ کاری
رو نداشتی!
کنسرت رو قبل از مخالفت با من گذاشتم. کنسرتی بود برای خيريه و به نفع ايتام. يک
کنسرت ديگه ای هم بود برای انتخابات رياست جمهوری که بايد انجام می دادم.
يعنی مجبورت کرده بودن؟
يه جورايی.
چند نفر توی اين کنسرت بودن؟
تقريباً ۷۰۰۰ نفر که در رشت برگزار شد.
این کنسرت فقط برای خانم ها بود؟
بله.
هنوز هم ميخوای توی آهنگ هات از شگردهای صوتی ( افکت ) استفاده
کنی؟
دوست دارم هر آلبومم يک جور باشه. مثلاً اگر توی اين آلبومی که دارم از افکت زياد
استفاده کردم، ممکنه در آلبوم بعديم اصلاً از افکت استفاده نکنم. اين بستگی به
سليقه خودم داره.
آيا جايی هست که بشه سی دی تو رو خريد؟
سی دی من هنوز منتشر نشده. اما به زودی مشخص ميشه
من از علاقمندان صدای شما هستم، اما شما در مصاحبه هاتون حرف های
عجيبی می زنين، مثلاً خودکشی، يا اينکه دوست ندارين مرد ها صدای شما
رو بشنون و ..." ميشه برای ما واقعيت رو توضيح بدی؟
واقعيتش اينه که من توی شرايطی هستم که متناسب با اون شرايط بايد حرف بزنم.
انقدر تحت فشار هستم که خودم بعضی مواقع قاطی می کنم که چجوری دارم حرف
می زنم. اميدوارم ناراحت نشين و بدونين که آدم دروغ گويی نيستم. تا اونجايی که
بتونم واضح صحبت می کنم، ولی دروغ نميگم.
مشکلات شما توی خونه چی بوده و اينکه آيا با رضايت پدر و مادرم اومدی
خارج از کشور؟"
توی خونه مشکلی نداشتم. بله. با رضايت پدر و مادرم اومدم بيرون.
به نظر مريم خانم آيا موفقيت خودشون در خارج از کشور رو حس می کنند؟
منظورم کشورهای اروپايی و آمريکاييه ..."
سختی هايی که توی ايران کشيدم با مشکلات و سختی هايی که خواننده های
اينور دنيا دارن فرق می کنه. به نظر خودم فکر می کنم می تونم از عهده اين مشکلات
بر بيام. نه فقط به خودم، بلکه به يک ملت قول دادم که تمام تلاشم رو بکنم که بتونم
زحماتشون رو جبران کنم. هيچ وقت فکر نمی کردم با يک کاست، يک شبه ره صد
ساله برم. همه اينها لطف مردم بود. دوست دارم به دنيا بگم جوونهای توی ايران هم
می تونند يک کارهايی انجام بدم و فقط اروپايی و آمريکايی ها نيستن که ميتونند
پيشرفت کنند.
هنوز برای ما اين موضوع مبهمه که خيلی ها ميگن اين يواشکی خودش
آهنگ هاش رو بيرون داد که معروف بشه، و حالا ميگه نه، دزديدن! آخه مگه
ميشه؟
اتفاقاً سوال خوبی کردين. توی دنيا يک خواننده به دو دليل آلبوم موسيقی بيرون ميده.
يکی اينکه ثروتمند بشه ، دوم اينکه مشهور بشه. من با اون کاست نه ثروت پيدا
کردم و نه مشهور شدم.
مشهور شدی که !!!
اون موقع مشهور نشدم! من وقتی با شما مصاحبه کردم مشهور شدم! روی هر
کاست و يا سی دی، بايد عکس خواننده، اسم اون، اسم شاعر و نوازنده و ... باشه.
روی اين کاست هايی که در بازار بود هيچ اسم يا عکسی نبود! من برای اينکه از
خودم دفاع کنم و بگم که اين شايعاتی که مردم ميگن صحت نداره، با شما مصاحبه
کردم و اين موضوع من رو مشهور کرد.
تو يک دوران سکوت هم داشتی. يادمه حتی نميشد باهات تماس گرفت!
