آقاى بنيامين، شايد اين آهنگ، كارهاى ديگر شما را تحتالشعاع قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين مىآيد.
بنيامين: اين سبك منوتون در ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است براى خودم شايد اين ذهنيت را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما خب آقاى رجبپور هم گفتند، اين نوع صداها، در اين ملودىها مىنشينند و با آن شعرها تركيب مىشود و در نهايت چيزى كه به مخاطب مىرسد، اگرچه در نوع خود شيرين و جذاب است اما شايد اين برداشت را كه شما به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجبپور: ببينيد، جوابش اين است كه خواننده اگر براى ايرانىها از يك نتى پايينتر بخواند، صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ عروسى بخواند، مىگويند نوحه مىخواند.
بنابراين بنيامين نخواسته نوحهخوانى كند. ريتم بعضى از آهنگهاى او چيزى متضاد اين را مىگويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه ديگرى داشته، اما كمكم اين وجهه تغيير كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن بعضى از قطعات آلبوم ۸۵.
قبلاً مىگفتند كه شما آهنگ «خاطرهها» را براى امام زمان خواندهايد.
بنيامين: اينكه شما مىگوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق خيلى فرامرز است و چه بهتر كه اين كار عاشقانه را هركس به عشق خود نسبت مىدهد.
مىدانيد كه درباره كارهاى عاشقانه ديگر چنين شايعهاى وجود ندارد.
بنيامين: اين اثر وقتى منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در يك مجموعه در نظر گرفتند و شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد شد.
خودتان هيچ جا عنوان نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خواندهايد يا نه؟
بنيامين: نه
او تا قبل از انتشار اين اثر از ميزان موفقيت آن خبر نداشت. البته ناشر به او اميدوارىهايى داده بود. اما بعد كه آدمهاى عجيب و غريب اين آلبوم در صداى بنيامين حيات پيدا كردند و جوانترها زير لب زمزمهاش كردند خواننده از موفقيت آلبوم مطمئن شد و توانست با اعتمادبهنفس بيشترى بگويد كه سبكى كه در ۸۵ ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده از ابزار مدرن.»
او قبل از اين به گفته خود براى برنامههاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى مىكرده است و «رنگينكمان» اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد احمدى به صورت كاست منتشر شد.
اگر خودتان ترانهسرا هستيد، چرا تمام شعرها را از فريد احمدى مىگيريد؟
بنيامين: ترانهسرايى تمركز زيادى مىخواهد در حالى كه خيلى از كسانى كه اين كار را انجام مىدهند، خيلى راحت و ساده از كنارش مىگذرند.
شما براى گفتن شعر تمركز نداريد؟
بنيامين: نه، حس مىكنم ندارم. چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر ايدهاى به ذهنم بيايد مىگويم و او در ترانهاش منتقل مىكند. پس نگران ترانه نيستم و تمام وقت و انرژىام را روى آهنگسازى مىگذارم.
پس خودتان چطور ترانهسرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در كارهايتان براى كودكان از ترانه هاى خود استفاده نكردهايد؟
رجبپور: البته بنيامين براى چند كار شاخص كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفتهاست.
كدام كارها؟
بنيامين: اسم نياوريم بهتر است.
چرا نخواستيد در اين مجموعه از هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده كنيد؟
بنيامين: ما به يك ايده آل فكر مىكرديم. البته مواردى بوده كه من ايدهاى داشتهام، ترانهاى گفتهام و فريد احمدى آن ايده را نگهداشته و ترانه را تغيير دادهاست. من دستپخت او را دوست دارم و به او اعتماد كردهام.
پس ترانههاى ايشان بهتر است.
بنيامين: صددرصد. ما در كار تعارف نداريم.
آهنگ «خاطرهها» يا «آدمآهنى» بيشتر از آهنگهاى ديگر شنيده مىشوند. چون احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيدهشدن با ولوم بلند دارند.
رجبپور: بگذاريد من بگويم. يكى از خوبىهاى آلبوم اين است كه كسى را نديدهام كه چند قطعه آن را از خوانندههاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را بيشتر شنيدهايد به دليل انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصتهاى مختلف ساخته شدهاست. يعنى راننده در ماشينى كه ۱۰۰ كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طىكند، بايد بتواند با همه قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى نمىشود از كل مجموعه استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مىشنويد. در نظرسنجىهايمان مردم با قطعه «من امشب مىميرم» بيشترين ارتباط را برقرار كردهاند و براى جوانهاى ۱۷ ، ۱۸ ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بودهاست.
اما من مىخواهم چيز ديگرى بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى مملكت وجود دارد و به ازاى هر يك اثر اصل، ۱۰ كپى فروخته مىشود، اين اثر توانسته به گوش يكهفتم زندههاى مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مىشود حتماً پتانسيلى در كل مجموعه وجود داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمىتواند اين همه مخاطب ميليونى داشتهباشد.