درسته، من حق مصاحبه با هيچ کسی رو نداشتم.
در ضمن ميخوام اينجا يک سوء تفاهمی رو حل کنی. به من گفتی اسم اون
آهنگی که توش ميگی يه يه يه، "دختر شاه پريون" هست! من چند تا ايميل
دريافت کردم که اگه اين اسمشه، پس چرا توی آهنگ اسمی از دختر شاه
پريون برده نميشه؟
چون اسم کليپ اين آهنگ "دختر شاه پريون" بود. البته اسم اصلی اين شعر "رنگی
ندارد" بود. اما مردم اون رو "يه يه يه" صدا می زدن.
وقتی به طرفدارهات امضاء ميدی، چی می نويسی؟
محشر، کليد سل ( يکی از علامتهای موسيقی )، بالاش هم می نويسم "يه يه يه
يه"
دی جی مريم، مريم دی جی، محشر، يه يه يه، خيلی ممنون که با ما بودی.
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه :
۱. عشق از دیدگاه حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند) ۴.عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....) ۵.عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..) ۶.عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....) ۷.عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....) ۸.عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....سالی با دوستش هم قراره بیآد....دوست سالی واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم ) ۹.عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم ) ۱۰.عشق از دید کسی که بار اولش نبست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم) ۱۱.عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ) ۱۲.عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت می کنم اگه بیآد خواستگاریم) ۱۳.به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز) ۱۴.عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره) ۱۵.عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی ) ۱۶. عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن) ۱۷.عشق از دید حمیدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است, زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود. (جمله عاشفانه :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) ۱۸.عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد) ۱۹.عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده: عشق یعنی کشک. (جمله عاشقانه : برو کشکتو بسآب) |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:39 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
رینگ و لاستیک اسپرت
اغلب افراد ، آنچه برايشان در درجه اول اهميت دارد ، زيبايی است و نه ايمنی ، آنها سعی می کنند رينگهایی بزرگتر، لاستيکهايی پهن تر و با ديواره کوتاه انتخاب کنند و صد البته رينگی را انتخاب می کنند که به سليقه خودشان زيبا تر از بقيه باشد. عده ای ديگر فکر می کنند برای خارج نشدن از استاندارد خودرو نبايد سايز رينگ را تغيير داد و فقط لاستيک را عوض می کنند و يا از رينگی با قطر مشابه استفاده می کنند ، عده ای ديگر اعتقاد دارند کوتاه کردن ارتفاع لاستيک ، خودرو را از استاندارد خارج می کند و پهن تر شدن لاستيک نيز چرخش فرمان را مشکل و مصرف سوخت را بالا می برد و بدين خاطر فقط به تعويض رينگ می پردازند.
خوب بايد ديد کداميک انتخاب درستی انجام می دهند؟ برای وارد شدن به اين بحث ، ابتدا بايد مختصری راجع به علائم درج شده روی لاستيکها بگويم. حتما شما تا حدودی با آنها آشنايی داريد ، برای مثال شماره زير را بررسی می كنيم. ![]() حرف P مخفف Passenger و نشاندهنده سواری بودن خودرو است ، در اين قسمت كدهای LT و T نيز وجود دارند كه خارج از بحث ما می باشند و البته در اكثر لاستيكهای موجود در كشور اصلا اين كد اوليه را نخواهيد ديد ،۳ عدد بعدی معرف پهنای لاستيك(Section Width) به ميليمتر است ، دو رقم بعد از آن نسبت ظاهری (Aspect Ratio) می باشد و نشاندهنده نسبت ارتفاع لاستيك (Section Height) به پهنای آن است بعبارت ديگر مشخص می كند كه ارتفاع لاستيك چند درصد از پهنای آن است. در مثال بالا پهنای لاستيك ۲۰۵و نسبت ظاهری ۶۵ است پس ارتفاع لاستيك از فرمول زير چنين بدست می آيد.
( ۱۰۰ / نسبت ظاهري) * پهنای لاستيك = ارتفاع لاستيك ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵ ) * ۲۰۵ حرف R نشاندهنده راديال بودن لاستيك و عدد ۱۵ قطر رينگ (Rim Diameter) را نشان می دهد ، عدد ۸۹ نشاندهنده ميزان بار قابل تحمل برای هر لاستيك ميباشد كه ۸۹ معرف ۵۸۰ كيلوگرم می باشد (وزن مربوط به هر عدد از جدول Load Index ها بدست می آيد)حرف H نشاندهنده حداكثر سرعت مجاز برای آن لاستيك (Speed Symbol) است ، كه طبق جدول زير۲۱۰ كيلومتر بر ساعت می باشد.( ميزان بار ، سرعت مجاز و پهنای رينگ(Rim Width ) برای هر خودرو بر روی برچسب كناری داخل درب خودرو ( سمت راننده يا شاگرد ) نوشته شده.) ![]() اين نكته نيز قابل ذكر است كه روشهای ديگری نيز برای نمايش مشخصه های لاستيك وجود دارد اما متداول ترين آن همان شكل بالاست كه به سيستم P متريك معروف است
خوب پس تا اينجا فهميديم كه نسبت ظاهري(Aspect Ratio) نشان دهنده ارتفاع لاستيك نيست و بعنوان مثال ارتفاع يك لاستيك ۶۵/۱۶۵ با يك لاستيك ۶۵/۱۷۵ متفاوت است. يكی از مهمترين شاخص ها در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ثابت نگه داشتن قطر مجموعه رينگ ولاستيك در ميزان استاندارد كارخانه است ، چرا كه تغيير قطر كلی چرخ باعث ايجاد خطا در كيلومتر شمار و اخلال در نحوه تعويض دنده ها (خصوصا در خودروهای اتوماتيك) می شود و در خودروهای مجهز به ABS نيز در كار ECU اخلال بوجود می آورد و می توان گفت تنها مزيت در هنگام بزرگ تر شدن چرخ ، افزايش شتاب خودرو در حد ناچيزی است. برای كمك به ثابت نگه داشتن قطر چرخ در هنگام تعويض رينگ و لاستيك ، راهنمايی به نام PLUS در نظر گرفته شده و آنرا با واحدهای Plus1 ، Plus2 ،Plus3 و .... نامگذاری كرده اند كه هر كدام نشانه افزايش ۱ اينچ به قطر رينگ ميباشد و با استفاده از اين راهنما در ازای افزايش قطر رينگ ، ارتفاع لاستيك ، كوتاهتر انتخاب می شود تا قطر كلی چرخ تا حد ممكن ثابت بماند. چگونگی عملكرد Plus ها را در شكل زيرمي بينيد. ![]() بطور مثال اگر بخواهيم از رينگ ۱۶ اينچی بجای ۱۵ اينچی استفاده کنيم ، حتما بايد ارتفاع لاستيک را به همان نسبت کاهش دهيم تا قطر کلی چرخ ثابت بماند ، فرض کنيد لاستيکهای خودرويی 15/65/205 باشد و بخواهيم رينگهايی ۱۶ اينچی بر روی آن نصب كنيم ، با محاسبات زير می توان سايز لاستيك لازم برای اين رينگ را بدست آورد ، بطوريكه قطر چرخ كمترين تغيير ممكن از حالت قبلی را داشته باشد.