بنيامين: بله من هم حرفهاى آقاى رجبپور را تاييد مىكنم.
كسانى كه با كارهاى شما ارتباط برقرار نكردهاند عقيده دارند آثار شما و ترانههاى اين مجموعه بيمار است. به درد لحظاتى مىخورد كه آدمها در شرايط عادى و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ «آدمآهنى».
بنيامين: يعنى به شرايط غيرعادى آنها كمك مىكند؟
بله.
بنيامين: فكر نمىكنم اينطور باشد.
رجبپور: آدمهايى كه شما مىگوييد از موزيكهاى خاص با ريتمهايى كه مدام تكرار مىشوند استفاده مىكنند و به تنها چيزى كه اهميت نمىدهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ فقط سه دقيقه است.
«۸۵» را جوانهاى زير ۲۰ سال بيشتر دوست دارند. شعرهايش را، ريتم تند بعضى از قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با اين اثر رقابت كند. ديگر از آن هياهو و جنجالهاى موسيقى پاپ خبرى نيست. خوانندگانى كه هر كدام يادآور يك صداى قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.
رجبپور: اما همان روزهايى كه اين آلبوم منتشر شد، چند كار شاخص لسآنجلسى هم بيرون آمد و ما افتخار مىكنيم كه كارى توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لسآنجلسى بهتر است و ديگر آثار لسآنجلسى كه همزمان با «۸۵» وارد بازار غيرقانونى ايران شدند، در مقابل اين كار حرفى براى گفتن نداشتند. ما مىدانيم كه هيچوقت نبايد به سمت ابتذال برويم اما نشاط و شادابى را هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمىتوانيم با آنها به زبان ۵۰۰ سال پيش صحبت كنيم.
كداميك از آدمهاى شركت ترانهشرقى موفقتر هستند، آريان يا بنيامين. دوره كداميك زودتر سر مىرسد؟
رجبپور: من براى آدمهايم دوره نمىگذارم.
پس چرا تب آريان در اين يكى دو سال از بين رفتهاست؟
رجبپور: اينطور نيست، سال گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و بعد از انقلاب در ايران تدارك ديدهشد ترتيبداديم اما متاسفانه بنا به دلايلى كه هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت لغو شد و ما ۲۰۰ ميليون تومان ضرر كرديم. به جز ضرر مالى، اعضاى آريان هم سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم مىگويد كه در هنگام تغيير و تحولات سياسى هركس خودى نشانبدهد، گوشت قربانى است. من نخواستم آريان گوشت قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليتهاى زيادى داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى ارگانهاى مختلف برنامه اجرا مىكرد. امسال هم خبرهاى بيشترى از آ ريان خواهيد شنيد.
آقاى بنيامين، يكى از خصوصيات اين نوع كارها زود كهنه شدن آن است. هر موزيك تازهاى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس مىزند. براى آن موقع چه كار مىخواهيد بكنيد؟
بنيامين: الان زود است كه به سئوال شما جواب بدهم.
يعنى برنامهاى نداريد كه همچنان مطرح بمانيد؟
فكر مىكنم بايد اتفاق بهترى بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن را در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد سبك كار خود را هم عوض كنيم.
چه چيزهايى براى تغيير قالب تعيين كنندهاست؟
فضاى جامعه خيلى تعيين كننده است. دكور كار ما بايد متناسب با اين فضا و جذاب باشد.
به اين فكر نكردهايد كه بعداً ممكن است از واردشدن به دنياى موسيقى مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد ندارد، در حالى كه مىتوانستيد كارهاى ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب زود گذر است.
بنيامين: تا موقعى كه خوب هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به طور طبيعى حذف مىشوم. فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر نمىكنم.
رجبپور: ببينيد آرتيست بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را نمىتوانيد دو روز با يك لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.
براى مردم چهره خواننده موسيقى پاپ خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه داريد؟
رجبپور: بله همين الان هم يك كار جديد دارم كه دنبال خوانندهاش مىگردم. البته خوانندهاى داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردمپسندى ندارد. گذشته از اينكه الان ديگر نمىتوان كارى را بدون كليپ عرضه كرد.
اگر محسن رجبپور نبود، بنيامين بدون اينكه منتظر تائيد حرفهاى خودش از جانب او باشد، شايد چيزهاى ديگر هم مىگفت.
بنيامين مىگويد بزرگترين تفريحاش كتاب است. در دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مىخواند و به كتابهاى ادبيات و شعر روز دنيا علاقهمند است و همهشان را مىخواند، همهشان را مىخواند؟
اعضاى تحريريه به او براى موفقيت آلبومش تبريك مىگويند. بنيامين وقتى مىخواهد برود، برمىگردد و مىگويد: دنيا مثل شماها نداره.