برای اين كار ابتدا بايد ببينيم قطر كلی چرخ اوليه چقدر است ، برای اين كار ابتدا بايد ارتفاع لاستيك را از فرمولی كه در بالا گفته شد بدست آوريم و سپس آنرا ۲ برابر كرده و قطر رينگ را برحسب ميليمتر به آن اضافه كنيم. ميليمتر ۱۳۳.۲۵ = (۱۰۰/۶۵)*۲۰۵ = ارتفاع لاستيك حال قطر رينگ را ابتدا به ميليمتر تبديل وسپس به ۲ برابر ارتفاع لاستيك اضافه می كنيم. ميليمتر ۳۸۱ =۲۵.۴ *۱۵ =قطر رينگ بر حسب ميليمتر ميليمتر ۶۴۷.۴ =381+2*۱۳۳.۲ =قطر چرخ پس قطر چرخ فعلی ۶۴۷.۴ ميليمتر است ، حال می خواهيم رينگ ۱۶ اينچی بكار ببريم ، ابتدا آنرا به ميليمتر تبديل می كنيم. ميليمتر ۴۰۶.۴ =۲۵.۴ *۱۶ و می دانيم كه برای بدست آوردن ارتفاع مورد نياز براي لاستيك جديد بايد مراحل قبلی را برعكس انجام دهيم: ميليمتر ۲۴۱ = ۴۰۶.۴ - ۶۴۷.۴ ميليمتر ۱۲۰.۵ =۲ /۲۴۱ =ارتفاع مورد نياز برای لاستيك جديد حال بايد انتخاب كنيم چه پهنايی برای لاستيكهای جديد مناسب تر است، و بوسيله آن Aspect Ratio را بدست آوريم ،۲۱۵ و ۲۲۵ را آزمايش می كنيم. با پهنای ۲۲۵ عدد ۵۳.۶ بدست می آيد: ۵۳.۶ =۱۰۰ *۰.۵۳۶ =۲۲۵ /۱۲۰.۵ وبا پهنای ۲۱۵ عدد ۵۶ : ۵۶ =۱۰۰ *۰.۵۶ =۲۱۵/۱۲۰.۵ ميدانيم كه در اين رنج نزديكترين Aspect Ratio ، به اعداد بالا ، ۵۵ می باشد و ۵۶ خطای كمتری دارد تا ۵۳.۶ ، با اين حساب می توان گفت در مجموع اگر از لاستيكهای ۱۶/۵۵/۲۱۵ استفاده كنيم قطر چرخ تنها ۴.۵ ميليمتر بزرگتر می شود كه مقدار ناچيزی است. ميليمتر ۱۱۸.۲۵ =(۱۰۰/۵۵)*۲۱۵ =ارتفاع لاستيك جديد ميليمتر ۶۴۲.۹=۴۰۶.۴ +(۲*۱۱۸.۲۵) =ارتفاع چرخ جديد ميليمتر ۴.۵ =۶۴۲.۹-۶۴۷.۴ = ميزان اختلاف قطر دو چرخ اندازه بدست آمده يعنی ۱۶/۵۵/۲۱۵ همان Plus 1 برای لاستيك ۱۵/۶۵/۲۰۵ است و هميشه می توان گفت با افزودن ۱ اينچ به رينگ بايد۱۰ واحد از Aspect Ratio كم كرد و پهنای لاستيك را در مواردی ۱۰ و در مواردی ۲۰ ميليمتر افزايش داد (هر كدام Aspect Ratio نزديكتری نسبت به قطر قبلی داشته باشد ، كه البته بدليل اينكه بزرگتر شدن ناچيز قطر چرخ بهتر از كوچكتر شدن آن است ، ۱۰ ميليمتر پيشنهاد می شود) .با اين كار ما به Plus1 رسيده ايم و برای رسيدن به Plus 2 بايد همين مراحل را بر روی Plus 1 انجام دهيم، Plus های مختلف مثال قبل به صورت زير خواهند بود: O.E= 205/65/15 Plus1= 215/55/16 Plus2= 225/45/17 Plus3= 235/35/18 ديديد كه با بهره گيری از سيستم Plus می توان تا حد ممكن از بوجود آمدن تغيير در قطر چرخ جلوگيری كرد. مطلب قابل توجه ديگر پهنای رينگ است ، بايد بدانيد كه برای داشتن استاندارد بهينه و فيت شدن دقيق لاستيك روی رينگ و داشتن هندلينگ بهتر بايد در ازای افزايش هر ۵ ميليمتر پهنای لاستيك ، پهنای رينگ را ۰.۵ اينچ افزايش داد ، البته ميزان پهنای رينگ برای هر سايز لاستيك می تواند تا حدود ۱.۵ اينچ كه مقدار زيادی است در نوسان باشد ،اين نوسان در راهنماي انتخاب پهنای رينگ مناسب برای لاستيكهای مختلف ، در آدرس http://www.arbabzadeh.com/~hooshnam/rim/rim_width.htm موجود است ، اما بهترين و مطمئن ترين پهنا ، ميانگين اعداد موجود در آن سايت است كه با فرمول افزايش ۰.۵ اينچ به رينگ در ازای هر ۵ ميليمتر افزايش پهنای لاستيك نيز مطابقت دارد ،در سايت بالا مثلا برای سايز ۱۵/۵۰/۲۰۵ رينگهايی با سايزی بين ۵.۵ تا ۷.۵ پيشنهاد شده كه بهترين رينگ برای آن همان ۶.۵ می باشد اما رينگهايی با قطر ۵.۵ ، ۶ ، ۷ و ۷.۵ نيز قابل مصرف ميباشند. مساله مهم ديگر وزن رينگ و لاستيک است ، از آنجايی که اين وزن شامل سيستم فنربندی خودرو نمی شود ؛ هنگام مواجه با دست اندازها و ديگر نارسايی های جاده ، فشار بيشتری به فنربندی خودرو وارد می کند. پس هر چه رينگ و لاستيک سبک تری داشته باشيم سواری بهتر و شتاب بيشتری خواهيم داشت ، پس حتی المقدور سعی کنيد رينگ و لاستيک جديد از رينگ و لاستيک استاندارد خودرو سنگين تر نباشد. طبق آزمايشی که بر روی يک خودروی Civic انجام گرفت ، ابتدا با رينگهای استاندارد ۱۴ اينچی خود خودرو كه وزنی برابر ۳۴پاند داشتند ، آزمايشی انجام گرفت و اسب بخار خودرو ۱۱۳.۵ بود ، اما با رينگهای آلياژی ۱۷ اينچی كه وزنی برابر۴۳ پاند داشتند ، اسب بخاری برابر با ۱۰۷.۹ بدست آمد ؛ كاهش ۵.۶ اسب بخار فقط با افزودن ۳۶ پاند (مجموع ۴ چرخ) به خودرويی كه بيش از ۲۰۰۰ پاند وزن دارد ، مشخص كننده اهميت وزن رينگ و لاستيك می باشد و علاوه بر آن بايد ضربات محكم تر دست اندازها را نيز در نظر گرفت. مساله مهم ديگر چگونگی قرار گرفتن چرخ روی سيستم تعليق است و يا به عبارتی ساده تر، برخورد بيرون زدگی چرخ با لبه گلگير در سمت بيروني و برخورد چرخ با متعلقات داخل گلگير ، كه باعث بروز مشكلاتی چون پارگی لاستيك و نچرخيدن كامل فرمان می شود ، بديهی است كه با بزرگ كردن بيش از حد لاستيك و رينگ با اين مشكل مواجه خواهيم شد ، اما در مواردی با افزايش تنها ۱ سايز Plus به چرخ و يا حتی با خريد رينگی با سايز مشابه با رينگ اصلی نيز با اين مشكل مواجه خواهيم شد و دليل آن رعايت نشدن Offset در رينگ است . حال ببينيم Offset چيست ؟ فاصله بين وسط رينگ تا محلی از رينگ كه بر روی ديسك پيچ می شود را Offset می گويند.۳ نوع مختلف Offset وجود دارد كه در زير می بينيد. ![]() · حالت Zero : زمانی است كه محل پيچ شدن چرخها دقيقا در وسط رينگ قرار دارد · حالت Possitive : حالتی است كه بيشتر خودروها و خصوصا خودروها ی ديفرانسيل جلو دارا هستند و در اين حالت پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت داخل گلگير متمايل می شود و مزيت اين نوع رينگها ، جلوگيری از برخورد لاستيك با لبه گلگير و جلوگيری از فشار آمدن به بلبرينگ چرخ و پيچ های چرخ است. · حالت Negative : حالتی است كه بعضی از رينگ های اسپرت دارا هستند و پهنای چرخ و خط فرضی وسط رينگ به سمت خارج خودرو متمايل است ، مزيت اين نوع رينگها پهن تر شدن خودرو و پايداری بيشتر خودرو می باشد و بدليل حالت تو رفته و قابلمه ای ، ظاهر زيبا تری نيز دارند ، اما عيب آنها ، فشار آوردن بر روی بلبرينگ چرخ ، فشار زياد بر پيچهای چرخ و همچنين احتمال برخورد انتهای لاستيك به داخل گلكير در هنگام پيچاندن فرمان و برخورد قسمت خارجی لاستيك با لبه گلگير می باشد ،البته اين معايب برای خودروهايی كه به صورت استاندارد ، رينگهاي Negative Offset داشته باشند وجود ندارد ، و فقط زمانی كه جايگزين رينگ Possitive Offset می شوند پديد می آيد. زماني كه ميزان Offset از حالت استاندارد خارج شود ، تغييراتی در نحوه هندلينگ خودرو بوجود خواهد آمد و خصوصا Negative Offset ی كه توسط كارخانه سازنده خودرو نصب نشده باشد ، باعث ايجاد مشكلات فنی زيادی خواهد شد. زمانی كه از رينگی با سايز مشابه سايز قبلی استفاده می كنيم ، لازم است كه Offset رينگ جديد ، دقيقا با Offset استاندارد برابر باشد اما زمانی كه پهنای رينگ تغيير می كند ، ديگر مقدار Offset قبلی قابل قبول نيست و بايد نسبت به ميزان فضای موجود در پشت لاستيك ، همچنين فاصله تا لبه گلگير و سايز لاستيك و رينگ و با فرمولهای خاص ، Offset مطلوب را بدست آورد ، با ورود به اينhttp://toy4two.home.mindspring.com/offset.html سايت و داشتن قطر و Offset رينگ قبلی و جديد ، می توانيد از ميزان تمايل چرخ جديد به طرفين آگاه شويد. البته اين مقدار بايد هميشه بيشتر از مقدار قبلی باشد و سعی شود حتی المقدور تا جايی كه فضا وجود دارد ، چرخ به داخل كشيده شود و از Negative Offset جلوگيری شود ، البته اين كار تا زمانی ممكن است كه به متعلقات سيستم تعليق برخورد نكند. اما بطور كل Offset نبايد بيشتر از ۲۰٪ از حالت استاندارد كارخانه سازنده خودرو خارج شود. بطور كلی ، افزايش بيش از حد پهنای لاستيك ، با گير كردن تاير به گلگير و يا متعلقات داخلی چرخ و يا هر دو (بسته به ميزان Offset) باعث پارگی لاستيك ميشود ، همچنين باعث افزايش مصرف سوخت و انتقال بيشتر ضربات دست اندازها به اتاق می شود و استهلاك بيشتر و فرمان سفت تری را نيز سبب می شود ولی در عوض كنترل بهتری را در اختيار راننده قرار می دهد و در پيچها نيز بسيار راحت تر عمل می كند و برعكس لاستيكهای باريك تر كنترل كمتری دارند و در پيچها ضعيف تر عمل می كنند اما ضربات وارده را كمتر به اتاق منتقل می كند. از نظر ارتفاع لاستيك نيز، لاستيكهای ديواره كوتاه كنترل بهتری دارند و اين بدين دليل است كه ارتفاع كمتر ، ارتعاش كمتری دارد و فرمان سريعتر و نرمتر ،فرمان می برد ، اما در زمينهای خيس كنترل خوبی ندارند ، در پايان لازم به ذكر است كه تقريبا تمام لاستيكهای اسپرت دارای ميزان تحمل فشار و عدد حداكثر سرعت(Speed Symbol) بالايی هستند اما با اين حال هميشه در هنگام تعويض لاستيك اين اعداد را با اعداد نوشته شده بر روی برچسب داخل درب خودرو چك كنيد و هميشه از اعدادی بالاتر يا مساوی استفاده كنيد و از خريد لاستيكهای با تحمل فشار كمتر و عدد حداكثر سرعت پايين تر خودداری كنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ مبتنی بر آرا بازدید کنندگان قابل تغییر خواهد بود.
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
|
RSS
|